ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱ آبان ۹۶، ۲۱:۴۰ - کـوثــ ـر
    آمین ...

۲۸ مطلب با موضوع «پیشنهاد» ثبت شده است

دوستانِ جان!

بیاید برای آزاد سازی آدمهای نیازمند که متاسفانه اسیرِ اشتباهاتشون شدند، یه همتی بکنیم.

حتی اگر شده نفری 100 تا تک تومنی هم کمک کنیم، خوبه!

فکر کنید که ما هرکدوم 100 تومن کمک کنیم

اگر یک میلیون نفر این کار رو بکنند چی میشه!

خیلی ها میتونن آزاد بشن،

که بعضی هاشون فقط برای سه چهار میلیون مدتهاست که تو زندانن و این واقعا ناراحت کننده ست.

در نتیجه اصلا به این فکر نکنید که چقدر کمکتون ارزشمند هست یا نیست.

همین الان، همین الان، همین الان،

40#*733* رو شماره گیری کنید،

و هرقدر، هرقدر، هرقدر که دوست دارید حتی همین صد تومن رو کمک کنید.

ان شالله که خدا ازتون قبول کنه.

نذارین که فکرهای نادرست شما رو از این کار مقدس بازداره یا به تعویق بندازین!

نه! فقط 100 تومن، یا هزار تومن! لطفا...

همین الان!


+بندها رو از دست و پای بندگان خدا باز کنیم

به این امید که خدا برامون جبران کنه

و روزی خودش ما رو از بندهامون رها کنه..ان شاء الله.

+اگر دوست دارین این پیام رو در گروه های تلگرام یا رو وبتون بازنشر بدین

ان شالله کمکهامون هم افزایی داشته باشه.

+این شماره رو به اعتبار صدا و سیما و سازمان امور زندانها گذاشتم و معتبره.

۱۹ نظر ۲۸ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۳۵
لوسی می
ما از وقتی اومدیم این خونه، من با سینکمون مشکل داشتم.

هرکار میکردم لکه هایی که روی سینک بود از بین نمی رفت،

و انگار که جذب سینک شده بود،

در حدی که دیگه شک کرده بودم سینکی که برای این خونه ی نوساز استفاده کردن حتما دست دوم بوده!

از وایتکس و جوش شیرین و هرچی که هرکسی گفت امتحان کردم تا لکه ها برن،

اما نشد که نشد!

دیگه از لکه ها خسته شده بودم،

و به مستر گفتم اصلا باید سینک رو عوض کنیم!

من از این بدم میااااااد!

آیا شما هم از لکه ها خسته شده اید؟!

امروز میخوام یک پاک کننده ی جدید رو به شما معرفی کنم!

سیـــــــــــــــــــــف!

معجزه ی آشپزخانه ی من!

هیچ لکی باقی نمونده! هیچی!

اغراق نیست که بگم هروقت از کنار سینک رد میشم

چشمام قلبی قلبی میشه از حجم برقی که میزنههههه.

:)

۱۴ نظر ۲۶ خرداد ۹۶ ، ۲۱:۳۸
لوسی می

چرا همانند اول انقلاب رفراندوم برگزار نمی شود؟

آیا رأی مردم در رفراندوم به جمهوری اسلامی برای نسل‌های بعد هم الزام‌آور است؟



+پاسخ به این سوال رو در این متن امروز خوندم و

و البته که پاسخش بدیهیه، اما توضیح و تفصیلش به نظرم خیلی متقن و منطقی بود.

در هر حال اگر کسی این سوال رو داره یا براش دنبال جواب میگرده،بخونه.

این سوالیه که این روزها زیاد میشنویم.

۲ نظر ۲۶ خرداد ۹۶ ، ۱۷:۱۱
لوسی می

فکر میکنم برای آدمهایی که تصمیماتشون زیاد ضمانت اجرایی نداره،

بستنِ عهدهای شرعی یا  نذر کردن،

یکی از بهترین روشها برای مبارزه با نفسه.

برای چیزی که ما رو به خودش معتاد کرده،

و یا هر کاری که هروقت خواسته یا ناخواسته انجامش میدیم،

به هر دلیلی پشیمون میشیم و از خودمون بدمون میاد،

می تونیم جریمه ی شرعی تعیین کنیم.

جریمه ی شرعی مثل نماز، تکلیفی بر دوشمون خواهد بود،

و چون باید بابتش کفاره بدیم مطمئنا حواسمون بیشتر به خودمون هست.

خوبیش اینه که میتونیم زمان دار بذاریم.

مثلا برای یک هفته، یک ماه، یا هر قدر!

و اگر اثربخش بود ان شالله ادامه بدیم.

