1321.

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

1320.

تا به حال پستی در این ساعت از روز داشته م؟!


+مستر همین الان رفت مأموریت
و من منتظر اذانم.
۰ نظر

1319.

دوست داشتم باز هم خودم باشم و

بیام حرفهای دلم رو

در مورد زایمان

و اون چیزی که واقعا اتفاق افتاد بنویسم

اما دیدم اینجا کلا چهار پنج نفر خواننده ی روشن داره

که دو نفرشون اصلا بچه ندارن!

برای همین ترجیح دادم ننویسم

تا زیر دینِ نوشته هام نباشم.

۰ نظر

1318.

شاید جور بشه یک مهاجرت داشته باشیم

من خیلی نسبت به مهاجرت خوشبینم

سخت خواهد بود اما از شرایط فعلیمون به نظرم بهتر میاد.



+میشه دعا کنید برامون اگر خیره جور بشه؟

۰ نظر

1317.

و إن یمسَسکَ اللهُ بضُرٍّ فلا کاشفَ لَهُ إلا هو
و إن یُردکَ بخیرٍ فلا رادَّ لفضله.


+و اگر خدا به تو زیانی برساند
جز او کسی نمی تواند آن را از تو دفع کند
و اگر برای تو خیری بخواهد
هیچکس نمیتواند فضل او را از تو برگرداند. (107یونس)

+آرامش بخشی محض این آیه در روزهای آخر
باعث میشد که سنجد رو فقط از تو بخوام
"تو" برای من خواستی که مادرش باشم
و من بینهایت ممنونم.

۰ نظر

1316.

خدایا کاش برای ما خیر بخوای

که هر خیری هست به دست توست.


+بیدک الخیرُ..

۰ نظر

1315.

منم و

مستر و

دو تا پسر بچه!!



+اصلا باور کردنی نیست برام!

+خدایا شکر.

۰ نظر

1314.

این لحظات

اولین لحظات تنهایی من و سنجد

تو خونه ست...

۰ نظر

1313.

و خداوند معجزه کرد
تا من فقط
به دستان او خیره شوم..


+روز شنبه هفتم شهریور و چهاردهم ذی القعده
ساعت سه و بیست دقیقه ی صبح
چهارمین عضو خانواده ی ما قدم به این دنیا گذاشت.

۰ نظر

1312.

هر روزی که از زندگیم میگذره
بیشتر می فهمم
که این خدای ما شناختنی نیست...
والا شناختنی نیست...  



+و منی که در جهل مرکب ابدالدهر بمانم..
۰ نظر

1311.

نباشه که از من ناراحت باشی..  



+منو ببخش لطفاً.
۰ نظر

1310.

سخته که بپذیری بچه هات مال خودت نیستن.
سخته..  



+کمکم کن که اینو عمیقاً بپذیرم که من هیچ کاره ام.. هیچ کاره!!
۰ نظر

1309.

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

1308.

من هنوز خیــــــــــــــــلی عقبم!
خدایا خودت منو دریاب..
ببخش لطفا. ببخش!  



+چه کار کنم؟ عقلم ناقصه نمی فهمم دیگه.
تو ببخش اگر فراموش کردم و خطا کردم..
۰ نظر

1307.

احساس نادیده شدن دارم.


:(
۰ نظر
یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ شش ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت مخفی وبها رو دنبال میکنم.
آرشیو مطالب
آذر ۱۳۹۷ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۲۵ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۲۷ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۲۵ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۲۸ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۳۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۲۸ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۱ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۳۱ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۴۱ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۳۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۳۵ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۳۳ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۴۲ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۴۹ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۵۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۷۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵۲ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۷۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸۱ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۵۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۷۳ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸۱ )
دی ۱۳۹۵ ( ۸۸ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹۰ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۹۹ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۸۳ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۸۵ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۷۷ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰۷ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۱۳۸ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۲۱ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰۷ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۱۰۹ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹۱ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹۷ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۱۱۰ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۶۶ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۴۶ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۵۹ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۳۶ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۵۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۸۸ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۳۶ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۳۸ )
دی ۱۳۹۳ ( ۴۱ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۷۵ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۲۸ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴۷ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۸ )
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان