ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۶۸۶ مطلب با موضوع «لوسی می :: روزنوشت» ثبت شده است

خورشم خوشمزه بود ولی اصلا شکل و شمایل مجلسی نداشت!

اصلا!

برنجم هم سوخت!

و خیلی خیلی کم شد!

بیشتر از نصفش ته دیگ شد

و خودم تقریبا هیچی نخوردم!

ته دیگ هم نه ته دیگ معمولی!

ته دیگ سوختهههههه!

دیگه اینطوریا!

:دی



+فقط شانس آوردم که قبل از بو گرفتنش متوجه شدم!

وای از روزی که برنج بوی سوختگی بگیرههههه!

:دی

۱۲ نظر ۲۸ دی ۹۵ ، ۱۵:۰۷
لوسی می

امروز مستر رسماً به سازمانشون سنجاق شد!

:)



+به همین مناسبت رفتیم غول خوردیم تو این سوز و سرما!

+بهت تبریک میگم عزیز.

۵ نظر ۲۵ دی ۹۵ ، ۱۸:۳۳
لوسی می

وسوسه ی کسب موقعیتِ یک شغل به جانم افتاده!

:|



+در تخصصم نیست اما از پسش برمیام!

:|

۷ نظر ۲۵ دی ۹۵ ، ۱۸:۲۶
لوسی می

دوباره به سرما رسیدیم.

چقدر ناجوانمردانه هوا سرد میشه،

اونم نه یه ذره  و دو  ذره!

خیییییییلی!

:|


۴ نظر ۲۵ دی ۹۵ ، ۱۸:۲۳
لوسی می

تعطیلی امروز،

ملاقات با استاد رو کنسل،

و به زمان نامعلومی انتقال داد!

:|

۶ نظر ۲۱ دی ۹۵ ، ۱۵:۲۰
لوسی می

وقتی فلانی دست رد به سینه م زد،

و حاضر نشد لپ تاپشو بهم بده،

دراقدامی انتحاری رفتم و اسپیس لپ تاپ رو درست کردم!

هرچند وقتی برگشتم دوباره خراب شد

و الان خودم درستش کردم!



+باورم نمیشه تو همین مدت سبک تایپم یادم رفته بود!

کم کم دارم دوباره عادت میکنم!

۴ نظر ۲۰ دی ۹۵ ، ۱۵:۲۵
لوسی می

دیشب همین جناب دوست

باهام تماس گرفت

و باعث شد من بعد از دو سال با استادم هم کلام بشم!



+باورم نمیشه که اینقدر دلم برای استاد تنگ شده بود!

+دعا کنید برامون خیر پیش بیاد.

۱ نظر ۲۰ دی ۹۵ ، ۱۴:۴۶
لوسی می

بین انتخاب واحد یا مرخصی گرفتن موندم!

تصمیمم اینه که اگر تو این مدتی که برای تصمیم گیری زمان دارم،

فصل دوم پایان نامه تموم شد،

انتخاب واحد میکنم.

آره، خوبه.

۶ نظر ۱۸ دی ۹۵ ، ۱۵:۰۵
لوسی می

امروز بیستمین سالگرد مکلف شدنمه.

بیست ساااال!




+هرسال از امام حسن عسگری میخوام هوامو داشته باشن،

اما خودم هوای خودم رو به دستشون نمیدم. :(

هعی!

+امسال خیلی اتفاقی فهمیدم یکی از عباداتم رو اشتباه انجام میدادم!

چیزی که تو رساله ی عملیه نبود و برای منم سوال نشد!

(نپرسیدکه گفتن نمیتوانم!)

وهمین علت کل روزگارم رو متاثر کرده.

+خوبه که عادات و گاهی معمولی های روزانه تون رو با مرجعتون چک کنید!

+تولد ما، و عیدشما مبارک:)

۸ نظر ۱۸ دی ۹۵ ، ۱۱:۰۲
لوسی می

گروه غیبت کنندگان

اولین کسانی هستند که وارد دوزخ میشن،

و اگر توبه کنند و آمرزیده شوند،

آخرین کسانی خواهند بود

که وارد بهشت میشن!




+به نقل از حاج آقای حسینی سمت خدایی!

+دیروز به نحوی موفقیت آمیز دو تا غیبت رو پیچوندم!

ولی باورتون میشه که از این موضوع عذاب وجدان گرفتم؟!

حس کردم به متکلم توهین شد!

:(

+یه همچیین آدم مردم داری هستم من!

:|

الحمدلله! :)

۹ نظر ۱۸ دی ۹۵ ، ۱۰:۳۸
لوسی می

من خیلی حساسم!

گویا خیلی بیش از حد حساسم!

خدایا مراقبم باش.




+امروز دکتر بهم اینا رو گفت!

۵ نظر ۱۳ دی ۹۵ ، ۲۲:۲۸
لوسی می

قرار بود مامان بیان اینجا

که من برم دکتر.

نه خبری گرفتن ازم!

و نه خبری دادن بهم!

منم راستش نمیدونم چه کار کنم!

دکتر رو بیخیال شم،

یا به مامان زنگ بزنم!

:|




+جز در مواقع ضروری از کسی درخواستی نمیکنم.

احساس میکنم این مورد، از ضروریات نیست! هوم؟!

+بنا بر درخواست پسرک تماس گرفتیم.

مامان هم اومد، اما من دیگه دکتر نرفتم.

۴ نظر ۱۲ دی ۹۵ ، ۱۶:۳۴
لوسی می

بعد از دور زمانی دوستی بهم پیام داد،

و من دوباره احساس کردم برای زندگیم میتونم مفید باشم!




+کورسوی امید!

۴ نظر ۱۱ دی ۹۵ ، ۱۷:۱۱
لوسی می

رفتم دندانپزشکی،

در بازگشت،

کتاب چهاراثر فلورانس رو دیدم و برای خودم خریدم،

و وقتی فروشنده بهم تخفیف داد،

برای بچه ها کتاب خریدم.

:)

۹ نظر ۰۸ دی ۹۵ ، ۲۳:۳۲
لوسی می

هفت سالی هست که دانشجوام،

و هفت باری هست که با این پیج مواجه میشم!

:((



+آخه چرا؟؟! :((

+خدا نخواست

ولی چشم من دلش میخواست

شبی بلند کنار ضریح گریه کند...

+شنیده بودم نه نمیگین..:((

۵ نظر ۰۸ دی ۹۵ ، ۲۳:۲۸
لوسی می