و ان شالله که خدا هم در ترک اون عادت کمکمون کنه.



+صیغه ی شرعی عهد آن است که بگوید عهد می‌کنم با خدا که فلان کار را بر عهده بگیرم.

از ذهن گذراندن و نوشتن آن، درست نیست باید به زبان بیان شود.

کفاره ی عهد برای هر مورد، اطعام شصت فقیر، یا دو ماه روزه گرفتن یا آزاد کردن یک بنده است.

+توضیح تکمیلی:

من خودم تصمیم دارم برای ترک یک کار،

یه تصمیم شرعی بگیرم.

و عبارتی که برای این منظور گفتم مثلا اینه:

"اگر فلان کار را انجام بدهم، برای خدا بر من است که فلان قدر صدقه بدهم."

برای این منظور از دفتر مرجع خودم استفتاء کردم

و گفتند این عبارت کاملا صحیح و شرعی است،

اما "نذر شرعی" است و عهد نیست و البته اشکالی هم نداره.

و اینکه اگر برای پرداخت مبلغ صدقه، مدت زمان خاصی از وقوع فعل، تعیین نکنید،

تا وقتی که امکان پرداخت صدقه هست،

نذر شما صحیحه و کفاره (که در پی نوشت بالاتر عرض کردم) نداره.

همین خواستم این توضیح تکمیلی رو اضافه کنم.

۹ نظر ۲۴ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۰۶
لوسی می

در شب قدر هر عمل نیک هزار برابر ارزش داره.

از همین الان فکر کن و تصمیم بگیر که فردا چه کار می تونی بکنی،

که یک تیر باشد و هزار نشان!

:)



+اگر دوست داشتید ایده هامون رو به اشتراک بذاریم.

۲۲ نظر ۲۲ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۲۷
لوسی می

شرط انصاف نیست که

نگم من چند وقت پیش یه ربی خریدم!

خیلی هم خوبه، خیلی هم راضی ام!

شما هم بخرین!

:|



+چرا شرط انصاف نیست؟ چون اینو قبلا گفته بودم!

+صرفا جهت حمایت از تولید ملی.

۴ نظر ۱۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۲۷
لوسی می

اگر هندوانه ای که خریدین شیرین از آب در نیاد

باهاش چه کار میکنین؟!

ما برای شما برنامه ی ویژه ای داریم! :دی

کل هندوانه رو بریزید تو مخلوط کن،

یه مقدار شکر و نصف لیوان هم گلاب بهش اضافه کنید،

و بعد مخلوط کن رو با جاش بذارین تو فریزر.

هر یک ساعت در بیارین یه هم بزنین دوباره بذارین تو فریزر.

وقتی تگری شد، نوش جان کنین.

:)




+پیشنهاد ما اینه که تخمهاش رو هم دور نریزید و بخورید!

هم راحت تره چون جدا کردن تخم ها برای تهیه ی این نوشیدنی کار سختیه،

هم اینکه میگن تخم هندوانه یکی از انواع نادر خانواده ی ویتامین ب رو داره.

بهتره بخورینش!

+خودم میدونم خیلیهاتون بلد بودین! :)

۸ نظر ۱۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۶:۱۰
لوسی می

اوصیکم یا عبادالله

و اوصی نفسی،

به مناجات شعبانیه!



+آدم رو بزرگ میکنه..

۳ نظر ۱۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۰۴
لوسی می

هزار سال پیش، یه صحبتی از رهبری پخش شد،

که در مورد خاطره ای از زندگیشون تعریف کردن که مرگ رو به چشم دیدن،

یادم نمیاد قضیه چی بود،

فقط این جمله شون رو یادمه که گفتن

در اون لحظه تمام زندگیم مانند فیلمی از جلوی چشمم گذشت،

و من فکر کردم که الان در حضور پروردگار چی باید ارائه کنم،

و فهمیدم که هیچی ندارم که به خدا عرضه کنم،

چون هرکاری که تا به حال کرده م،

قابل مناقشه ست و ممکنه با لذتهای نفسانی در هم آمیخته باشه،

و فقط خداونده که به اعمال ما بصیر است،

و (...)

هزارساله که این صحبت تو ذهنم می چرخه،

که وقتی چون اویی که یک عمر رو در مجاهدت و تلاش صرف کرده،

و یک لحظه برای هدفش بیکار ننشسته این رو میگه،

من چی باید بگم! :|

این شد که تصمیم گرفتم لیستی از دارایی های اخرویم تهیه کنم،

و خب نتیجه معلوم بود که هیچی پیدا نکردم،

هیچیِ هیچی!

لذا یه تصمیم ثانویه گرفتم!

