ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۲۹۴ مطلب با موضوع «پسرکم» ثبت شده است

پریروز جای شما خالی شله زرد پختم،

و پسرک با تمام عشقی که به شله زرد داره،

عجیب جلوی خودش رو گرفت

و مصرانه دو ظرف بزرگ برای مامانم و برادرم کنار گذاشت.

که کسی اینها رو نخوره اینا مال اوناست!

و دو روز تمام از این ظرفها مراقبت کرد،

تا اینکه امروز بابام اومدن و بردن!!



+پسرک خیلی خانواده دوسته.

خیلی خیلی!

به تمام معنا نسبت به خانواده با محبته.

هرچیزی بخریم،

هر دورهمی ای داشته باشیم،

هر دسری درست کنم

اصرار داره با همه تماس بگیره که در شادی ما شریک باشند!

نمیدونم این ویژگی رو تا کی میتونم در وجودش نگه دارم،

اما امیدوارم ما هرگز باعث کمرنگ شدنش نباشیم

و همیشه قدردان این محبتش باشیم.

ما و همه ی خانواده ی آینده ش ان شالله.

+اصلا کاش همه مثل تو بودن عزیز دلم!

۹ نظر ۲۷ دی ۹۵ ، ۰۰:۱۲
لوسی می

امروز پسرکم های های گریه کرد

و بهانه ی باباشو گرفت.

بعد به مستر زنگ زد

و گفت چرا اینقدر ماموریتتو طول میدی؟!




+خیلی سعی کردم از تماس گرفتن با مستر منصرفش کنم،

اما نشد،

دلش پر بود،

خوشحالم که در این ابراز احساسات پسرانه،

تو موقعیت مستر نبودم...

+ما رو ببخش پسرکم..

۳ نظر ۲۶ دی ۹۵ ، ۲۳:۳۶
لوسی می

مدتها پیش،

یه روزی پسرکم بهم گفت:

"من میخوام تو خوشحال باشی"

هنوز صداش تو گوشمه،

یادم میاد که دغدغه ی تمام روزگار عمر من همین بوده!




+پشت این جمله ش برای من دنیا دنیا بغضه..

۴ نظر ۲۶ دی ۹۵ ، ۲۳:۳۳
لوسی می

بالاخره موفق شدم پسرک رو به صحبت با یک غریبه وادار کنم!

الحمدلله اون آقای غریبه هم خیلی مهربون بود.




+پسرک عاشق پاندای کنگ فو کار شده

و عکس این پاندا رو شخصاً از آقای مغازه دار گرفت!

بهش گفته بودم که من برات نمیگیرمش!

امیدوارم این موفقیت در بازگشایی تعاملات اجتماعیش اثر مثبت گذاشته باشه!
۲ نظر ۱۸ دی ۹۵ ، ۱۴:۵۸
لوسی می

پسرک لگوهاشو رو هم چید و گفت:

مامان ببین کفش درست کردم.

بعد یه لگو برداشت گذاشت رو بقیه،

و با هیجان گفت:

حالا به من بگو اگه این لگو رو بذارم اینجا چی میشه؟!

منم رفتم تو فاز حدس زدن،

دیدم چیزی به فکرم نمیرسه،

گفتم: نمیدونم! شما بگو! چی میشه؟!

پسرک:

خب معلومه دیگه!

کفشه خراب میشه!

:|


:))

۷ نظر ۱۲ دی ۹۵ ، ۰۱:۱۴
لوسی می

پسرک باورش نمیشه که الان دیگه گل پسر معنی حرفها و دستوراتشو میفهمه و انجامشون میده!

هی میگه:

مامااااان! گل پسر فهمید بهش گفتم برو اونطرف!

گفتم برو، رفت!

:)

۷ نظر ۱۰ دی ۹۵ ، ۲۳:۰۳
لوسی می

امروز 50 ماهگی پسرک رو

با حضور در یک منطقه ی فوق خوش آب و هوا جشن گرفتیم.



+خوشحالم که بچه ها شاد بودند.

و ما هم. :)

به نظرم به گل پسر بیشتر خوش گذشت!

و فوق جسورانه بازی کرد.

فقط حیف خیلی دیر رفتیم..

وقت کم آوردیم!

۹ نظر ۱۰ دی ۹۵ ، ۲۳:۰۲
لوسی می

امروز نهم دی ماه،

روز خوبیه،

امروز پسرک من 50 ماهه شد..

الانم مردهای خونه همگی رفتن پیرایشگاه!

:)

و گل پسر برای اولین بار رفته!

:)


#50_months_old

۵ نظر ۰۹ دی ۹۵ ، ۱۱:۴۱
لوسی می

پسران کتاب دوستم!




+شیفته ی این عکس شکار لحظه ای خودمم!

اصلا نمیشد نذارمش! :دی

۱۶ نظر ۰۶ دی ۹۵ ، ۱۱:۵۴
لوسی می

وقتی پسرک به صورت خودجوش

خوراکی هاشو با گل پسر تقسیم میکنه..

:)

۲ نظر ۲۰ آذر ۹۵ ، ۱۶:۵۳
لوسی می

- گل پسر بیا بریم بازی!



+آه که دو ساله منتظر این جمله ام...

+امروزهمه ش با هم بازی کردن.. دنبال هم دویدن و بلند بلند خندیدن.

خدایا چگونه شکر این نعمت گزارم؟!



+نظرات رو بستم که خودتون رو نسبت به اومدن و کامنت گذاشتن موظف نکنین.

هرکسی که میاد قدمش روی چشمانم.

اگر امری هست یا نظری یا انتقادی یا هرچی، امکان نظر گذاری در قسمت تماس با من موجوده.

حتما جواب خواهم داد.

و برای پستهایی که توش پیشنهادی دادم که ممکنه سوالی در موردش پیش بیاد نظرات باز خواهد بود که به زحمت نیفتین.  :)

سپاس از همراهی همیشگیتون.

۱ نظر ۲۰ آذر ۹۵ ، ۱۵:۴۳
لوسی می

تو جابجا کردن اتاق ها،

پسرک تا دلت بخواد رو اعصاب رفت،

و در حرکتی که واقعا از پسرک بعید بود

و درتمام عمرش تک و توک از این حرکات انجام داده بود،

مثل مادر مرده ها (دور از جون من!) های های گریه کرد،

که من اتاق قبلیمو میخوام!

وای که واقعا آزمونی بود که توش شکست خوردم،

اما بعدش ازش عذرخواهی کردم که بی اجازه ش به ناچار اتاق ها رو عوض کردیم،

و به جاش یه روتختی خوشگل بهش هدیه دادم.

به نظر رسید که راضی شده الحمدلله!

۴ نظر ۱۹ آذر ۹۵ ، ۰۰:۲۸
لوسی می

امروز برای اولین بار خودت به تنهایی بدون اینکه کسی ازت بخواد،

یا قبلا کسی برات نوشته باشه

به صورت خودجوش

نوشتی:"مامان!"

البته برعکس!

۰ نظر ۱۷ آذر ۹۵ ، ۰۰:۲۸
لوسی می

به پسرک میگم: بیا یه بوس بده!

میگه: تو بیا بوس بده!

بعد یه کم فکر میکنه میگه:

تو بیا،

من بوس میدم!

:))

۸ نظر ۰۷ آذر ۹۵ ، ۱۶:۲۷
لوسی می

امروز رکورد زدیم!

تا ساعت یازده با گل پسر خواب بودم!

اونم در شرایطی که پسرک از نمیدونم ساعت چند بیدار بود!

اصلا باورم نمیشه!

پسرکی که هرگز اجازه نمیداد من حتی یه ربع در زمان بیداریش چشمامو ببندم،

الان به سنی رسیده که کاملا مستقله

و من حتی اصلا نمی فهمم چند ساعته که بیدار شده!




+خواب خوبی نبود! دلتون نخواد!

وقتی بیدار شدم رسما خشک شده بودم

و اگر پسرک رو ستون فقراتم راه نمیرفت نمیتونستم اصلا از جام بلند شم.

پسرک کاملا گرسنه شده بود و وقتی بیدار شدم داشت لواشک میخورد!

خوشحالم که ناهار امروز رو دیشب آماده کرده بودم!

۱۰ نظر ۰۷ آذر ۹۵ ، ۱۵:۵۶
لوسی می