ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲ فروردين ۹۶، ۲۲:۰۶ - مامان محمدمهدی
    من
  • ۱ فروردين ۹۶، ۰۱:۱۴ - مامان محمدمهدی
    😂

۳۶ مطلب در اسفند ۱۳۹۳ ثبت شده است

آخه شمایی که اصلا جنبه ی انتخاب نشدن رو نداری
چرا شرایطی درست میکنی که
ملت مجبور بشن
بین تو و دیگری
یکی رو انتخاب کنن؟!
۰ نظر ۲۳ اسفند ۹۳ ، ۱۶:۰۰
لوسی می

دیروز اومدن مبلهامونو با دستگاه شستن

حالا مبلهامون سیاه شده!

:((

 

+از داخل رنگ داده! :|

باید چه کارشون کنم؟! :(



۰ نظر ۲۳ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۵۹
لوسی می
مستأجر مهربان
با وجود دادن بیعانه
جا زد و دیگه خونه مونو نمیخواد!
:((
۰ نظر ۲۲ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۵۹
لوسی می
امروز قراره بیان مبلهامونو بشورن!
و خونه ی ما...
شلووووووووووووووووغ! 


+یعنی اعتماد به نفس داریم در حد المپیک!
:|
۰ نظر ۲۲ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۵۹
لوسی می
مادرشوهر خواهرم
به عنوان عیدی بهش پول داده
که بره واسه خودش ماشین ظرفشویی بخره!  


+دلم میخواد! از این عیدیا! :((
۰ نظر ۲۲ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۵۸
لوسی می
میگن نباید همسرتو با کسی مقایسه کنی
ولی آنکه را که حساب پاک است
از مقایسه چه باک است؟! 


+همه باید یه طوری باشیم
که تو مقایسات معقول همیشه پیروز باشیم
نه اینکه با طرف بحث کنیم
که منو با کسی مقایسه نکن!!
۰ نظر ۲۲ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۵۸
لوسی می
دیشب اولین ماست متأهلیم رو مایه زدم!
:)  


+با مایه ی یه ماست اصیــــــــــــــل
به قدمت بیست سال و یا بیشتر!!
۰ نظر ۲۲ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۵۷
لوسی می
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۱ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۵۷
لوسی می
به فضل خدا خونه مون به رهن رفت.
و فشار روانی مستر کم شد.  


+حالا مستر رفته یه کم به خونه سر و سامون بده
مستأجرامون بیشتر خوششون بیاد!
۰ نظر ۲۱ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۵۶
لوسی می
حس پدرانه ی مستر
نسبت به دوران بارداری سنجد
بسیار قویتر از حسش نسبت به همین موقع های پسرکه!
هرجا میریم برای پسرک لباس بخریم
دنبال لباس نوزادی میگرده میگه:
اگه جنسیتش معلوم بود،
اینو واسه "دخترم" میخریدم!!! 
۰ نظر ۲۱ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۵۶
لوسی می
فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ.
آن نور در خانه هایی است که خدا اجازه فرموده رفعت یابند
و نام او در آنجا یاد شود
و در آن خانه ها او را هر بامداد و شبانگاه تسبیح گویند..  


+ سوره نور، آیه 36
+هنوز یادم هست،
حسِ نمازخواندنم در جایی که تو نماز میخواندی..
+این آیه ی حک شده بر سر درِ خانه ی امام در نجف است. :)
+همه چیز را در مورد این مرد و زندگی اش میگوید،
همین آیه :)
۰ نظر ۲۱ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۳۶
لوسی می
وقتی چهار نفر آدم منو می بینن و میگن: "تو دلت پاکه!"
یهو یه حسی تو وجودم پررنگ میشه
یه حسی که یه جوریه
یه جوری که انگار واقعاً واقعاً دلم پاکه!
:|  


+این نفس آدم اینقدر راحت آدمو گول میزنه!
منتظر یک اشاره س! :|

۰ نظر ۲۰ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۵۵
لوسی می
این روزها منتظر نزول فرشته هام!
:)
و خونه مون خیلی شلوغه!
میدونم که خودشون هم دوست ندارن تو چنین خونه ای بیان و برن!
دیشب فکر میکردم این روزها برم خونه ی یکی دیگه!!
حالا کسی میدونه اینا دقیقاً کِی میان؟!  


+زمان حلول روح رو عرض میکنم!
۰ نظر ۲۰ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۵۵
لوسی می

چقدر دوست داشتم ظهر امروز آبگوشت بخورم!

اما نه سیب زمینی داریم و نه نخود!

و تنبلیم میاد برم بخرم!

:(

۰ نظر ۲۰ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۵۴
لوسی می
تعبیر پسرک از کاغذ زیر کیک یزدی!!
:))    


+اگه نمی نویسمش به خاطر اینه که حال به هم زنه!
۱ نظر ۱۹ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۵۴
لوسی می