ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۳۲ مطلب با موضوع «گل پسرم (سنجد سابق)» ثبت شده است

امروز 50 ماهگی پسرک رو

با حضور در یک منطقه ی فوق خوش آب و هوا جشن گرفتیم.



+خوشحالم که بچه ها شاد بودند.

و ما هم. :)

به نظرم به گل پسر بیشتر خوش گذشت!

و فوق جسورانه بازی کرد.

فقط حیف خیلی دیر رفتیم..

وقت کم آوردیم!

۹ نظر ۱۰ دی ۹۵ ، ۲۳:۰۲
لوسی می

امروز نهم دی ماه،

روز خوبیه،

امروز پسرک من 50 ماهه شد..

الانم مردهای خونه همگی رفتن پیرایشگاه!

:)

و گل پسر برای اولین بار رفته!

:)


#50_months_old

۵ نظر ۰۹ دی ۹۵ ، ۱۱:۴۱
لوسی می

اینم گل پسرم در مخفیگاه دوست داشتنیش!!

۱۳ نظر ۰۶ دی ۹۵ ، ۱۱:۵۶
لوسی می

برای یک تایپیستِ نسبتاً حرفه ای مثل من،

بی اسپیسی بد دردیه رفقا!

بد دردیه!



+اینه که عطش پست نوشتن رو در وجودم خفه میکنه!

:((

۶ نظر ۲۹ آذر ۹۵ ، ۲۳:۰۳
لوسی می

چشمهایش..

۷ نظر ۲۴ آذر ۹۵ ، ۲۳:۲۴
لوسی می

امروز گل پسر،

وسط ناهار،

زد و ظرف حاوی گوشت کوبیده رو شکست!

:|



+امروزم کلا گل پسری بود!

۵ نظر ۲۲ آذر ۹۵ ، ۱۶:۴۴
لوسی می

مراحل رشد توانایی های بچه ها،

به طرز جالبی شبیه همه.

حالا نمیدونم بچه های من مثل همن،

یا همه همینطوری ان!



+گل پسر درست مثل پسرک در همین سن و سال،

مدام پامیشه دور خودش میچرخه!

هی گیج میشه میخوره زمین،

اما خب دست بردار نیست!

۴ نظر ۲۲ آذر ۹۵ ، ۱۶:۱۹
لوسی می

امان از دست این گل پسر،

که هر جای خونه رو نگاه میکنم،

یه لنگه کفش آورده گذاشته!!

۳ نظر ۲۲ آذر ۹۵ ، ۱۶:۱۷
لوسی می

امان از دست این گل پسر،

که space نذاشته واسه من!

ای خدا!

۲ نظر ۲۲ آذر ۹۵ ، ۱۶:۱۶
لوسی می

وقتی صدای "لبیک یا حسینِ" میثم مطیعی از لوستر بلند میشه

و گل پسر بدو بدو کنان و سینه زنان اینور و اونور میره،

دوست دارم درسته قورتش بدم.




+چقدر این مداحی قشنگه!

آخه خدا چقدر قشنگه!

ای بابا!

تک تک ابیاتش با روح و روانم بازی میکنه!

۱۰ نظر ۰۶ آذر ۹۵ ، ۲۰:۲۸
لوسی می

گل پسر دستِ بزن پیدا کرده،

و وای اگر بهش بگی نزن!

یا آخ!

یا دردم میاد!

میزنه زیر گریه و چنان ننه من غریبم بازی ای در میاره که بیا و بکن تماشا!

:|



امروز بعد از این اتفاق،

و وسط ماجرای ننه من غریبم،

پسرک به من میگه: من هیچوقت گل پسر رو غصه نمیدم!

میگم آفرین پسرم. منم غصه ش ندادم بهش گفتم دردم میاد!

پسرک: خب اینکه کوچیکه نمیدونه! بزرگ بشه تازه میفهمه که دردمون میاد!!

نباید که غصه ش بدیم!

:|

۸ نظر ۲۵ آبان ۹۵ ، ۲۲:۵۴
لوسی می

بچه ها!

موجوداتی که تا وقتی داری باهاشون بازی میکنی

دوست داشتنی ترین موجودات روی زمینند،

و هیچ بهانه جویی، غر زدن، ناله کردن، و اذیتی ندارن،

اما به محض اینکه لحظه ای بازی رو ترک میکنی

و به ابتدایی ترین نیازهای خودت و زندگیت میرسی،

هیولای بهانه گیر و غر بزن و همیشه شاکیِ درونشون خودشو نشون میده!




+امروز عصر خیلی خوب و موفقیت آمیز نبود، کمتر بازی کردیم و گل پسر مدااااااااااااااااااام غر زد و غر زد و غر زد!

۱ نظر ۲۵ آبان ۹۵ ، ۲۲:۵۱
لوسی می

گل پسر بالاخره کار خودش رو کرد

و نه تنها کلید space رو کند،

که اون ماسماسک پلاستیکی زیرش رو هم کند،

که دیگه اصلا نشه از space استفاده کرد.

و هیچ چیز در کاهش سرعت تایپ

بدتر از space غیراستاندارد نیست!!


۱ نظر ۲۳ آبان ۹۵ ، ۲۲:۵۵
لوسی می

دست گل پسرم امروز به طرز نامعلومی به بدترین وجه ممکن برید!

:(

۱۲ نظر ۱۲ آبان ۹۵ ، ۱۶:۳۳
لوسی می

دیروز بعد از عمری کاهلی و اعصاب و روان داغون من،

رفتیم خیابون پزشکان*

و هرچی دکتر میخواستیم بچه ها رو ببریم یه شبه بردیم.



*مرکز تجمع پزشکان شهر ما!

+گل پسر رو بردیم آزمایش.

بعدا نوشت: نتایج آزمایش نسبتا خوبه. فقط کمبود هموگلوبین

که البته دکتر پسرک میگفت برای بچه ی این سنی این مقدار اسمش کمبود نیست.

۱ نظر ۱۲ آبان ۹۵ ، ۱۴:۳۱
لوسی می