ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...
ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت خاموش وبها رو دنبال میکنم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۴۲ مطلب در آبان ۱۳۹۶ ثبت شده است

امروز دوباره به تبعیدگاهِ پایان نامه م رفتم،

و فلشم رو با تمام عکسهای بچه ها،

و کارهای پایان نامه م گم کردم!



+رفتم دنبالش بگردم، نگاه کردم تو کیفم دیدم موبایلم رو از تو ماشین نیووردم!

داشتم بر میگشتم سوار ماشین بشم صدای گوشیم رو شنیدم.

گفتم من که از تو ماشین نیووردمش! چطور صداش اینقدر بلنده!

هی به ماشین نزدیکتر شدم و دیدم صدا عوض بلندتر شدن کمتر میشه.

برگشتم پشت سرم رو نگاه کردم،

دیدم ده متر اون طرف تر از ماشین روی زمین خاک آلود افتاده! :|

یعنی اگر مامانم همون لحظه با من تماس نگرفته بود،

موبایلم رو هم در تبعیدگاه گم کرده بودم!

نمیدونم امروز چه م شده...



+تبعیدگاه که میگم، حس واقعی من نسبت به این مکانه! :|

+اوصیکم یا عبادالله و اوصی نفسی به استفاده از عقل و تجربه ی سایرین در انتخاب موضوع پایان نامه! :|


۹ نظر ۳۰ آبان ۹۶ ، ۲۰:۱۳
لوسی می

من آنِ تو ام،

مرا به من باز مده..

۰ نظر ۲۹ آبان ۹۶ ، ۲۳:۴۷
لوسی می

احساس میکنم به آرزوهام نمیرسم.

و این خیلی حس بدیه!

حس اینکه نمیتونم تو دانشگاه تهران درس بخونم،

تو خارج از کشور درس بخونم

حس محدودیت،

و ناتوانی!

یعنی دو تا حسه!

یکی اینکه نمیتونم رتبه و رزومه ی خوب جور کنم،

و دومی اینکه اگرم اولی محقق بشه بازم نمیتونم برم!

خب حرف مستر درسته.

اگر من اولی رو لااقل جور کنم حسرتهام نصف میشه!

هههه هه!

۰ نظر ۲۹ آبان ۹۶ ، ۱۴:۴۸
لوسی می

میگفت دین ما و تقوا مداری در دین ما، نهایت آزادی است.

خداوند نمیخواد تو به هیچ واسطه ای جز تقوای الهی "خوب" باشی!!

میخواد خودِ خودِ خودت باشی و خوب بودن رو "انتخاب" کنی.

برای همینه که پاداش کار نیکت به سرعت و بلافاصله نیست،

و تنبیه کار خطات هم به سرعت نیست.

تو پاداشی نمی بینی، و تنبیه هم نمیشی،

تا خودِ خودِ خودت تصمیم بگیری که آیا میخوای خوب بودن رو ادامه بدی یا نه!

حتی تشویق و تنبیه الهی هم نباید عاملی برای خوب شدنِ بشر باشه.

تو خوب میشی و رنج بر زندگیت نازل میشه،

تو خوب میشی و هی باید از دلبستگیهات بگذری،

تو خوب میشی و هیچکس تحویلت نمیگیره،

آیا خوب می مونی؟؟!

آیا خودِ خودِ خودت تصمیم گرفته بودی که خوب باشی؟!

تو باید خوب باشی اما آزادانهههه بدون هیچ فشار یا اهرم خارجی...

مثالش هم جالب بود،

میگفت میگن روضه روزی رو زیاد میکنه.

اگر هربار میای روضه و برمیگردی صدهزارتومن تو حسابت باشه،

آیا روضه محلی برای جمع شدنِ اراذل و اوباش به طمع کسبِ روزی نمی شد؟؟!

خداوند پاداش میده اما مبهم!

از آنجا که فکرش رو هم نمیکنی پاداشت رو میگیری اما نمی فهمی!

قرار نیست بفهمی!

قراره خودِت خوب بودن و خوب موندن رو انتخاب کنی! خودتِ خودت!

وَ مَن یَتَّقِ اللهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجًا ، وَ یَرزُقهُ مِن حَیثُ لایَحتَسِب.

(هرکس تقوای خدا پیشه کند خدا برایش گشایش قرار میدهد و از آنجا که فکرش را نمیکند روزی میدهد)



+این نهایت عزت قائل شدن برای شخصیت انسان و آزادی است.

+پست قبل هم مرتبط هست. دوست داشتید بخونید.

