ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۲۰ مطلب با موضوع «لوسی می :: روزنوشت :: اتفاق» ثبت شده است

در اتفاقی بی سابقه،

من از فرط خستگی یهو و بی اختیار به مدت نیم ساعت خوابم برد،

و در نتیجه ی این غفلت،

پیتزای دیشب ما کل نونش سوخت،

و جزغاله شد به تمام معنا!

لذا ما موادشو خوردیم!

:|

من یه مقدار از خمیر و مواد رو برای بچه ها کنار گذاشته بودم،

اونا رو گذاشتم که مثلا از شرمندگیم جلوی مستر کم کنم!

اما چون پنیر پیتزا رو دوباره گذاشته بودم تو فریزر،

پنیر ورقه ایِ 9595 *تو یخچال داشتیم اونو استفاده کردم،

یه پنیر بی مزه و افتضاحی بود که بهتره نگم اصلا!

و مستر در کپ شدید به سر می برد،

که پیتزای اول که جزغاله بود،

پیتزای دوم هم بی نظیر در بیمزگی!!

در نتیجه مستر با تمام همراهی ای که کرد،

و دلجویی و دلداری و همدردی ای که انجام داد،

نهایتش کم آورد و رفت کره و خرما خورد!

اما من نشستم پای دست پختم،

و مسئولیت همه شو شخصاً به عهده گرفتم!



+خلاصه که أهم ادعیه ی ما در لحظات آخرین سحر ماه مبارک این بود:

خدایا ما یه جهالتی کردیم خودت کفایتمون کن! :))

* قابل توجه تولید کنندگان!

ما همانطور که کالای مرغوب را حمایت میکنیم،

از کالاهای کاملا غیرمرغوب و بی کیفیت هم برائت میجوییم!

شوخی نداریم با کسی!


+امروز اولین روزی بود که پسرکِ جانم رو به اصرار خودش برای سحری بیدار کردیم.

و او هم پیتزای بی مزه رو خورد ولی هیچی نگفت!

باورم نمیشد که تا صداش زدم با چشمهای عمیقاً خواب آلود از جا پرید و گفت:

ممنون مامان یادت بود منم بیدار کنی. :)

عزیزم کِی این همه بزرگ شدی؟!

:*

۲۰ نظر ۰۴ تیر ۹۶ ، ۱۱:۲۷
لوسی می

بچه ها این عکس چی رو نشون میده؟

چه معنی ای ازش دریافت میکنید؟

این یک عکسِ کاملا اولیه ست بدون هیچ چیدمانی،

چیزی که برام مهمه اینه که معنی ای که من مورد نظرمه رو میرسونه یا نه.

وگرنه مثلا به نظر خودم اون لیوانه بهتره ماگ باشه نه لیوان!

یا روی میز خیلی خالیه و میشه چیزهای دیگه هم اضافه کرد.

اما معنای تصویر رو میخوام بدونم چی برداشت میکنید.

اصلا معنایی داره؟!

دنبال معنی هم نگردین!

با یک دقت اولیه میخوام منظور رو برسونم!

آیا موفق بودم؟

ممنون.

اینجاببینید.



+البته شواهد نشون میده که موفق نبودم! :|

+همین گیاه طفلکی رو "برای اولین بار" به قصد تکثیر جدا کردم

و تو آب گذاشتم به این امید که ان شالله ریشه بده و یک گیاه مستقل بشه :)

۱۹ نظر ۳۰ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۳۰
لوسی می

روزه ی بی سحریِ مطلق!

:|

۱۸ نظر ۲۱ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۳۷
لوسی می

درختهایی که به بار می نشینند.

:)



+چند سال پیش در یک مشارکت جمعی برای درختکاری شرکت کردیم

و چند نهال درخت خریدیم و کاشتیم.

حالا امروز مستر گفت نهال آلبالومون به بار نشسته و به مستر گفتن اگه میخوای بیا محصولت رو بگیر ببر!

قراره مستر برامون یک مُشت آلبالو بیاره :))

۷ نظر ۱۷ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۱۴
لوسی می

برای یه جا ایمیل درخواست کار فرستاده بودم،

جواب اومده:

در صورت نیاز با همین ایمیل با شما تماس میگیریم.

احساس میکنم یک "نه" ی ضمنی ای پشت این جمله س!

:|



+افسرده شدم!

۷ نظر ۰۹ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۴۰
لوسی می

امروز خیلی بی برنامه و یهویی،

رفتیم خونه ی همسایه،

و من از همسایه مون قالیبافی یاد گرفتم.



+خیلی خوشحالم حس خوبی دارم :)

مستر میگه اگر دکترا قبول بشی به عنوان هدیه برات لوازمشو میخرم!

فک کن! :|

۷ نظر ۰۷ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۳۸
لوسی می

تمام عمر رد شدم ازت

ببین کجا شدم اسیر تو!



