ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱ اسفند ۹۵، ۲۳:۲۹ - خانم اشک
    :)
  • ۱ اسفند ۹۵، ۲۰:۰۸ - مامان محمدمهدی
    شک نکن:))

۲۷ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۷ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۲۰
لوسی می
تا به حال پستی در این ساعت از روز داشته م؟!


+مستر همین الان رفت مأموریت
و من منتظر اذانم.
۰ نظر ۲۳ شهریور ۹۴ ، ۰۴:۳۶
لوسی می

دوست داشتم باز هم خودم باشم و

بیام حرفهای دلم رو

در مورد زایمان

و اون چیزی که واقعا اتفاق افتاد بنویسم

اما دیدم اینجا کلا چهار پنج نفر خواننده ی روشن داره

که دو نفرشون اصلا بچه ندارن!

برای همین ترجیح دادم ننویسم

تا زیر دینِ نوشته هام نباشم.

۰ نظر ۲۳ شهریور ۹۴ ، ۰۴:۳۲
لوسی می

شاید جور بشه یک مهاجرت داشته باشیم

من خیلی نسبت به مهاجرت خوشبینم

سخت خواهد بود اما از شرایط فعلیمون به نظرم بهتر میاد.



+میشه دعا کنید برامون اگر خیره جور بشه؟

۰ نظر ۲۲ شهریور ۹۴ ، ۱۳:۰۵
لوسی می
و إن یمسَسکَ اللهُ بضُرٍّ فلا کاشفَ لَهُ إلا هو
و إن یُردکَ بخیرٍ فلا رادَّ لفضله.


+و اگر خدا به تو زیانی برساند
جز او کسی نمی تواند آن را از تو دفع کند
و اگر برای تو خیری بخواهد
هیچکس نمیتواند فضل او را از تو برگرداند. (107یونس)

+آرامش بخشی محض این آیه در روزهای آخر
باعث میشد که سنجد رو فقط از تو بخوام
"تو" برای من خواستی که مادرش باشم
و من بینهایت ممنونم.

۰ نظر ۱۸ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۵۷
لوسی می

خدایا کاش برای ما خیر بخوای

که هر خیری هست به دست توست.


+بیدک الخیرُ..

۰ نظر ۱۸ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۱۸
لوسی می

منم و

مستر و

دو تا پسر بچه!!



+اصلا باور کردنی نیست برام!

+خدایا شکر.

۰ نظر ۱۸ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۱۴
لوسی می

این لحظات

اولین لحظات تنهایی من و سنجد

تو خونه ست...

۰ نظر ۱۸ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۱۱
لوسی می
و خداوند معجزه کرد
تا من فقط
به دستان او خیره شوم..


+روز شنبه هفتم شهریور و چهاردهم ذی القعده
ساعت سه و بیست دقیقه ی صبح
چهارمین عضو خانواده ی ما قدم به این دنیا گذاشت.

۰ نظر ۱۸ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۱۵
لوسی می
هر روزی که از زندگیم میگذره
بیشتر می فهمم
که این خدای ما شناختنی نیست...
والا شناختنی نیست...  



+و منی که در جهل مرکب ابدالدهر بمانم..
۰ نظر ۰۶ شهریور ۹۴ ، ۰۷:۲۳
لوسی می
نباشه که از من ناراحت باشی..  



+منو ببخش لطفاً.
۰ نظر ۰۶ شهریور ۹۴ ، ۰۷:۲۱
لوسی می
سخته که بپذیری بچه هات مال خودت نیستن.
سخته..  



+کمکم کن که اینو عمیقاً بپذیرم که من هیچ کاره ام.. هیچ کاره!!
۰ نظر ۰۶ شهریور ۹۴ ، ۰۷:۲۰
لوسی می
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۵ شهریور ۹۴ ، ۱۴:۲۱
لوسی می
من هنوز خیــــــــــــــــلی عقبم!
خدایا خودت منو دریاب..
ببخش لطفا. ببخش!  



+چه کار کنم؟ عقلم ناقصه نمی فهمم دیگه.
تو ببخش اگر فراموش کردم و خطا کردم..
۰ نظر ۰۵ شهریور ۹۴ ، ۰۹:۲۷
لوسی می
احساس نادیده شدن دارم.


:(
۰ نظر ۰۴ شهریور ۹۴ ، ۱۴:۲۹
لوسی می