۶ نظر ۲۸ آبان ۹۶ ، ۲۳:۱۵
لوسی می

فکر میکردم که اینقدر خداوند رو شکر میکنیم به خاطر هدایت ما به دینِ حق،

کدوم ویژگی ما، کدوم خصوصیت ما، کدوم اقدام ما، مستقیماً ناشی از دینِ ماست؟!

خصوصیتی که اگر مسلمان نبودم رعایت نمیکردم،

یا اقدامی که اگر مسلمان نبودم انجامش نمیدادم.

حالا امروز تو مراسم،

آقای پناهیان میگفت هر کاری که ناشی از ژنتیک شماست،

هر اقدامی که ناشی از خصوصیات ذاتی اخلاقی شماست،

هر ویژگی ای که ناشی از شخصیتِ شماست،

هر کاری که ناشی از هنجارهای اجتماعی انجامش نمیدید،

و مراعات می کنید،

هیچکدوم شما رو در راه رسیدن به هدایت کمک نمیکنه...

انّما یتقبّل اللّه من المتّقین.(به راستی که خداوند فقط از متقین می پذیرد)

تا تقوای خدا نداشته باشی،

و خوب بودنت به خاطر خدا و ناشی از تقوای خدا نباشه،

هرگز از تو پذیرفته نمیشه.

صرفِ این که گناه خاصی رو انجام نمیدیم لزوماً هنر نمیکنیم!

گوسفند که هیــــــــچ گناهی نمیکنه! خیلی هنرمنده؟!

هههه هه!



+بهش فکر کنیم.

۲ نظر ۲۸ آبان ۹۶ ، ۲۲:۵۲
لوسی می

هدیه ی تولدم زیارت حرم،

و شرکت در مراسم سخنرانی حاج آقای پناهیان بود!

:)

۶ نظر ۲۸ آبان ۹۶ ، ۲۲:۳۳
لوسی می

و سلام بر سی اُمین سال.

۱۱ نظر ۲۸ آبان ۹۶ ، ۰۰:۰۰
لوسی می

هرچه سنگین تر رفتار کنی بهتر!

شوخی کردن،مزاح کردن، غیبت کردن، حرف بردن و آوردن، همه باعث میشه که از چشم طرف بیفتی.

و البته من از این سوتی ها زیاد میدم!

زود صمیمی میشم،

و یادم میره مناسبتی که باعث تعامل ما دو نفر شده چی بوده!

در تعاملات استاد و دانشجو بهتره سنگین بیای سنگین بری!

۰ نظر ۲۷ آبان ۹۶ ، ۲۱:۴۵
لوسی می

اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا

وَ غَیْبَةَ وَلِیِّنَا

وَ شِدَّةَ الزَّمَانِ عَلَیْنَا

وَ وُقُوعَ الْفِتَنِ بِنَا

وَ تَظَاهُرَ الْأَعْدَاءِ عَلَیْنَا

وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنَا

وَ قِلَّةَ عَدَدِنا


+پروردگارا ما به تو شکایت مى کنیم از فقدان پیامبرمان
و غیبت اماممان،
و سختى زمانه علیه وجودمان،
و فرودآمدن فتنه ها بر سرمان
و پشت به پشت هم دادن دشمنان علیه ما،
و بسیاری دشمنانمان،
و کمى نفراتمان.

+ و اگر به جای اشک خون گریه کنیم کم است...
۵ نظر ۲۷ آبان ۹۶ ، ۱۹:۵۳
لوسی می

خدا بودن و خدایی کردن،

قطعاً جالب ترین شغل دنیا است!

و جالب ترین وجه خدایی کردن برای من،

اطلاع از احوالات آدمها،

اون هم دقیقتر و عمیقتر از خودشون در همه ی لحظات زندگیه.

چیزی که همیشه برای من جذاب بوده و هست!



+البته شاید با امام و رسول شدن هم این اتفاق بیفته و نیازی نباشه که آدم همتش رو بذاره برای نیل به خدا شدن!

هرچی باشه مقام بسیار والایی است و ساده هم به دست نمیاد! :دی

+شما اگر خدا باشید، کدوم جنبه ی شغلیتون براتون جذاب تره؟! :)

+چرت و پرت گفتن در ساعت صفر مجاز است! :)


۱۲ نظر ۲۵ آبان ۹۶ ، ۰۰:۰۰
لوسی می

دست به دامان دخترخاله و پسرخاله شدم!

