ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۲۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

درسته که بعضی رخدادها در زندگی آدم هست

که با انتظار، مرتفع میشن

و با گذشت زمان از بین می رن

اما کارنامه ای که تو در اون برهه از زمان کسب کردی

برای همیشه باقی می مونه...

هیچوقت منتظر نباشیم که فقط گذرِ زمان و اتمام دوره ی یک شرایط خاص،

همه چیز رو درست کنه،

خودمون هم دست به کار شیم،

و از شرایط سربلند بیرون بیایم

با کارنامه ی قبولی.

وگرنه جز حسرت چیزی برامون نمی مونه،

زندگی همین لحظه هاست که پر از امتحانن و دیگه برنمیگردن.

:)

۵ نظر ۳۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۷:۵۰
لوسی می

اوصیکُم یا عبادَ اللهِ جَمیعاً

به مطالعه ی کتاب"بچه ها بهشتی هستند."

نوشته ی جان گرِی

و ترجمه ی مهدی قرچه داغی

از نشر پیکان.



+اصولا و عموما کتابهای جان گری کتابهای خیلی خوبی هستند

مخصوصا با ترجمه ی آقای قرچه داغی (ایشون کتابهای خوبی رو ترجمه می کنند).

+از معدود کتابهاییه که چیزهایی میگه که من نمیدونستم.

یه همچین والد مطلعی هستم من! :))


۶ نظر ۳۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۰۰
لوسی می

شش سال قمری پیش،

در چنین لحظاتی،

ما در مراسم عروسیمون بودیم!

و بعد از شش سال،

امشب رو با یک کیک کاااااملاً پسرووونه

و قدری عشق،

جشن میگیریم.

:)



+من، تو، خدا، هرسه،

کی فکرشو میکرد؟

تازهههه!

پلاس دو تا پسر بچه! :دی


+روز جوان بر شما مبارک.. جوان بمانید :)

۹ نظر ۲۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۵۲
لوسی می

دیشب به عشق مستر!

تاکید میکنم فقط به عشق مستر!

تا ساعت سه صبح مشغول تمیز کاری منزل بودم!

که مبادا مستر امروز بیاد و خونه رو به اون وضع مشاهده کنه.

خب الحمدلله وضعیت خوبی برای خونه رقم زدم

و خونه رو از یک خونه ی پسرونه به یک خونه ی خانم دار(نه کدبانو دار) تبدیل کردم.

:)



+و امروز مثل همیشه ساعت هشت صبح بیدار شدیم :(

و من ساعت دوازده دیگه رسما داشتم از خستگی و خواب غش میکردم،

و هرطور بود پسرک رو به بهانه ی خوابوندن گل پسر،

فرستادم بالا تا یه چرتکی بزنم!

در حد یک ربع خوابیدم و همین منو از مرگ حتمی نجات داد!

فهمیدم این تدبیر فوق غلطه و برای من یکی اصلا جواب نمیده!

۳ نظر ۲۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۴۴
لوسی می

این روزها رو خیلی بهتر میگذرونم.

از نبودن مستر در حد مرگ ناراحت نیستم؛

دلتنگیم برای مستر فقط از روی علاقه ست،

نه از کلافگی ناشی از تنهایی و خستگی های متعاقبش!

با پسرک بازی میکنم؛

با گل پسر عشق میکنم؛

برای اوقاتم برنامه ی بهتری دارم؛

ناهار و شام رو مفصل درست میکنم و از حواشیش نمیزنم،

به این و اون فکر نمیکنم

به چرا گفت و چرا نکرد اصلا فکر نمیکنم

به چه بکنم و چه خواهم کرد،

و آیا چه خواهد شدها هم همچنین!

در لحظه تمام فکر و دلم رو میدم به کاری که دارم انجامش میدم.*

و این یعنی خوشبختی..

زندگی در لحظه!

که کاش در وجودم رخنه کنه.


* به جز آشپزی و وبلاگ نویسی؛ چون در این دو زمان همزمان فکرم پیش بچه ها هم هست..

+البته چیزی بزرگ در زندگی من کمه،
که حضورش یک مجاهدت عظیم با نفس میخواد!  اگر اون هم درست بشه رسما بهشت رو برای خودم به زمین آوردم!
خب شما هم دعام کنین دیگه. :)
۸ نظر ۲۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۷:۴۱
لوسی می

تنهایی..

تنهایی به واقع آزمون بزرگ زندگی منه

که معلومه به صورت هدفمند برای شخصِ من، طراحی شده.

میدونم که منو می بینی..

باشه!

من تلاش میکنم که از همه دل بکنم و به تو بپیوندم..

کمکم کن و تنهاییِ منو دریاب!

قبل از اینکه قهراً با تو تنها بشم...



+مرتبط

۱۱ نظر ۲۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۱۱
لوسی می

دنیا با تمام تنگ بودنهاش،

دنیای بزرگیه!

۴ نظر ۲۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۳:۲۳
لوسی می

چقدر بعضی ها پررو اند!

واقعا جای تاسف داره!

من موندم اینا با این همه بیچارگی روحی ای که دارند،

وقتی ازدواج کنن چه زندگی ای خواهند داشت!




+بعد من هی برای کی میگم قبل از ازدواج خودسازی کنین؟

خب شروع کنین دیگه ای بابا! :|

۷ نظر ۲۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۰:۳۹
لوسی می

فکر میکنم بهترین راه برای رسیدن به همه ی کارهام

کاهش ساعات خوابمه!

هیچ راه دیگه ای به ذهنم نمیرسه

که بتونم با انجامش به خونه برسم..

بالواقع تمام روز یا مشغول بازی هستم یا خوابوندن گل پسر و یا آشپزی!

تازه همینطوریش هم از پس تخلیه ی انرژی پسرک برنمیام!

:|



+اگه خواب شبم رو کم کنم

و موقع خواب بودن بچه ها به خونه برسم

فکر میکنم خانه ای با وضعیت نرمال تر داشته باشیم!

۷ نظر ۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۵۸
لوسی می

پسرک داره تک تکِ کاردها و قاشق ها رو

با چسب نواری کاملا باندپیچی میکنه!

نمیدونم باید مانع بشم یا بی خیال باشم بذارم لذتشو ببره!

فعلا که گزینه ی دوم رو دارم پیاده میکنم!

۲ نظر ۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۵۴
لوسی می

امروز داشتم آش می پختم

که صدای اذان بلند شد،

و حس و حالم رو برد به روزهای ماه رمضون و موقع افطار..

:)




+دلم تنگ شد..

۲ نظر ۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۴۰
لوسی می

خونه مون به تمام معنا

به یک خونه ی پسر دار تبدیل شده!



+و در همین وضعیت،

بعد از ماه ها،

مادرشوهرجان اومد خونه مون!

:|

۲ نظر ۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۳۷
لوسی می

من تا سن نوزده سال و هفت ماهگی

وقتی کمتر از یک ماه بعدش با مستر عزیز پیمان ازدواج بستم

با تمام عقل و احساس و قدرت بحث کلامیم

از ازدواج مجدد و چندهمسری مردان حمایت میکردم

و با دوستان سرِ بحث می نشستم که بیایید به مردان حق بدهیم که به حق شرعی خودشون عمل کنند،

و مثلا دو همسر داشته باشند!

حتی یادم میاد که میگفتم من اصلا دلخور نمیشم که پدرم یا همسرم یک زن دیگه هم داشته باشن! (العیاذ بالله!!!)

کلی هم ادله و استدلال و فقه و حقوق بلد بودم و هستم،

اما همه ی اون ادله و استدلالات با جاری شدن صیغه ی محرمیت فرو پاشید،

و من امروز حتی جنبه ی شنیدن شوخی در مورد ازدواج مجدد مردان رو هم ندارم!




+آموختم که وقتی یک شرایطی برای من هنوز اتفاق نیفتاده از بحث کردن راجع بهش و ادعای علم داشتن خودداری کنم!

بحث های متاهلی رو بذاریم برای متاهل ها،

بحث های خانواده های شهید و سهمیه های مربوطه رو بذاریم برای اونها،

کسانی که همسرانشون به جنگ رفتند رو با بازماندگان کربلا مقایسه نکنیم،

و از مادران داغدیده نخوایم که مثل مادر وهب عمل کنند..

ما مرجع تقلید نیستیم که ملت منتظر نظر ما باشند،

و گاهی می توان سکوت کرد!


+بعدا نوشت: منظور من از این پست غیرموجه و غیر اخلاقی نشان دادن قضیه ی چند همسری نیست. هرگز!

منظورم تغییر نگرش و عمق بینش من درمورد موضوعی ثابت در قبل و بعد ایجاد یک شرایط خاص بود. همین!

و خیلی واضح و مبرهنه و نیازی به توضیح نداره که دایره ی نهی از منکر از این موضوع بالکل جداست.. انجام منکرات توسط بقیه و جلوگیری از وقوعش توسط ما یه بحث دیگه ست و این درک شرایط طرف مقابل یه بحث دیگه.

۱۳ نظر ۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۰۱
لوسی می
۲ نظر ۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۱:۵۳
لوسی می

دوستانی که مجهز به اپ تلگرام هستند،

این کانال رو ببینند.

چیزهای جالبی داره که درسته که گاهی ممکنه بی سند هم روایت بشه،

اما نکات خوبی رو متذکر میشه.

https://telegram.me/joinchat/CHEOOTyHGCIMya4_EjgUBQ

این لینک رو تو مرورگرتون وارد کنید و جوین بشین :)


۱ نظر ۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۰:۵۵
لوسی می