ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۲۷ مطلب با موضوع «لوسی می :: روزنوشت :: اتفاق» ثبت شده است

دیروز تو مراسم این بنده خدا،

معلم عربی دبیرستانم رو دیدم.

:)



+بعد از حدود 15 سال از اولین سالی که باهاش درس داشتم!

خدای من! چقدر سریع گذشته!

احساس میکردم فقط سه چهار ساله ندیدمش!

+صلواتی نثار اموات کنید. خدا خیرتون بده.

۵ نظر ۲۰ تیر ۹۶ ، ۲۲:۱۶
لوسی می

در راه بازگشت

دو تا دانشجوی عراقی رو سوار کردم،

دانشجوی ادبیات انگلیسی بودن.

میگم فارسی خوب صحبت میکنین،

از قبل بلد بودین یا اینجا یاد گرفتین؟

گفتن اینجا.

:)



+خیلی جالبه که آدم بره تو یه کشور دیگه با زبان متفاوت،

و بعد زبان سومی رو تحصیل کنه!

۷ نظر ۱۸ تیر ۹۶ ، ۲۲:۲۸
لوسی می

یهو جوگیر شدم،

تصمیم گرفتم یه فعالیتی رو شروع کنم!

الان ساعت سه و نیم بامداده،

و صدای اذان داره میاد!

هم اکنون فعالیتم تمام شد!

:)



+ان شالله که برکت داشته باشه برامون.

به زودیِ زودی میام بهتون میگم فعالیتم چی بود و چی هست!

:)

۱۰ نظر ۱۱ تیر ۹۶ ، ۰۳:۳۵
لوسی می

در اتفاقی بی سابقه،

من از فرط خستگی یهو و بی اختیار به مدت نیم ساعت خوابم برد،

و در نتیجه ی این غفلت،

پیتزای دیشب ما کل نونش سوخت،

و جزغاله شد به تمام معنا!

لذا ما موادشو خوردیم!

:|

من یه مقدار از خمیر و مواد رو برای بچه ها کنار گذاشته بودم،

اونا رو گذاشتم که مثلا از شرمندگیم جلوی مستر کم کنم!

اما چون پنیر پیتزا رو دوباره گذاشته بودم تو فریزر،

پنیر ورقه ایِ 9595 *تو یخچال داشتیم اونو استفاده کردم،

یه پنیر بی مزه و افتضاحی بود که بهتره نگم اصلا!

و مستر در کپ شدید به سر می برد،

که پیتزای اول که جزغاله بود،

پیتزای دوم هم بی نظیر در بیمزگی!!

در نتیجه مستر با تمام همراهی ای که کرد،

و دلجویی و دلداری و همدردی ای که انجام داد،

نهایتش کم آورد و رفت کره و خرما خورد!

اما من نشستم پای دست پختم،

و مسئولیت همه شو شخصاً به عهده گرفتم!



+خلاصه که أهم ادعیه ی ما در لحظات آخرین سحر ماه مبارک این بود:

خدایا ما یه جهالتی کردیم خودت کفایتمون کن! :))

* قابل توجه تولید کنندگان!

ما همانطور که کالای مرغوب را حمایت میکنیم،

از کالاهای کاملا غیرمرغوب و بی کیفیت هم برائت میجوییم!

شوخی نداریم با کسی!


+امروز اولین روزی بود که پسرکِ جانم رو به اصرار خودش برای سحری بیدار کردیم.

و او هم پیتزای بی مزه رو خورد ولی هیچی نگفت!

باورم نمیشد که تا صداش زدم با چشمهای عمیقاً خواب آلود از جا پرید و گفت:

ممنون مامان یادت بود منم بیدار کنی. :)

عزیزم کِی این همه بزرگ شدی؟!

:*

۲۰ نظر ۰۴ تیر ۹۶ ، ۱۱:۲۷
لوسی می

در اقدامی انتحاری،

من و مستر تصمیم گرفتیم،

برای سحری روز آخر،

پیتزا بخوریم.

خیلی سالک طور!

:))



+همه گفتن نکنید که تشنه میشین،

اما خب ما میخوایم تابو شکنی کنیم و امتحان کنیم!

خودم هیچکسی رو نمیشناسم که سحری پیتزا خورده باشه.

دعا کنید تا فردا شب دووم بیاریم.

:)

+التماس دعا در لحظات سحرگاهِ آخر...

دعاگوی شما هستم.

۱۷ نظر ۰۴ تیر ۹۶ ، ۰۰:۰۵
لوسی می

وای اصلا باورم نمیشه که قسمت نشد من تو مسابقه ی هایکو شرکت کنم!

:|

فکر کن بدو بدو با همراهیِ غرهای متوااااالی بچه ها،

عکس رو گرفتم و فرستادم و کپشن رو هم نوشتم،

اما الان (بعد از اتمام وقت) فهمیدم که عبارت "در هر حال کتاب" رو تو عکس نذاشتم!

:|

یعنی یعنی!!



