ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱ آبان ۹۶، ۲۱:۴۰ - کـوثــ ـر
    آمین ...

۱۶۴ مطلب با موضوع «ذکر» ثبت شده است

سلامٌ هیَ حتی مَطلَعِ الفَجر..




+در مطلع فجرِ شب دوم

برای زندگی و ایامتون "سلام" ابدی از خداوند درخواست میکنم.

طاعاتتون قبول ان شالله.

۱ نظر ۲۶ خرداد ۹۶ ، ۰۳:۴۵
لوسی می

فهمیدم!

من را از غافلان و بطالان دیده ای...

:(



+


+اَللَهم اِجعَلنِی أَخشاکَ کَأَنی أراکَ

خدایا من را چنان در خشیت خود قرار بده، آنچنان که گویی تو را می بینم...

+برای هم دعا کنیم. برای شفای همه دعا کنیم.

برای شفای دلهامون دعا کنیم.

من تصمیم دارم امشب یه نماز وحشت بخونم برای اموات.

۷ نظر ۲۳ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۱۴
لوسی می

شاید مرا دیده ای که حقت را کوچک می شمارم،

شاید من را دیده ای که از تو روی می گردانم،

یا شاید من را دروغگو دیده ای،

یا شاید مرا به نعمتهایت ناسپاس دیده ای،

یا شاید من را به عوضِ حضور در مجالس علما،

از شمار غافلان دیده ای،

یا شاید من را در گروه آنهایی دیده ای که عمر به بطالت می گذرانند،

یا شاید به خاطر کمیِ شرمم از توست که من را مجازات می کنی،

شاید چنین است که هر بار به نماز ایستادم،

حالِ راز و نیاز از من گرفتی.

هربار که گمان کردم حالم به توبه کنندگان نزدیک شده،

برایم گرفتاری ای پیش آمد که در نتیجه ی آن پایم لغزید،

که باااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااز....

میان من و تو حائل شد..




+این الفِ "باز"ِ جمله ی آخر رو هر کس به اندازه ی خودش میتونه کشدار بیان کنه!

فأینَ تذهَبون؟! (26تکویر)

+فرازی از دعای بی نظیر ابوحمزه ی ثمالی.

۷ نظر ۲۰ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۰۰
لوسی می

تو مگو "ما را بدان شه بار نیست"،

با کریمان کارها دشوار نیست دوستان!




+تو خود حجاب خودی البته! خب از میان برخیز!

+عیدتون حسابی مبارک. همدیگه رو خیلی دعا کنیم.

+مثل همیشه خیلی خیلی ممنونم بابت کامنتهای راهنماییتون تو پست قبلی :)

لطف کردین. :)

۱۲ نظر ۲۰ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۰۲
لوسی می

و لاتَهِنوا وَ لاتَحزَنوا وَ أنتُم الأعلَون،

إن کُنتُم مؤمِنین.



+کاش دین برای ما اولویت اول باشد، نه اولویت دوم!

به نظرم میاد وقتی دین برای ما اولویت دوم باشه،

(نه اینکه اولویت نباشه، چرا! ولی اولویت دوم باشه)

مصداق فروشنده ی دین به دنیا خواهیم شد..

چقدر حرف دارم ذیل این پی نوشت بنویسم..

آه که چقدر حرف دارم.

+تو خوبی..من فقط با دیدنِ آرامش توست که آرام میشم،

باش همیشه. کاش باشی همیشه.

سایه ت بر سرمان مستدام.

+و (به سبب آنچه که رخ میدهد) سست نشوید، و غمگین نباشید که اگر مؤمن باشید برتری با شماست.(139 آل عمران)

+این پی نوشتها یک روضه ی مکشوف است!
۳ نظر ۰۷ خرداد ۹۶ ، ۰۱:۲۹
لوسی می

لایوم کیومک یا اباعبدالله.




+خوشحال باشید رفقا،

ما در روزگار خوبی زندگی میکنیم!

۵ نظر ۳۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۲:۴۰
لوسی می

چه بر من میگذرد این روزها!

میگذرد این روزها..

میگذرد..



+اینکه میگن هرچه داریم از شما داریم،

درست میگن گویا!

کوتاهی هام رو چطور جبران کنم؟! :(

۱ نظر ۲۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۱۴
لوسی می

هوای حرم،

...

۰ نظر ۲۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۹:۱۰
لوسی می

رابطه ی ما با آنها حقیقی نیست،

در نوعی مجاز،دنبال آنها میگردیم.

شاید روزی، وقتی در واقعی ترین شکل حیات،

ما را منشن کنند..



+یه روز می بینمت..

فکر کنید بهش!

تولدشون مبارک.

+خانم مرشدزاده.


۱ نظر ۱۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۹:۱۹
لوسی می

نمیدونم چرا دوست داری هربار سر این موضوع امتحانم کنی؟!

:|



+الحمدلله علی کل حال.

+خدایا آرامش به قلبم ببار و رضایت. لطفا.

۵ نظر ۰۷ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۱۱
لوسی می

رَبِّ إرحَم مَن رأسَ مالِهِ الرَّجاءُ

و سلاحُهُ البُکاءُ

گریه کردن در پیشگاه خدا، نوعی اسلحه ست..



+پروردگارا رحم کن بر کسی که سرمایه اش امیدواری است،

و سلاحش "گریه" است...

+از دعای کمیل حضرت امیر_علیه السلام..

و دقت زیبای حاج آقای پناهیان.

۰ نظر ۰۵ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۲۵
لوسی می

دیشب* از دولت مِی رفع ملالی کردیم،

این هم از عمر شبی بود که حالی کردیم...




*اصلِ بیت "امشب" هست!

+شهریار شعر پارسی.

۲ نظر ۱۹ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۳۳
لوسی می

تمام کهکشان نشانه از تو دارد،

زمان بدون تو سرِ گذر ندارد،

جهان به اعتبار خنده ی تو زیباست،

بیا تمام ناتمام ما همینجاست..




+فکر میکنم به خنده های شما!

خیلی فکر میکنم!


+میتونید تصور کنید لحظه ی لبخندِ امام زمان رو؟!

چرا اینقدر این تصور برای من دوووور، عجیب و مبهمه؟!

۴ نظر ۱۵ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۴۵
لوسی می

آن نیم نفس که با تو هستم،

سرمایه ی عمر جاودان است..




+افعال به مضارع تبدیل شده اند!

۳ نظر ۰۸ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۴۸
لوسی می

وقتی اوجِ نگرانی را دارید،

همه چیز را به خدا بسپارید،

خودتان را عقب بکشید،

و دیگر هیچ کاری نکنید!



+کاملش را اینجا بخوانید.

۳ نظر ۰۸ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۹
لوسی می