ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲ خرداد ۹۶، ۱۶:۲۳ - شبنم بیقرار
    :)

۱۹ مطلب با موضوع «پیشنهاد» ثبت شده است

اگر از سلیقه ی کسی که براش هدیه می برید مطلع نیستید،

هدیه ی نقدی بدید.

و اگر اصرار دارین که حتما چیزی از طرف شما تو خونه شون وجود داشته باشه،

اینو بهش بگین و بذارین خودش بره با اون هدیه ی نقدی از طرف شما خرید کنه.

و اگر نمیخواید هدیه ی نقدی بدین،

لااقل یه چیزی بخرین که سلیقه ای نباشه،

از وسایل همه پسند بخرید،

وسایلی که طرح و نقش عجیب نداره رو همه می پسندن.

وگرنه شما با کلی ذوق و شوق میرید با سلیقه ی خودتون یه چیزی میخرین،

که فقط میزنه تو برجکِ مخاطب!

و همه ش فکر میکنه حالا اینو چه کارش کنم!

:(

۱۱ نظر ۰۲ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۵
لوسی می

امشب مهمون داریم،

و قراره بیان پیتزا با خمیریوفکای منو تیست کنن!

راستش اعتماد به نفسمو از دست دادم!

:|




+خدایی برگزاری مهمونی به صرف پیتزا اصصصصصلا جنبه ی اقتصادی نداره.

بهتره مهموناتونو بردارین برین بیرون پیتزا بخورین!

بهترین و گران قیمت ترین پیتزا فروشی هم که برین، صرف اقتصادیش بیشتره،

بیشترم به چشم میاد!

والا!

۱۴ نظر ۰۱ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۳۸
لوسی می

برای نماز لباس کنار بذاریم.

:)



+هی موقع نماز لباس عوض کنیم! چه اشکالی داره؟!

حس خیلی خوبی داره! خیلی خیلی!

امتحان کنیم.

۱۳ نظر ۱۸ دی ۹۵ ، ۱۲:۰۱
لوسی می

I promise to always do my best.

to keep you happy




+اینو امروز نوشتم زدم رو هود!

بهم انرژی و انگیزه میده و هربار می بینمش

باعث میشه فکر کنم

که آیا بهتر از این عملکرد ازم برنمیاد؟!

۲ نظر ۰۷ دی ۹۵ ، ۱۹:۵۸
لوسی می

آدم باشیم!

والا خیلی هم سخت نیستا!

۱ نظر ۰۳ دی ۹۵ ، ۲۳:۱۹
لوسی می

یکی از معضلات بزرگ من در زندگی

باقی موندن غذاست.

غذای شب مونده نمیخوریم به هزار دلیل!

حالا مدتیه نزدیک خونه مون دیوار مهربانی پیدا کردیم.

هرشبی که غذا می مونه میریزم تو ظرف یه بار مصرف 

تمیز و مرتب میذارم کنار دیوار.

اصلا انگار یکی از بزرگترین معضلات زندگیم حل شده!

همیشه هم ظرفو می برن.

:)



+ حالاهی من بگم: "آخه چقدر این خونه خوبه!"

بعد شما هی مسخره کنین این جمله رو!

دلتون میاد؟

:دی

۸ نظر ۰۱ دی ۹۵ ، ۱۶:۰۶
لوسی می

دارم از استیک نوت هامون استفاده های بهتری میکنم.

یه استیک نوت زدم رو آبریز یخچال روش نوشتم "السلام علی الحسین"

حالا هربار آب میخوریم یادمون نمیره سلام بدیم.




+پسرک هم فرت و فرت میره آب میخوره که بگه لبیک یا حسین:)

رو چندتاش هم برای خودم نکته نوشتم زدم به کابینت ها.

هنوز موندم "بسم الله الرحمن الرحیم" رو کجا بچسبونم

که نوزده بار گفتنش اولین جملات روزم بشه!

۱۳ نظر ۲۴ آذر ۹۵ ، ۱۵:۲۴
لوسی می

امروز پیامبر مهربانی ها رو از دور زیارت کنیم،

و براشون قرآن بخونیم.




+زیارت از بعید حضرت رسول تو مفاتیح هست.

از اون زیارتهای دوست  داشتنیه.

۳ نظر ۰۸ آذر ۹۵ ، ۱۲:۵۴
لوسی می

چقدر این خمیر یوفکا برای پیتزا خوبه آخه!

من امشب دوباره پیتزا درست کردم!

عالی میشه.

نه زحمتی،

نه دردسری،

نه نگرانی برای پختن یا خام موندن یا سوختنِ خمیری!

با قیمت فوق ایده آل!

عالیه عالی!!

امتحان کنین.



+مستر از این پیتزا بیش از پیتزای چند شب پیش خوشش اومد،

و هی گفت خوشمزه ست.

آخرش هم سیر نشد با نگاه حسرت بار به ظرف خالی نگاه کرد.

چقدر ما خانمها عقده ی چنین تعریفهایی رو داریم آخه! :دی

انقدر من ذوق کردم!

هنوزم لذت تعریفهاش تو وجودم هست...

:)

۱۵ نظر ۰۹ آبان ۹۵ ، ۲۲:۰۱
لوسی می
دیروز برای ناهار گوشت خورشتی گذاشته بودم بپزه که پلو و خورشت درست کنم

دیدم بچه ها زودتر از ساعت دو (تایم همیشگی ناهار) میان بیرون و بهتره که همون موقع غذا حاضر باشه.

برای همین کتلت (ایده آل ترین غذای سریع السیر خانوادگی ما) پختم

و گوشتها که پخت گذاشتم تو فریزر برای امروز.

این شد که ناهار امروزمون خیلی سریع و زودتر از همیشه سرو شد.

میخوام از حالا وقتی بچه ها ظهرها میخوابن،

مقدمات ناهار فردا رو آماده کنم.

۲۰ نظر ۰۸ آبان ۹۵ ، ۱۳:۵۸
لوسی می

چگونه با نارگیل از مهمانان پذیرایی کنیم؟

این گونه!



+انقدر از دیدن این سینیم لذت بردددددم که اصلا نمیشد عکسشو نذارم! :دی

میدونم جوگیرانه ست میدونم!

ولی شما بگین خیلی خلاقانه بود! :))

تابلو شد چقدر خودمو بی هنر احساس میکنم؟! :دی

۱۰ نظر ۰۳ آبان ۹۵ ، ۱۶:۳۲
لوسی می

بعضی دعاها رو باید حفظ کرد.

همینطور که واستادین و قراره بیست دقیقه فرنی رو هم بزنین،

یا حتی وقتی که قراره لحاف بدوزین،

یا وقتی که دارین آب لیمو میگیرین،

یا قراره سبزی خرد کنین*

خب یه دعا و ذکر خوب هم همزمان بخونین.




+والا سخت ترین دعا برای حفظ کردن برای من تا الان زیارت عاشورا بوده!

جملاتش رو حفظم! اما ترتیبش! هروقت میخوام از حفظ بخونم قاطی میشه!

چرا واقعا؟! :|

+هیچی هم بلد نیستیم صلوات بفرستیم.

نذاریم اوقاتمون با درگیری ذهنی توأم بشه.

*معلومه این روزها کلا درگیر بودما! اینا کارهای این دو روزمه!

۳ نظر ۲۹ مهر ۹۵ ، ۰۰:۳۶
لوسی می

اگر فرزندتون رو از چیزی منع میکنین

(مثل تلویزیون دیدن زیاد، یا بازی با تبلت، یا نوشابه خوردن و امثالهم)

هیچوقت به عنوان جایزه اون مورد رو پیشنهاد ندین.

مثلا نگین اگر فلان کار خوب رو بکنی امروز میتونی بیشتر کامپیوتر بازی کنی!

اگر میخوایم برای بچه هامون جا بیفته که ما صلاحشون رو میخوایم و منع ما و ترغیب ما به خاطر صلاح خودشونه،

با این روشِ تشویقی، این تصور از خودمون رو ازشون سلب میکنیم.

علاوه بر این بهشون القا میکنیم که اون چیزی که ما تو رو ازش منع میکنیم،

اونقدر لذت بخش و با ارزشه که میتونه نقش جایزه رو بازی کنه و تو ازش لذت ببری!




+حالا نمیدونم بچه ها واقعا اینقدر فلسفی فکر میکنند یا نه،

اما من که خودم تعجب میکنم از کسانی که منعیات رو جایزه میکنن!

۴ نظر ۲۶ مهر ۹۵ ، ۱۶:۰۰
لوسی می

مقتل میخونم..




+گفته بودم کتاب آه رو میخوام بخونم.

نمیدونستم مقتله وگرنه زودتر میخوندم!

باز نویسیِ کتاب "نَفَس المهموم" هست که ساده نویسی شده و به زیباییِ هرچه تمام تر، عبارت "نفس المهموم" رو آه معنی کرده!

همین تعبیر که بر عنوان کتاب گذاشته به اندازه ی کافی نشون میده که یاسین حجازی، چقدر تو کارش حرفه ای بوده..

خدا خیرش بده.

۴ نظر ۲۶ مهر ۹۵ ، ۱۵:۲۰
لوسی می

امروز میوه پزون داشتم!

همسایه برامون هلوی انجیری آورده بود

و ما هیچکدوممون دوست نداشتیم،

بالاخره امروز تصمیم گرفتم لواشکش کنم.

البته لواشک ما ترکیب پر ملاتی داره،

هرچی میوه ی مهجور مانده در یخچال بود

ریختم تو قابلمه!



۳ نظر ۱۳ مهر ۹۵ ، ۱۵:۵۴
لوسی می