ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۹۳ مطلب با موضوع «لوسی می :: روزنوشت :: اتفاق» ثبت شده است

امروز مستر رسماً به سازمانشون سنجاق شد!

:)



+به همین مناسبت رفتیم غول خوردیم تو این سوز و سرما!

+بهت تبریک میگم عزیز.

۵ نظر ۲۵ دی ۹۵ ، ۱۸:۳۳
لوسی می

دیشب همین جناب دوست

باهام تماس گرفت

و باعث شد من بعد از دو سال با استادم هم کلام بشم!



+باورم نمیشه که اینقدر دلم برای استاد تنگ شده بود!

+دعا کنید برامون خیر پیش بیاد.

۱ نظر ۲۰ دی ۹۵ ، ۱۴:۴۶
لوسی می

من خیلی حساسم!

گویا خیلی بیش از حد حساسم!

خدایا مراقبم باش.




+امروز دکتر بهم اینا رو گفت!

۵ نظر ۱۳ دی ۹۵ ، ۲۲:۲۸
لوسی می

بعد از دور زمانی دوستی بهم پیام داد،

و من دوباره احساس کردم برای زندگیم میتونم مفید باشم!




+کورسوی امید!

۴ نظر ۱۱ دی ۹۵ ، ۱۷:۱۱
لوسی می

هفت سالی هست که دانشجوام،

و هفت باری هست که با این پیج مواجه میشم!

:((



+آخه چرا؟؟! :((

+خدا نخواست

ولی چشم من دلش میخواست

شبی بلند کنار ضریح گریه کند...

+شنیده بودم نه نمیگین..:((

۵ نظر ۰۸ دی ۹۵ ، ۲۳:۲۸
لوسی می

برای یک تایپیستِ نسبتاً حرفه ای مثل من،

بی اسپیسی بد دردیه رفقا!

بد دردیه!



+اینه که عطش پست نوشتن رو در وجودم خفه میکنه!

:((

۶ نظر ۲۹ آذر ۹۵ ، ۲۳:۰۳
لوسی می

ما زنده ایم!


+just two words!


۱۷ نظر ۱۵ آذر ۹۵ ، ۱۸:۳۷
لوسی می

امروز در اقدامی خودجوش و ناگهانی

برای دومین بار به عنوان نذری شله زرد پختم.

:)



+خدا قبول کنه از همه تون.

تک تکتون رو هم به اسم دعا کردم.

یه دعا هم برای کل وبی ها کردم!

الهی که همه حاجت روا باشین.

۶ نظر ۱۰ آذر ۹۵ ، ۲۲:۵۰
لوسی می

امروز رکورد زدیم!

تا ساعت یازده با گل پسر خواب بودم!

اونم در شرایطی که پسرک از نمیدونم ساعت چند بیدار بود!

اصلا باورم نمیشه!

پسرکی که هرگز اجازه نمیداد من حتی یه ربع در زمان بیداریش چشمامو ببندم،

الان به سنی رسیده که کاملا مستقله

و من حتی اصلا نمی فهمم چند ساعته که بیدار شده!




+خواب خوبی نبود! دلتون نخواد!

وقتی بیدار شدم رسما خشک شده بودم

و اگر پسرک رو ستون فقراتم راه نمیرفت نمیتونستم اصلا از جام بلند شم.

پسرک کاملا گرسنه شده بود و وقتی بیدار شدم داشت لواشک میخورد!

خوشحالم که ناهار امروز رو دیشب آماده کرده بودم!

۱۰ نظر ۰۷ آذر ۹۵ ، ۱۵:۵۶
لوسی می

دیروز به لطف کمکهای مامانم،

و بعدش مادرشوهرم،

و بعدترش هم بقیه،

مراسمی که دوست داشتم رو برگزار کردیم.

نماز ظهر اربعین رو تو خونه مون به جماعت برگزار کردیم،

و زیارت اربعین رو دسته جمعی خوندیم.

بعدم نذریمون (آش رشته) رو توزیع کردیم.




+ و من بی نهایت ممنونتونم الی الابد به خاطر این توفیق.

+الهی که خونه های همه مون پر از یاد اباعبدالله باشه،

الهی که شیعگیِ امام اساس آبرو و عزت همه مون باشه.

الهی که نماز، پایه و رکن خونه هامون باشه،

الهی که زیارت کربلا روزی هر ساله ی همه مون باشه..

+برای همه تون دعا کردم. امیدوارم شما هم به یادم بوده باشین.

۶ نظر ۰۱ آذر ۹۵ ، ۱۵:۵۳
لوسی می

امروز برای اولین بار با بچه ها سه تایی رفتیم پارک.

کالسکه ی دارقوزِ گل پسر رو برداشتم

و دل رو زدم به دریا و بردمشون پارک.

وااااای که چقدر گاهی با کالسکه رفتن سخت تر از بغل کردن بچه ست!

انقدر که امکانات حرکتی برای کالسکه محدوده!




+دو شهروند باشعور هم دیدیم و به فرهنگ شهریمون امیدوار شدیم!


۵ نظر ۲۵ آبان ۹۵ ، ۱۴:۲۰
لوسی می

چند وقت پیش،

یه اشتباهی کردم،

که به وضوح تاثیرات منفیش رو دارم تو زندگیم می بینم.

کاملا احساس میکنم که دارم تاوان اشتباهم رو پس میدم..

شاید احساسم درست نباشه،

شاید توهم باشه،

اما هست.




+دستم رو بگیر که درمونده شده م.

۱ نظر ۲۱ آبان ۹۵ ، ۱۶:۳۶
لوسی می

کار فرهنگیمون به مشکل خورد!

:|



+دستهای پشت پرده!

۲ نظر ۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۵:۴۴
لوسی می

من واقعا در بهتم که ترامپ برنده ی انتخابات شده!

:|

۴ نظر ۱۹ آبان ۹۵ ، ۱۴:۲۲
لوسی می

دیشب اقدام فرهنگیمو کلید زدم!

منتظر خبرهای ما باشید!

:دی

۱ نظر ۱۸ آبان ۹۵ ، ۲۳:۰۰
لوسی می