ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲ خرداد ۹۶، ۱۶:۲۳ - شبنم بیقرار
    :)

۵۵ مطلب در خرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

و منی که دیگه هیچوقت
تو مأموریت رفتن های مستر
خونه مامان نخواهم رفت!
۰ نظر ۲۹ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۸
لوسی می

دندون پسرکم..

و اعصاب من!

۰ نظر ۲۸ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۷
لوسی می
و مامان
که میگه خاله گفت دکتره بهت گفته که خیلی کم خونی! آره؟
من: آره.
مامان: خب الان برای کم خونیت چه کار داری میکنی؟
بچه ت کند ذهن میشه ها!
من: :|
۰ نظر ۲۸ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۷
لوسی می

حتی به شوخی، حرفهایی رو نزنیم که ممکنه دل بشکنه

حتی به شوخی، توقعاتی رو مطرح نکنیم که خیلی هم معقول نیست..

حتی به شوخی، نزنیم به در ضد حال زدن های اساسی!

ما شوخی می کنیم و نمیدونیم که

تا چه حد رو اعصاب و احساسات طرف مقابل اسکی می ریم!

۰ نظر ۲۸ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۶
لوسی می
روانم پریشونه!
خیلی خیلی!
تل رو قطع کردم و گوشیم آفلاینه.
حوصله ی دلجویی و صحبت با هیچکس رو ندارم...
هیچکس.


+من جراحی لازم شده :(

۰ نظر ۲۵ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۶
لوسی می
احساسم میگه که
از اون مدل مادرهایی میشم
که عقده ی محبت دیدن از طرف فرزندانشون دارن!
چهار روز بی توجهی مامانم رو نمیتونم تحمل کنم
که این همه برام زحمت کشیده
و من براش کاری نکرده م
چه برسه به بی توجهی کسانی که
این همه براشون زحمت بکشم
و برام کاری نکرده باشن!

:(
۰ نظر ۲۵ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۵
لوسی می

 دوست دارم بشینم و به حال خودم گریه کنم

بیشتر از اینکه به خاطر این پارگی پرده های داخلی ناراحت باشم

احساس تنهایی و غربت میکنم

و هیچ محبت و دلسوزی ای

نمیتونه این احساس رو رفع کنه.

۰ نظر ۲۵ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۴
لوسی می
کم خونی شدید
دستاوردی دیگر در بارداری
برای من!
۰ نظر ۲۴ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۴
لوسی می
اعصاب ندارم.
کلا موجود نا امیدی هستم.
اینکه تو 26 سالگی لازم الجراحی بشی
اصلا چیز جالبی نیس!
۰ نظر ۲۴ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۴
لوسی می
پیری و تنهایی
یک کابوس نه چندان دور!
۰ نظر ۲۴ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۳
لوسی می
هر قدر به موعد زایمان نزدیک تر میشم
استرس زایمان و ماجراهای بعد از زایمان
بیشتربه سراغم میاد
پایان نامه م هم که همیشه ی خدا هست!
۰ نظر ۲۴ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۳
لوسی می
تو بدترین دوران روانی این چند وقت قرار دارم!
نمازهام داره از دست میره
و من نمیدونم قضیه از کجا آب میخوره.
استرس و ترس از این رخداد تو ضمیر ناخودآگاهم هست
و هرقدر خودمو بی خیال نشون بدم
بازم برام قابل هضم نیست..
پایان نامه م هم که همیشه ی خدا هست..
۰ نظر ۲۴ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۳
لوسی می
واقعا کجایی؟!
۰ نظر ۲۲ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۲
لوسی می
خدایا منو زیر دست دکتر جماعت ننداز!
۰ نظر ۲۲ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۲
لوسی می
این منشی های طلبکار بی ادب!
۰ نظر ۲۱ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۱
لوسی می