ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲ خرداد ۹۶، ۱۶:۲۳ - شبنم بیقرار
    :)

به نظرتون کسی که افسردگی گرفته،

خودش مقصره یا اطرافیانش؟!

۱۶ نظر ۲۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۴:۵۳
لوسی می

من از اونایی ام که اگر بهم بگن بیمار هستی،

پیش از اونکه بیماری منو بکشه،

اطلاع از این موضوع من رو خواهد کشت!



+یه همچین آدمی ام! :|

۱۲ نظر ۲۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۰:۴۰
لوسی می

مستر با بچه ها رفتن بیرون،

که من با افسردگی ناشی از رفتن به نزد روانپزشک

و افشا شدن شخصیتم کنار بیام!

:دی

۵ نظر ۲۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۰:۳۸
لوسی می

دوستان!

وبلاگ من مورد تهاجم اسپم قرار گرفته و روزی حدود 130 تا پیام هرزنامه برام میاد!

یا باید کد امنیتی بذارم،

یا باید چه کار کنم؟!

۱۲ نظر ۲۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۱:۱۸
لوسی می

بنده به اون مشاور فهیم(!) مراجعه کردم!

و فهمیدم که ایشون روانپزشک هستند

و مشاوره شون یه جای دیگه یه وقت دیگه است!

:|



+لذا ضایع شده و بازگشتیم!

البته برای هدر نرفتنِ حق ویزیتی که پرداخت کرده بودم، یه تست روانشناسی دادم!

۶ نظر ۲۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۳۴
لوسی می

دیروز از قِبَل یک مکالمه،

به خاطرات گذشته م سری زدم،

به اون روزگاری که پسرک تازه به دنیا اومده بود،

و روندی که با هم تا یکسالگیش گذروندیم.

امروز حالم بی نهایت بهتره.

امروز با بچه ها حسابی بازی کردیم.



+خوبه که خاطراتمون رو بنویسیم!

از گل پسر شرمنده ام که اونطور که برای پسرک نوشتم،

از روزگار او ننوشتم!

یه مقدار هم که نوشته بودم با ویرانی بلاگفا همه ش پرید..

فکر نمیکنم هیچوقت بتونم بلاگفا رو ببخشم!

:(

۵ نظر ۲۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۰۹
لوسی می

تو هر مرتبه ای که باشی،

هروقت که اراده کنی رهسپار راه خدا بشی،

به ناچار باید یه چیزهایی رو از دست بدی،

و هر چه نزدیک تر بشی،

چیزهای بیشتری رو باید قربانی کنی.



+از فرمایشات مسترِ عزیزم.

۲ نظر ۲۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۴۳
لوسی می

چه بر من میگذرد این روزها!

میگذرد این روزها..

میگذرد..



+اینکه میگن هرچه داریم از شما داریم،

درست میگن گویا!

کوتاهی هام رو چطور جبران کنم؟! :(

۱ نظر ۲۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۱۴
لوسی می

الحمدلله که از دیروز ناهار داشتیم!

واقعا حس و حال نداشتم.

درسته که الان گرسنه موندم،

اما خیالم راحته که بچه ها سیرن!

همین بسه دیگه!

۲ نظر ۲۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۴:۲۹
لوسی می

امروز اصلا حوصله ی هیچ کاری رو ندارم،

صبح حدود یک ساعت دیرتر از پسرک بیدار شدم!

(رکورد زدم!)

و پسرک هم در رعایت سکوت رکورد زد!

از اون مشاور مثلا فهیمی که دنبالش بودم نوبت گرفتم،

و از اینکه برای یه نوبت گرفتن از دکتر،

باید حتما با کسی هماهنگ بشم که بچه ها رو نگه داره،

شاکی ام!




+روحیاتم با شرایطم سازگار نیست،

و این یکی از بزرگترین سختیهای زندگی منه!

۳ نظر ۲۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۳:۰۶
لوسی می

دیشب یهو نشستم و سفره ی دلم رو برای مستر پهن کردم!

و خب طبیعتاً کار اشتباهی کردم!



+نمیدونم چرا همیشه فکر میکنم که این کار اشکالی نداره،

و برام جا نمیفته که اشکال داره!

شاید چون مستر هیچوقت بروز منفی نداشته،

و یکی از باشعورترین آدمهای جهان، در شنیدن درددله.

:)

۱۷ نظر ۲۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۵۳
لوسی می

دقت کردین صدای رییسی،

وقتی آروم حرف میزد،

چقدر شبیه صدای محمدرضا سرشار بود؟

:)



+صداشو دوست داشتم واقعا.

نوستالژیک بود :)

۳ نظر ۲۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۴۳
لوسی می

سطح شعوریِ ملت رو از مواضع انتخاباتیشون متوجه بشید!



+منظورم حمایت یا عدم حمایت از یک حزب نیست،

سطحِ درکشون از مکالمات و مناظرات،

نحوه ی استدلالشون در حمایت و رد کاندیداها،

و نحوه ی تبلیغشون برای کاندیدای مورد نظرشون،

به حد کافی گویای سطح شعوریشون هست!

پیش از بحث سیاسی با هرکسی،

به این مورد توجه کنید!

۹ نظر ۲۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۰:۰۶
لوسی می

زشت ترین مناظره ی این دوره ی انتخابات!




+وقتی مدام به هم بگن تو دزدی و تو دروغگو، اونقدری برام اهمیت نداره،

میتونم خودمو حتی اگر شده به زور،

مجاب کنم که قصدش لابد "روشنگری برای اذهان عمومی" است!

اما وقتی متعمداً همدیگه رو "تحقیر" کنند،

و متعمداً از تحریک روحیه ی دینی و مذهبی و عِرق ملی ملت مایه بذارن،

برای من چیزی تو مایه های فاجعه معنی میده!

۶ نظر ۲۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۰:۵۳
لوسی می

هوای حرم،

...

۰ نظر ۲۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۹:۱۰
لوسی می