دستمو رد کردن! :/

۰ نظر ۲۴ آبان ۹۶ ، ۲۲:۱۸
لوسی می

وَ مَن یُؤتَ الحِکمَةَ فَقَد أُوتِیَ خَیراً کَثیراً.




+هرکس که به او حکمت عطا شود،

به راستی که خیر کثیری نصیبش شده است..(269بقره)

+سحر اضافه کن به فهم آسمانم...

۱ نظر ۲۳ آبان ۹۶ ، ۲۲:۴۹
لوسی می

امروز در شرایطی که داشتم در حسرت زندگی خانوادگی شاد میسوختم،

مستر اومد و یه بازی طراحی کرد و چهارنفری بازی کردیم.

دفعه ی اول که من بازی نکردم پسرک برنده شد،

و دفعه ی دوم و سوم من بردم :)

مستر میگفت با تو بازی کردن حال نمیده! همه رو می بری!

و به همین استدلال 20 امتیاز منفی بهم داد.

اما بازم برنده شدم :))

راستش من حواسم نبود که دارم هی برنده میشم :))

کل کل من و مستر و غیض مستر از بردن من واقعا دیدنی بود.

فکر میکنم بیشتر از بچه ها به خودم و خودش خوش گذشت :)

۰ نظر ۲۳ آبان ۹۶ ، ۲۰:۴۵
لوسی می

حالم و حال دلم خوب نیست،

همیشه احساس میکنم چیزی تو زندگیم کمه

چیزی که نه، چیزهایی!

احساس میکنم برای اینکه زندگیم خوش بگذره،

باید روزها و شبها غرق کار باشم،

و کسی مزاحمم نباشه،

من از هیچی لذت نمی برم،

همه رو مزاحم می بینم،

صبح تا شب منتظرم مستر بیاد که بچه ها رو نگه داره که من زندگی خودمو بکنم!

من برم تو نت بدون مزاحمت،

من بشینم پای پایان نامه م بدون عذاب وجدان،

من برم بخوابم و انرژی بگیرم،

من بشینم به بدبختیهام فکرکنم!

اما مستر با بچه ها باشه!

وقتی هم بچه ها نیستن انگار یه چیزی کمه.

یه چیزی اساسی کمه تو زندگیم.

خسته ی این زندگی ام.

دنبال یک هیجانم.

از اینکه هر روز حول استرسهای مستر روز رو شب کنیم،

کنار هم نشینیم،

با هم حرف نزنیم،

حرفی برای گفتن به هم نداشته باشیم،

احساس بدی دارم...

احساس خیلی بد.

این احساسها خیلی لحظه ای اند،

و همیشه اینطوری نیستم،

گاهی غرق در عشق مسترم،

اما هیچوقت به عشقش نسبت به خودم مطمئن نشدم!

:|

۰ نظر ۲۳ آبان ۹۶ ، ۱۷:۳۴
لوسی می

هُوَ الَّذی جَعَلَ لَکُم الأرضَ ذَلُولاً فَامشُوا فی مَناکِبِها وَ کُلوا مِن رِزِقِه وَ إلَیهِ النُّشُور

أأمِنتُم مَن فِی السَّماءِ أن یَخسِفَ بِکُم الأرضَ فَإذا هِی تَمُور.



او کسی است که زمین را برای شما رام کرد تا در آن حرکت کنید و از روزی خدا تناول کنید و رستاخیز به سوی خداست.

آیا از آنکس که در آسمان است ایمن هستید که شما را در زمین فرو برد، و (به ناگاه) زمین به لرزش و اضطراب افتد؟! (15 و 16ملک)



+و انسانی که حتی از یک لحظه بعدِ خودش هم خبر نداره.

اصولاً خُلِقَ الإنسانُ ضعیفاً و این ضعف در طول حیات بارها و بارها به رخ بشر کشیده میشه، اما بشریت نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُکِّرُوا بِهِ، إنَّه کانَ ظَلوماً جَهولاً.

(انسان ضعیف خلق شده است.28 نساء،

بخشی از آنچه که به آنها یادآوری شده بود فراموش کردند. 13مائده،

همانا انسان ظالم و نادان است. 73احزاب)

+خدا به بازماندگان صبر بده، و به همه ی کسانی که دلشون از این واقعه ی تلخ در آشوبه آرامش بده ان شالله.

خدایا ما رو به بلایای کمرشکن و سخت مبتلا نکن، و همه مون رو در آزمایشاتت سربلند کن.

+کمک کنیم. خیلی کمک کنیم.

۶ نظر ۲۳ آبان ۹۶ ، ۱۱:۲۰
لوسی می