1948.

وای وای وای!

درست تو ساعتی که به منظوری به ساعت نگاه کردم

مهرداد اولادی روی تخت بیمارستان جان داد..

اصلا باورم نمیشه..

خدای من!




+ینی میشه که یکی ساعت یک و نیم با پای خودش بره بیمارستان،

و ساعت سه دیگه زنده نباشه؟! :|

خدای من!

+هادی نوروزی که فوت کرد،

چون نمیشناختمش، مثل مرگ یک جوان برای من غیرقابل باور بود،

اما مهرداد اولادی...

اون زمانی که اهل تماشای فوتبال بودم، خیلی بود.. همه ش بود!

و حالا دیگه نیست...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. نثار روح هردوشون..

۶ نظر

1947.

امروز دوباره به جنگ با خامه خواهم رفت!



+ولی خدایی رو اعصابمه ها! :|

۸ نظر

1946.

الحمدلله که

هرکس، 

حتی دورترین دوستان هم

وقتی به کمک نیاز دارند،

به یاد تو و سخاوتت می افتند..



+اعتراف میکنم که زمانی این موضوع برام آزاردهنده بود..

و خداروشکر که با ناشکری های من این توفیقات رو از ما سلب نکرد.

۵ نظر

1945.

و باب الجواد _علیه السلام.

راه ورودی به قلب تو..



+عیدتون مبارک.

۳ نظر

1944.

گاهی دوست دارم یه بحثهایی بذارم اینجا

و یه گپ و گفت غیر متعارف جامعه رو

به تلافی ممکن نبودن بحث بر سر این موضوعات در عرف جامعه

اینجا مطرح کنم

اما خب..

واقعا وبلاگ جاش نیست

منم روحیه ش رو ندارم..

شایدم نگرانم،

یا

می ترسم!

:(

۱ نظر

1943.

و ما مدلی جدید برای برخورد با کودکان رو آموختیم.

ههه هه!

۲ نظر

1942.

همین که به من فکر میکنی

یک دنیا برام ارزش داره.




+فقط چند لحظه به من فکر کن

نگو لحظه چی رو عوض میکنه

همین چند لحظه، برای یه عمر

همه زندگیمو عوض میکنه..

۲ نظر

1941.

من نمیدونم در بازه ی زمانی ده تا بیست و اندی سالگی

این نیاز بشر کجا میره؟!

:|

۳ نظر

1940.

میگفت* وقتی گناه میکنی

مثل اینه که دستت رو گذاشته باشی رو سنگ قصابی

و با ساطور بزنی انگشتهاتو قطع کنی

و وقتی توبه میکنی

مثل اینه که بگی

خدایا حالا من یه اشتباهی کردم،

انگشتهامو ببین!

بیا و دوباره درستشون کن...

:|




*حاج آقای پناهیان

۶ نظر

1939.

این چالشی که گفتم

چالش فرم دهی خامه بود

که با شکست مواجه شد!

:(



+البته من مقصر نبودم، هزار عامل بود که نشد صددرصد طبق دستور عمل کنم!

+طبق قولی که قبلا داده بودم، این برگر و این یکی رو ببینید.

دوست داشتم این چالش هم موفقیت آمیز باشه که یه پست پرغرور تقدیم کنم که نشد دیگه! :|

ببخشید که عکسها هم اصلا هنری نیست! وسط خوردنها یهو یادم اومد که عکس نگرفتم! هههه ههه!

۱۴ نظر

1938.

مستر و اعتقادات راسخش.

:)



+ما دیروز فهمیدیم اگر مستر شغل آزاد داشت قطعا ورشکست میشد.

۹ نظر

1937.

صبر بر دو قسم است:

صبر بر آنچه که تو را ناخوش می آید

و صبر بر آنچه که دوست میداری...



+حضرت امیر_علیه السلام.

+چقدر صبوریم؟

تِشت!

۱ نظر

1936.

دیروز از ساعت دو بعد از ظهر

تا آخر شب آب خونه ی ما قطع بود.

:(



+و مصیبتها کشیدیم! :(

آب مایع حیاته.

۱ نظر

1935.

وقتی کسی برای عزیزترین هاش هم،

نمیتونه پا رو نفسش بذاره،

چقدر ممکنه از قافله ی دنیا عقب باشه..

۱ نظر

1934.

قلبم، قلبم درد میکنه

و دلم فقط خودم رو میخواد..

خودم،

تنهای

تنهای

تنها..

۱ نظر
یک عدد لوسی‌می هستم در جستجوی مهربانی :)

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ شش ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت مخفی وبها رو دنبال میکنم.
آرشیو مطالب
آذر ۱۳۹۷ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۲۵ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۲۷ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۲۵ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۲۸ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۳۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۲۸ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۱ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۳۱ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۴۱ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۳۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۳۵ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۳۳ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۴۲ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۴۹ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۵۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۷۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵۲ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۷۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸۱ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۵۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۷۳ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸۱ )
دی ۱۳۹۵ ( ۸۸ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹۰ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۹۹ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۸۳ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۸۵ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۷۷ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰۷ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۱۳۸ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۲۱ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰۷ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۱۰۹ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹۱ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹۷ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۱۱۰ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۶۶ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۴۶ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۵۹ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۳۶ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۵۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۸۸ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۳۶ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۳۸ )
دی ۱۳۹۳ ( ۴۱ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۷۵ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۲۸ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴۷ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۸ )
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان