ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۴ ارديبهشت ۹۶، ۰۱:۱۲ - آرزو ﴿ッ﴾
    آخی :)
سلام.

این منم یک بانوی دلواپسِ بود و نبود، که تنها واقعه ی قطعی آینده ش لقاء اللهه،
ولی متاسفانه هنوز نتونسته با نحوه ی مواجهه با چنین پدیده ی به غایت پر ابهت (و البته وحشتناکی) کنار بیاد؛
و تمام سعیش بر اینه که قبل از اینکه با این رخداد کاملاً قطعی مواجه بشه، آمادگی لازم رو کسب کنه..
"یک مرگ ایده آل"، بزرگترین آرزوی فعلی من برای خودم و بقیه ست..

متولد 67 م و بزرگترین افتخار زندگیم اینه که همسر یک مرد، و مادر دو پسر هستم و در آبان 91 و شهریور 94 نشان پرافتخار مادری از جانب پروردگارم دریافت کردم..
تمااااااااااااااااااام همت و تلاش زندگیم برای رضایت همسرم و فرزندانم و آرامششونه، هرچند که هنوز در کسب نتیجه ی مطلوب، اساسی مشکل دارم!!

مدرک کارشناسیم مهندسیه و مدرک ارشدم(البته اگه بالاخره بهم بِدَنش!) از علوم انسانی و اجتماعی! یک شلم شوربایی از علم و منطق و توهم و فلسفه!!

عاشق ادبیاتم و مباحثات دینی، منطقی و اجتماعی به شدت منو به وجد میاره..

من به سیبی خوشنودم
و به بوییدن یک بوته ی بابونه
من به یک آینه، یک بستگی پاک قناعت دارم..
من نمی خندم اگر بادکنک می ترکد
و نمی خندم اگر فلسفه ای ماه را نصف کند..1




1 با تشکر از سهراب عزیز جهت همکاری در توصیف این جانب!

+درباره ی این وب هم بگم که وب من هیچ چیز برای عرضه و ارائه نداره.
هیچ چیز ننوشته م جز لحظاتی که در گذر عمر بر من می گذرد.

نظرات  (۱۸)

۲۳ آبان ۹۴ ، ۲۱:۲۶ مامان محمدمهدی
نه کامل
پاسخ:
کجاش مبهمه عزیزم؟!
اگر در مورد پاسخ سوال آخرم ابهام داری باور کن آخرش به آدم بودنم ختم میشه! آدمم!

به به😍

من فکر میکردم ارشدت هم مهندسی بودی اما به نظر م این جوری با حال تره😎

بسیار عالی بود بانو

پاسخ:
خب با برنامه ای که من برای زندگی شخصیم داشتم رسماً مدرک ارشد مهندسی رو باید فراموش میکردم. یا اینکه باید فشار خیلی بیشتری رو تحمل میکردم. هرچند خودم شاید اونطوری، نتیجه ی حاصله رو بیشتر دوست میداشتم چون عاشق رشته ی کارشناسیم بودم و تغییرش برام راحت نبود. یه اپسیلون تنبلی هم توش دخیل بود چون می شد همتم رو بالا ببرم و به صورت پیوسته ارشد بخونم و هیچ سالی رو برای استراحت و فراغت از درس رها نکنم.
البته اینطوری هم بد نشده الان. ولی تصمیم به تغییر رشته تصمیم خیلی سختی بود برام. بیشتر به خاطر آینده ی شغلی ای بود که براش برنامه ریزی کرده بودم و بدون داشتن مدرک ارشد در این سن و سال، رسیدن بهش دیگه رسما غیرممکن میشد! تا اینجاش که راضی ام خدا رو شکر، حالا تا در آینده خدا چی بخواد برام. فعلا که مشغول طفلانمان هستیم!

۲۴ آبان ۹۴ ، ۰۹:۱۰ همسر سید علی ...
عه چه جالب ...
منم 67 ام ..
رشته ارشدتون بیشتر دوست دارم ;)
فلسفه ذهن رو باز می کنه ... باعث می شه اول در خودت شکسته بشی و بعد رشد کنی اگر مشغول به سطحیاتش نشی ... می دونستید درجه آخر فلسفه ، عرفانه ؟
پاسخ:
عه؟ پس همسنیم :)
بعله، فلسفه هم خوبیهای خودش رو داره ولی به شرط اینکه از راه درستش بری، به نظرم راه خطرناکیه کلا! راه ساده ای نیست و با بقیه ی علوم نظری خیلی متفاوته..البته من رشته م فلسفه نیستا!

اگه مجرد بودین یا نی نی اول نیمده بود اسمش میشد تنبلی اما این خودش نهایت زرنگی بدون اپسیلنی تنبلی

همین هم فکر نمیکنم راحت بوده باشه و کلی هم لابد با بچه کوچک سخت بوده

ان شاءالله بچه ها که بزرگ تر شدن میشه زد تو کار دکتری

همین بهترین کار که داری انجام میدی بوس فراوان برای خودت و دو تا گل پسرت 

پاسخ:
نه مجرد که نبودم چون دوره ی کارشناسی ازدواج کردم ولی اگر ارشدم رو بلافاصله بعد از کارشناسی شروع میکردم شاید میتونستم تا قبل از تولد بچه ها تمومش کنم اصلا! اما خب، محض تنوع ترجیح دادم یک سالی برم سرِ کار، که همون برنامه رو یه کم جابجا کرد! هرچند که همون یک سال هم خودش کلی تجربه بود!
ان شالله.. اره برنامه ی ایده آلم که دکتراست حالا تا ببینم خدا چی میخواد.. و کدومش برای همه مون بهتره، دکترا، یا کلا زندگی بدون کار و درس!
مرسی عزیزم. :)
۰۷ دی ۹۴ ، ۱۸:۲۶ دلا بانو
شما هم که از هجرت کنندگان به علوم انسانی هستی که:)) ولی دلیلت گویا با من متفاوته:)
منم قبل ترها فکر می کردم رشته ت فنی باشه!
موفق باشی مامان گل پسرا:)
پاسخ:
بعله! البته هجرت ما اجباری بود. من رشته ی فنیم رو خیلی دوست می داشتم.
یعنی اینقدر تابلوام؟! :)
ممنون عزیزم. همچنین شما.
دکترا ایده آل نیست.ایده التونو عوض کنید حتما
پاسخ:
سلام. اول اینکه اصلا یادم نمیاد جایی نوشته باشم دکترا ایده آل منه! تو این پیجی که توش کامنت گذاشتید هم اصلا درمورد دکترا حرفی نزدم!
اما اگر هم باشه، هرکس ایده آل خودش رو داره. شما از نگاه خودتون میگید ایده آل نیست. شاید از نگاه بقیه باشه.
و این یک مورد سلیقه ایه که درست و غلطش به زندگی اشخاص و اهدافشون وابسته ست.

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سلام
عید شما مبارک :)
چه جالب اینجارو نخونده بودم
منم از یه رشته مهندسی تغییر رشته دادم به یه رشته انسانی
و هردو رو دوست داشتم و دارم
** ***** *** ******* **** ***** **** **** *** ****
پاسخ:
سلام. عه چه جالب :)
من رشته ی کارشناسیم رو هزار برابر رشته ی ارشدم دوست دارم و از سر ناچاری و تمهیدات زندگی بود که تغییر رشته دادم وگرنه واقعا دوست داشتم که با رشته ی کارشناسیم ادامه تحصیل بدم.
نشد دیگه.
رشته ی ارشدم هم بد نیست اما خب.. کارشناسیم یه چیز دیگه بود.. این خیلی لوسه! :دی البته همین عامل هم باعث شد که تغییر رشته بدم. به خاطر شرایط ترجیح دادم که رشته م لوس باشه :))
۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۳۴ دچــ ــــار
خب اگه به فلسفه علاقه دارید هنوز به وبلاگ دچار هم سری بزنید:)
پاسخ:
:)
بعله ان شالله.
موفق باشین خانم گل
با افتخار همراهیتون میکنم... ممنون میشم همراهم باشین
در پناه جق... یاعلی
پاسخ:
سلامت باشین.
قربون شما.
رشته کارشناسیتونو نگفتین:)
منم فنی ام
پاسخ:
خب گفتن نداشت :)
شرمنده ت عزیزم.
ان شالله که موفق باشی.
۲۴ آبان ۹۵ ، ۱۰:۲۷ بنت شهرآشوب
سلام بانو
جالبه
تفکرات زیبایی دارید
منم یه وقتایی یه چیزکایی مینویسم. بیشتر برای دل خودم
خوشحال میشم بهم سر بزنید
پاسخ:
ممنون لطف کردی اومدی :)
ان شالله.
۰۶ آذر ۹۵ ، ۱۵:۱۷ نجمه خانم
سلام
الان ارشد داری؟
سر کاری که می گفتی دوست داری بری کلا ارشد نیاز داره هر ارشدی؟ 

بعدم کلی بهت خندیدم توپاسخ به نظر یک نفر گفتی برنامه ایده الم دکتراست تو نفر بعدی گفتی من یادم نمیاد گفته باشم ایده الم دکتراست تو این پیج هم حرفی نزدم!!! و فاصله دو تا پاسخت فقط یه نظره!!!

پاسخ:
سلام. نه مشغول پایان نامه ام مثلا!
نمیدونم کدوم کار منظورته! من دو تا کار ایده آل در نظرم هست که یکیش استاد دانشگاه بودنه! این آره دیگه اینو اگر بخوام برم باید دکترا داشته باشم! که فکر نکنم دیگه اصلا بهم برسه!
ولی اون کار ایده آل دیگه کارآفرینیه. که این یکی نه خیلی اهمیت نداره که مدرکم چی باشه!
در مورد ایده آل دکترا،دقت نظرت جالب بود. هرچند که به نظرم یه تفاوتهایی وجود داشت ها! مطمئن باش کامنت گذار دومی هم نیومده جوابشو بخونه وگرنه می فهمید من اینطوری نوشتم!  :)) خب الان درستش میکنم!
۰۶ آذر ۹۵ ، ۱۵:۵۷ نجمه خانم
آره تفاوت وجود داره دقیقا
قبل از این بگم خیلی وقت پیش هم خونده بودم اینجا رو و نظراتش رو 
کارآفرینی یعنی چی؟بنگاه بزنی؟شرکت بزنی نیرو شرکتی بگیری؟
و از همه مهمتر 
کجای پایان نامه ای و ترم چندی؟

پاسخ:
من خودم نمیدونستم چنین سوتی ای وجود داره! ههه هه!
آره کارافرینی یعنی یه کارِ مستقل شخصی راه بندازم که عده ای آدم توش مشغول به کار بشن.
و بعد این آدمها هی و هی بیشتر و بیشتر بشن :)
در حال انجام پایان نامه ام مثلا!
من تا بهمن ماه سال اینده فرصت دارم پایان نامه م رو دفاع کنم.
برای گل پسر مرخصی گرفتم و همینه که الان پایان نامه م مونده. اصلش این بود که دو سال پیش تموم میشد.
خددا قوت:)) دنبال شدی!!!
پاسخ:
سلامت باشین ممنونم.
عه!! جعبه چرا ندارید؟؟
پاسخ:
دیگه ما مدلمون اینطوریه!
اگه میخواین از مرگ نترسید، مرگ رو از خودتون بترسونید
توی تمام دنیا فقط یه دسته آدم هستن ک نمی میرن. اونم کسایی ان که قبل از اینکه مرگ شکارشون کنه، مرگو شکار میکنن. ما آدم زمینیا بهشون میگیم "شهید"

+ و اینکه از بچگی حساس بودم روی اینکه کسی اشتباها ب جای "خشنود" ننویسه "خوشنود"


موفق باشید :)
پاسخ:
ممنون از توصیه تون بله حقش همینه ولی خب قطعا رسیدن به این مقام خودش یه کار شاقه!