+حالا من که دیگه نیستم، لااقل شما همه تون دوم بشین اصلا :)

+کاش یه ساعت تمدید میکردن فرصت رو! من الان میذاشتم دوباره! :|

قسمت که میگن نبود، همینه! :))

+حالا کسی میدونه چطور میشه بدون حذف کپشن رو عکس اینستا متنی ادیت کرد.

مثلا روش بنویسم این رو!

فکر کنم نمیشه نه؟

۲۶ نظر ۳۱ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۲۴
لوسی می

بچه ها این عکس چی رو نشون میده؟

چه معنی ای ازش دریافت میکنید؟

این یک عکسِ کاملا اولیه ست بدون هیچ چیدمانی،

چیزی که برام مهمه اینه که معنی ای که من مورد نظرمه رو میرسونه یا نه.

وگرنه مثلا به نظر خودم اون لیوانه بهتره ماگ باشه نه لیوان!

یا روی میز خیلی خالیه و میشه چیزهای دیگه هم اضافه کرد.

اما معنای تصویر رو میخوام بدونم چی برداشت میکنید.

اصلا معنایی داره؟!

دنبال معنی هم نگردین!

با یک دقت اولیه میخوام منظور رو برسونم!

آیا موفق بودم؟

ممنون.

اینجاببینید.



+البته شواهد نشون میده که موفق نبودم! :|

+همین گیاه طفلکی رو "برای اولین بار" به قصد تکثیر جدا کردم

و تو آب گذاشتم به این امید که ان شالله ریشه بده و یک گیاه مستقل بشه :)

۱۹ نظر ۳۰ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۳۰
لوسی می

روزه ی بی سحریِ مطلق!

:|

۱۸ نظر ۲۱ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۳۷
لوسی می

درختهایی که به بار می نشینند.

:)



+چند سال پیش در یک مشارکت جمعی برای درختکاری شرکت کردیم

و چند نهال درخت خریدیم و کاشتیم.

حالا امروز مستر گفت نهال آلبالومون به بار نشسته و به مستر گفتن اگه میخوای بیا محصولت رو بگیر ببر!

قراره مستر برامون یک مُشت آلبالو بیاره :))

۷ نظر ۱۷ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۱۴
لوسی می

برای یه جا ایمیل درخواست کار فرستاده بودم،

جواب اومده:

در صورت نیاز با همین ایمیل با شما تماس میگیریم.

احساس میکنم یک "نه" ی ضمنی ای پشت این جمله س!

:|



+افسرده شدم!

۷ نظر ۰۹ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۴۰
لوسی می

امروز خیلی بی برنامه و یهویی،

رفتیم خونه ی همسایه،

و من از همسایه مون قالیبافی یاد گرفتم.



+خیلی خوشحالم حس خوبی دارم :)

مستر میگه اگر دکترا قبول بشی به عنوان هدیه برات لوازمشو میخرم!

فک کن! :|

۷ نظر ۰۷ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۳۸
لوسی می

تمام عمر رد شدم ازت

ببین کجا شدم اسیر تو!



+امشب مستر همه مون رو شام مهمون کرد!

میخواست امید به زندگی رو در خودم و خودش افزایش بده!

۸ نظر ۰۱ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۴۷
لوسی می

این مدرسه اونجاییه که ما رأی خود در صندوق انداختیم.

اینم منظره ی زیبای بازگشت ما،

که سه چهار بار در چنین شرایطی گیر کردیم.

اما من و بچه ها برخلاف مستر حسابی ذوق کردیم از این شرایط!

:))



+تصمیم گرفتم هر هفته آخر هفته بریم اونجا!

حالا اگه قسمت بشه ان شالله.

+عکسها چرخش نود درجه ای دارن! و نمیدونم چرا!

شرمنده تون.

در سیوی که روی بلاگ دارم عکسها درستن، اینجا نمیدونم چرا با چرخش نمایش داده میشن.

در هر حال شرمنده دیگه این مدلیه! دلم نیومد پست رو حذف کنم.

۷ نظر ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۱۵
لوسی می

ما باختیم و ما باختیم،

خونه ی خدا رو ما ساختیم!

:دی



+حضور حداکثری که برای همه مون مبارک است

و پیروزی جناب روحانی مبارک همه باشه ان شالله.

۷ نظر ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۴:۱۵
لوسی می

ما چهارتا،

ان شالله فردا عازم یک سفر جهادی هستیم!

:)



+برای موفقیت در انتخابات پیش رو دعا کنیم.

حضور حداکثری، اولین و مهممممترین فاکتور اثبات موفقیت است.

امیدوارم همگی از این آزمون سربلند بیرون بیایم،

که هرکسی که نیتش الهی باشد، و در راه تحقق نیتش تلاش کنه،

قطعا سربلند است.


+اینجا ملت خواب ندارن! از سر شب مداااام دارن جیغ جیغ میکنن

یه جوری که انگار قهرمان جام جهانی شده ایم! :|

۴ نظر ۲۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۱:۲۰
لوسی می