+امشب مستر همه مون رو شام مهمون کرد!

میخواست امید به زندگی رو در خودم و خودش افزایش بده!

۸ نظر ۰۱ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۴۷
لوسی می

این مدرسه اونجاییه که ما رأی خود در صندوق انداختیم.

اینم منظره ی زیبای بازگشت ما،

که سه چهار بار در چنین شرایطی گیر کردیم.

اما من و بچه ها برخلاف مستر حسابی ذوق کردیم از این شرایط!

:))



+تصمیم گرفتم هر هفته آخر هفته بریم اونجا!

حالا اگه قسمت بشه ان شالله.

+عکسها چرخش نود درجه ای دارن! و نمیدونم چرا!

شرمنده تون.

در سیوی که روی بلاگ دارم عکسها درستن، اینجا نمیدونم چرا با چرخش نمایش داده میشن.

در هر حال شرمنده دیگه این مدلیه! دلم نیومد پست رو حذف کنم.

۷ نظر ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۱۵
لوسی می

ما باختیم و ما باختیم،

خونه ی خدا رو ما ساختیم!

:دی



+حضور حداکثری که برای همه مون مبارک است

و پیروزی جناب روحانی مبارک همه باشه ان شالله.

۷ نظر ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۴:۱۵
لوسی می

ما چهارتا،

ان شالله فردا عازم یک سفر جهادی هستیم!

:)



+برای موفقیت در انتخابات پیش رو دعا کنیم.

حضور حداکثری، اولین و مهممممترین فاکتور اثبات موفقیت است.

امیدوارم همگی از این آزمون سربلند بیرون بیایم،

که هرکسی که نیتش الهی باشد، و در راه تحقق نیتش تلاش کنه،

قطعا سربلند است.


+اینجا ملت خواب ندارن! از سر شب مداااام دارن جیغ جیغ میکنن

یه جوری که انگار قهرمان جام جهانی شده ایم! :|

۴ نظر ۲۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۱:۲۰
لوسی می

بنده به اون مشاور فهیم(!) مراجعه کردم!

و فهمیدم که ایشون روانپزشک هستند

و مشاوره شون یه جای دیگه یه وقت دیگه است!

:|



+لذا ضایع شده و بازگشتیم!

البته برای هدر نرفتنِ حق ویزیتی که پرداخت کرده بودم، یه تست روانشناسی دادم!

۶ نظر ۲۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۳۴
لوسی می

امشب ذرت مکزیکی لوسی ساز تناول کردیم

جای شما خالی.

۰ نظر ۱۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۰:۰۲
لوسی می

امروز برای اولین بار مربای توت فرنگی درست کردم،

و مربا رو گذاشتم رو گاز،

ساعت گاز رو رو 20 دقیقه کوک کردم،

و رفتم سراغ سامان دهی اتاق بچه ها.

یه مدت گذشت دیدم صدای ساعت بلند نشد،

اومدم پای گاز،

چشمتون روز بد نبینه،

مربام کلا سر رفته بود همه ی گاز شده بود آب مربای توت فرنگییییییییی!!

اصلا نمیتونم توصیف کنم که تماشای اون منظره چقدر دردناک بود.

دلم میخواست آبشو از رو گاز جمع کنم بریزم تو مربا! :|

شاید به جرئت بتونم بگم که سه لیوان آب داده بود و همه ش ریخته بود رو گاز.

هیچی دیگه

الان یه مربای غلیظ داریم.



+البته که من مربا رو غلیظ دوست دارم و در هر حال میذاشتم همینقدر غلیظ بشه،

اما خب دلم خیلی سوخت! خیلی!

خدا رو شکر که مربا و توت فرنگی ها نسوختند!

۹ نظر ۱۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۶:۱۶
لوسی می

اساسی افتادم رو دور ترمیم پوست صورتم!

این دفعه با همه ی دفعاتی که ترمیمها رو نیمه کاره رها کردم،

فرق میکنه!

قول میدم!




+پوست صورت من به شددددددت مستعده برای داغون شدن!

فکر نکنید افتادم رو دور سوسول بازی!

افتادم رو دور ترمیم پوستِ داغون شده که جوانیمان را گرفت! خخخخ!

+حالا اینکه این ترمیم من درآوردی چی هست،

باشه برای نیمه ی خرداد،  که ان شالله بعد از چهل روز در صورت اثربخشی و البته وجود تقاضا،

بیام براتون تجویز کنم.

+بعدا نوشت تقریبا نصفه نیمه رها شد اما همون قدرش هم بی اثر بود! :(

۰ نظر ۱۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۰:۰۱
لوسی می

اینجا راه به راه داره زلزله میاد!

:|



+زلزله در نیمه شب خیلی ترسناکه :(

۵ نظر ۱۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۴:۴۹
لوسی می