+متوجه نمیشم چرا از بچگی اصرار داشتید آدمها واژه ی غلط رو بنویسن؟؟!
چرا واقعا؟؟!
خوشنود درست است نه خشنود! :)
هر دو صورت گاهی نوشته میشه اما املای درست همان "خوشنود" است.
پیشنهاد میکنم یه سرچ بکنید یا به لغت نامه مراجعه کنید.

متشکرم همچنین:)
وقتی ابوالحسن نجفی کتاب "غلط ننویسیم" رو نوشت،  محمدرضا باطنی در نقدش کتاب "اجازه بدهید غلط بنویسیم" رو نوشت!
در همین راستا بنده روی حساسیتم پافشاری میکنم: "خشنود" ...
پاسخ:
در مورد خودتون مختارید اما به نظرم جالب نیست که چنین حساسیتی رو به بقیه منتقل کنیم و بقیه رو هم به غلط بندازیم و ازشون ایراد بگیریم و بر غلط خودمون پافشاری کنیم تا جایی که روزی دیگه نشه غلط و درست رو از هم تشخیص داد و مجوزی باشه برای اینکه زبان و فرهنگ رو بالکل دستاویز دلخواسته های خودمون قرار بدیم.
البته که متن آقای باطبی مقاله بود و نه کتاب و مجوزی بر غلط نوشتن و اصرار بر غلط نویسی نبود بلکه از خشک و دستوری بودن نگارشی که آقای نجفی بهش اصرار داشت نفی میکرد، اما در مجموع بنده در پاسخ به آن شما رو ارجاع میدم به مقاله ی "اجازه بدهید درست بنویسیم" ونداد جلیلی! :)
موفق باشید :)
سلام :)
من نه کتاب آقای نجفی رو خوندم و نه به قول شما «مقاله» آقای باطنی رو... شما گفتین سرچ کن، منم سرچ کردم و توی ویکی پدیا این اومد جلوی چشمم. فقط و فقط حاصل سرچمو نوشتم :)))
در مورد «خشنود»، اصراری روی درست بودنش ندارم. فقط سال هاست ک جمله معلم ابتداییمو تکرار میکنم ک خوشنود غلطه و خشنود درسته. خیلی باهاش خاطره دارم. خدا رحمتش کنه...
در مورد وجه اشتراک مرگ و شهید و خشنود اینکه هفته قبل یه مدافع حرم حضرت زینب (س) شهید شد به اسم «شهید آزاد خشنود». شمام اگه دوست داشتید توی اینترنت اسمشو سرچ کنید ;)
در مورد خودمم اینکه خط قرمزم همیشه حق پذیری بوده و حق اینه ک خشنود و خوشنود درسته. مطمئن باشید من مطمئنم ک خوشنود ارجحیت داره بر خشنود. فقط حساسم ک بنویسم و بنویسند خشنود... البته انگار شما خیلی حساس تر از من بودید :) 
تا اینجا هم با این بحث الکی اومدم ک آخرش بگم مرگ مبهم نیست. ترسناک هم نیست. ان شاالله به شهادت ختم بشه و هیچ وقت درکش نکنید. اگه دوست داشتید واسه شهید خشنود هم یه فاتحه بخونید.
یاعلی
پاسخ:
ممنون از توضیحات. درسته من خودم حساسم! :دی
خدا معلمتونورحمت کنه و همچنین شهید خشنود را نیز:)
مرسی که اینا رو نوشتین.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی