ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...
ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت مخفی وبها رو دنبال میکنم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۲۷ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۷ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۲۰
لوسی می
تا به حال پستی در این ساعت از روز داشته م؟!


+مستر همین الان رفت مأموریت
و من منتظر اذانم.
۰ نظر ۲۳ شهریور ۹۴ ، ۰۴:۳۶
لوسی می

دوست داشتم باز هم خودم باشم و

بیام حرفهای دلم رو

در مورد زایمان

و اون چیزی که واقعا اتفاق افتاد بنویسم

اما دیدم اینجا کلا چهار پنج نفر خواننده ی روشن داره

که دو نفرشون اصلا بچه ندارن!

برای همین ترجیح دادم ننویسم

تا زیر دینِ نوشته هام نباشم.

۰ نظر ۲۳ شهریور ۹۴ ، ۰۴:۳۲
لوسی می

شاید جور بشه یک مهاجرت داشته باشیم

من خیلی نسبت به مهاجرت خوشبینم

سخت خواهد بود اما از شرایط فعلیمون به نظرم بهتر میاد.



+میشه دعا کنید برامون اگر خیره جور بشه؟

۰ نظر ۲۲ شهریور ۹۴ ، ۱۳:۰۵
لوسی می
و إن یمسَسکَ اللهُ بضُرٍّ فلا کاشفَ لَهُ إلا هو
و إن یُردکَ بخیرٍ فلا رادَّ لفضله.


+و اگر خدا به تو زیانی برساند
جز او کسی نمی تواند آن را از تو دفع کند
و اگر برای تو خیری بخواهد
هیچکس نمیتواند فضل او را از تو برگرداند. (107یونس)

+آرامش بخشی محض این آیه در روزهای آخر
باعث میشد که سنجد رو فقط از تو بخوام
"تو" برای من خواستی که مادرش باشم
و من بینهایت ممنونم.

۰ نظر ۱۸ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۵۷
لوسی می

خدایا کاش برای ما خیر بخوای

که هر خیری هست به دست توست.


+بیدک الخیرُ..

۰ نظر ۱۸ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۱۸
لوسی می

منم و

مستر و

دو تا پسر بچه!!



+اصلا باور کردنی نیست برام!

+خدایا شکر.

۰ نظر ۱۸ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۱۴
لوسی می

این لحظات

اولین لحظات تنهایی من و سنجد

تو خونه ست...

۰ نظر ۱۸ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۱۱
لوسی می
و خداوند معجزه کرد
تا من فقط
به دستان او خیره شوم..


+روز شنبه هفتم شهریور و چهاردهم ذی القعده
ساعت سه و بیست دقیقه ی صبح
چهارمین عضو خانواده ی ما قدم به این دنیا گذاشت.

۰ نظر ۱۸ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۱۵
لوسی می
هر روزی که از زندگیم میگذره
بیشتر می فهمم
که این خدای ما شناختنی نیست...
والا شناختنی نیست...  



+و منی که در جهل مرکب ابدالدهر بمانم..
۰ نظر ۰۶ شهریور ۹۴ ، ۰۷:۲۳
لوسی می
نباشه که از من ناراحت باشی..  



+منو ببخش لطفاً.
۰ نظر ۰۶ شهریور ۹۴ ، ۰۷:۲۱
لوسی می
سخته که بپذیری بچه هات مال خودت نیستن.
سخته..  



+کمکم کن که اینو عمیقاً بپذیرم که من هیچ کاره ام.. هیچ کاره!!
۰ نظر ۰۶ شهریور ۹۴ ، ۰۷:۲۰
لوسی می
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۵ شهریور ۹۴ ، ۱۴:۲۱
لوسی می
من هنوز خیــــــــــــــــلی عقبم!
خدایا خودت منو دریاب..
ببخش لطفا. ببخش!  



+چه کار کنم؟ عقلم ناقصه نمی فهمم دیگه.
تو ببخش اگر فراموش کردم و خطا کردم..
۰ نظر ۰۵ شهریور ۹۴ ، ۰۹:۲۷
لوسی می
احساس نادیده شدن دارم.


:(
۰ نظر ۰۴ شهریور ۹۴ ، ۱۴:۲۹
لوسی می