ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۵ فروردين ۹۶، ۱۶:۴۵ - منتظر اتفاقات خوب (حورا)
    الهی آمین.

۱۳۷ مطلب با موضوع «گل پسرم (سنجد سابق)» ثبت شده است

دو روز زودتر از موعد،

گل پسر رو برای آخرین واکسنِ دوران شیرخوارگیش بردم مرکز بهداشت.

و الان خوابیده...



+پاش درد میکنه. پاشو میگیره و هی میگه پا! و نق نق میکنه یعنی درد دارم و این حرفا!

دردت به جونم مادر! دیگه تموم شد خیالت راحت :*

+در راه برگشت یه جعبه شیرینی گرفتم و سه عدد جوراب برای مستر!

که روز مهندس رو براش گرامی بدارم:)

من تا به حال هیچوقت به مستر جوراب هدیه نداده بودم،

برای همین در فقر جورابیکِ شدییییییدی به سر می برد!

و این شد که از دیدن جورابها به اندازه ی دیدن سکه ی طلا شادمان شد! (الکی البته!)

۴ نظر ۰۵ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۵۵
لوسی می

همین الان در موفقیتی چشم گیر

گل پسر بالاخره چشمهایش را بست!

:|

۳ نظر ۲۷ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۴۰
لوسی می

به پسرک حق میدم

که نتونه یک ساعت و بلکه بیشتر

بی سر و صدا یه جا بشینه

تا من گل پسرِ بدخواب شده رو بخوابونم!

:|

:((((



+رسما دیگه کمرم داره میشکنه!

شاید یک ساعت باشه که دارم گل پسر رو تکون میدم!

+از عواقب مهمانی رفتن!

+بعد نوشت: بی خیال خوابوندن گل پسر شدم!

شام پسرک رو دادم که بره بخوابه

و الان گل پسر دوباره رو پامه!

۳ نظر ۲۷ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۲۵
لوسی می

دیشب جای شما خالی عروسی دعوت بودیم.

پسرک که آبنمای تالار رو پایین آورده بود!

گل پسر هم تمام مدت داشت با لوازمات سفره عقد بازی میکرد،

جداً که از تاب و توان افتادم.

در حدی که دیگه بیخیالش شدم.

همه میگفتن برو پسرتو بگیر

میگفتم دیگه نمیتونم!

ترجیح میدم خسارت احتمالیشو پرداخت کنم!

و الحمدلله اتفاقی نیفتاد.

:)

۳ نظر ۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۰۸
لوسی می

پریشب برای گل پسر کفش خریدیم!

:)



+و من امروز و دیروز در رویای پارک بردن بچه ها به سر بردم!

وقتی که بهار بیاد و من هر روز دستشونو بگیرم و سه تایی بریم پارک!

چه رویایی :)

۷ نظر ۲۴ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۵۳
لوسی می

همه چیز برای رفتن من و بچه ها پیش مستر جور شد،

اما گل پسر برای دومین بار در این هفته تب کرد!

:(



+گوش شیطون کر، ان شالله مستر فردا میاد.

و شنبه دوباره برمیگرده.

۳ نظر ۱۹ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۲۱
لوسی می

امروز نهم دی ماه،

روز خوبیه،

امروز پسرک من 50 ماهه شد..

الانم مردهای خونه همگی رفتن پیرایشگاه!

:)

و گل پسر برای اولین بار رفته!

:)


#50_months_old

۵ نظر ۰۹ دی ۹۵ ، ۱۱:۴۱
لوسی می

اینم گل پسرم در مخفیگاه دوست داشتنیش!!

۱۳ نظر ۰۶ دی ۹۵ ، ۱۱:۵۶
لوسی می

برای یک تایپیستِ نسبتاً حرفه ای مثل من،

بی اسپیسی بد دردیه رفقا!

بد دردیه!



+اینه که عطش پست نوشتن رو در وجودم خفه میکنه!

:((

۶ نظر ۲۹ آذر ۹۵ ، ۲۳:۰۳
لوسی می

چشمهایش..

۷ نظر ۲۴ آذر ۹۵ ، ۲۳:۲۴
لوسی می

امروز گل پسر،

وسط ناهار،

زد و ظرف حاوی گوشت کوبیده رو شکست!

:|



+امروزم کلا گل پسری بود!

۵ نظر ۲۲ آذر ۹۵ ، ۱۶:۴۴
لوسی می

مراحل رشد توانایی های بچه ها،

به طرز جالبی شبیه همه.

حالا نمیدونم بچه های من مثل همن،

یا همه همینطوری ان!



+گل پسر درست مثل پسرک در همین سن و سال،

مدام پامیشه دور خودش میچرخه!

هی گیج میشه میخوره زمین،

اما خب دست بردار نیست!

۴ نظر ۲۲ آذر ۹۵ ، ۱۶:۱۹
لوسی می

امان از دست این گل پسر،

که هر جای خونه رو نگاه میکنم،

یه لنگه کفش آورده گذاشته!!

۳ نظر ۲۲ آذر ۹۵ ، ۱۶:۱۷
لوسی می

امان از دست این گل پسر،

که space نذاشته واسه من!

ای خدا!

۲ نظر ۲۲ آذر ۹۵ ، ۱۶:۱۶
لوسی می

وقتی صدای "لبیک یا حسینِ" میثم مطیعی از لوستر بلند میشه

و گل پسر بدو بدو کنان و سینه زنان اینور و اونور میره،

دوست دارم درسته قورتش بدم.




+چقدر این مداحی قشنگه!

آخه خدا چقدر قشنگه!

ای بابا!

تک تک ابیاتش با روح و روانم بازی میکنه!

۱۰ نظر ۰۶ آذر ۹۵ ، ۲۰:۲۸
لوسی می