اینکه این لیست خالی رو متعمدانه و آگاهانه پر کنم،

شاید هیچ کاری در زندگیم نتونم انجام بدم که قابل عرضه باشه،

اما تصمیم دارم به یک آیه از قرآن عمل کنم،

فقط یکی!

آیه ش رو هم انتخاب کردم،

یه آیه ای که ایمان بالایی هم نمیخواد! :دی

و در هنگام ملاقات با پروردگار بگم من هیچکار نکردم قبول،

اما این آیه رو اجرایی کردم،

حالا هرقدر که اون آیه ی نور،

ارزش و مرتبت داره به من جایگاه بدید..

و...

و تو سفر پر برکتمون،

تصمیم گرفتم قرآن رو حفظ کنم!

شاید عامل به قرآن نشم،

شاید اونقدر دلم سیاه باشه که نورش قلبم رو نورانی نکنه،

اما حتی اگر شده مثل یک شمع،

به قدر نور یک شمع،

دنیای سیاه قلبم رو روشن خواهد کرد.

و هیچوقت این نور خاموش نخواهد شد،

و من این حفظ کردن رو در لیستم خواهم نوشت!

من قرآن رو حفظ میکنم...

حتی اگر چند سال طول بکشه!



+هرکه دارد سر همراهی ما بسم الله.

+پایه باشین اینجا یا تو تلگرامی جایی،یه گروه بزنیم قرآن حفظ کنیم! :)

روزی یک ربع، روزی پنج آیه.

۱۳ نظر ۰۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۵۶
لوسی می

اگر از سلیقه ی کسی که براش هدیه می برید مطلع نیستید،

هدیه ی نقدی بدید.

و اگر اصرار دارین که حتما چیزی از طرف شما تو خونه شون وجود داشته باشه،

اینو بهش بگین و بذارین خودش بره با اون هدیه ی نقدی از طرف شما خرید کنه.

و اگر نمیخواید هدیه ی نقدی بدین،

لااقل یه چیزی بخرین که سلیقه ای نباشه،

از وسایل همه پسند بخرید،

وسایلی که طرح و نقش عجیب نداره رو همه می پسندن.

وگرنه شما با کلی ذوق و شوق میرید با سلیقه ی خودتون یه چیزی میخرین،

که فقط میزنه تو برجکِ مخاطب!

و همه ش فکر میکنه حالا اینو چه کارش کنم!

:(

۱۱ نظر ۰۲ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۵
لوسی می

امشب مهمون داریم،

و قراره بیان پیتزا با خمیریوفکای منو تیست کنن!

راستش اعتماد به نفسمو از دست دادم!

:|




+خدایی برگزاری مهمونی به صرف پیتزا اصصصصصلا جنبه ی اقتصادی نداره.

بهتره مهموناتونو بردارین برین بیرون پیتزا بخورین!

بهترین و گران قیمت ترین پیتزا فروشی هم که برین، صرف اقتصادیش بیشتره،

بیشترم به چشم میاد!

والا!

۱۴ نظر ۰۱ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۳۸
لوسی می

برای نماز لباس کنار بذاریم.

:)



+هی موقع نماز لباس عوض کنیم! چه اشکالی داره؟!

حس خیلی خوبی داره! خیلی خیلی!

امتحان کنیم.

۱۳ نظر ۱۸ دی ۹۵ ، ۱۲:۰۱
لوسی می

I promise to always do my best.

to keep you happy




+اینو امروز نوشتم زدم رو هود!

بهم انرژی و انگیزه میده و هربار می بینمش

باعث میشه فکر کنم

که آیا بهتر از این عملکرد ازم برنمیاد؟!

۲ نظر ۰۷ دی ۹۵ ، ۱۹:۵۸
لوسی می

آدم باشیم!

والا خیلی هم سخت نیستا!

۱ نظر ۰۳ دی ۹۵ ، ۲۳:۱۹
لوسی می

یکی از معضلات بزرگ من در زندگی

باقی موندن غذاست.

غذای شب مونده نمیخوریم به هزار دلیل!

حالا مدتیه نزدیک خونه مون دیوار مهربانی پیدا کردیم.

هرشبی که غذا می مونه میریزم تو ظرف یه بار مصرف 

تمیز و مرتب میذارم کنار دیوار.

اصلا انگار یکی از بزرگترین معضلات زندگیم حل شده!

همیشه هم ظرفو می برن.

:)



+ حالاهی من بگم: "آخه چقدر این خونه خوبه!"

بعد شما هی مسخره کنین این جمله رو!

دلتون میاد؟

:دی

۸ نظر ۰۱ دی ۹۵ ، ۱۶:۰۶
لوسی می