ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

1627.

پنجشنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۴، ۱۲:۰۴ ب.ظ

ما امروز رفتیم تی وی بخریم :)

خیلی حس خوبی دارم

که با مستر میریم اجناس مختلف رو تماشا میکنیم و انتخاب میکنیم،

از اینکه مثل تازه عروس و دامادها دنبال جهیزیه باشیم خوشم میاد..

و همه شون رو با عشق نگاه میکنم :)

شاید به این خاطر که من اصلا برای خودم جهاز نخریدم..



+گفته بودم که پسرک تی وی سابقمون رو به دیار باقی فرستاده؟؟! :|

۹۴/۱۰/۲۴
لوسی می

نظرات  (۹)

چرا؟!:|
وچرا جهیز نه؟!
پاسخ:
این چرای اولی مال چی بود؟
جهیزیه نخریدم چون اولا من و مستر کلا آدمهایی بودیم که دوست نداشتیم از جیب بقیه خرج کنیم
واسه همین جهیزیه ی من حداقل وسایل ممکن بود.
و هرقدر که مستر تونست خودش پولشو می داد و خیلی چیزها رو به خاطر ملاحظاتی که داشتیم یا نخریدیم اصلا و هی گفتیم لازم نیست و یا اینکه ارزونترینشو خریدیم.
در حدی که تا چند وقت بعد از عروسیمون مامانم به هر مناسبتی مثلا تولد و عید و ایناها یه تیکه وسیله ی خونه که قرار بود مثلا تو جهاز باشه و من زیربار نمی رفتم رو برای من به عنوان هدیه می آورد! چون هرچی میگفت بخر من میگفتم نه بابا اینا که لازم نیست! جهاز یعنی ضروریات برای شروع زندگی.
دوما اینکه هنگام خرید همون ضروریات زندگی هم من اصصصلا فرصت نداشتم و پروژه ی کارشناسیم در دست اجرا بود و مستر هم که کلا نبود و از ما دور بود.. در مجموع ما تک و توک توی خرید جهاز شرکت داشتیم و واقعا با همدیگه چیز خاصی برای زندگیمون نخریدیم اون زمان.
۲۴ دی ۹۴ ، ۱۲:۳۵ کوثر متقی

سلام

دست پسرک درد نکن:دی

آدم هر چند وقت یه بار دلش میخواد جهازشو نو کن‎:)‎

پاسخ:
سلام. بعله دستش درد نکنه :)
آره ولی فک کنم ما هنوز به مرحله ی نوسازی نرسیدیم ما در حال خرید هستیم :))
خدایی نوسازی که جزو برنامه های پنج ساله ی سومه، نه الان! :|
ما تازه پنج ساله ازدواج کردیم.
نه نشنیدم
تو کدوم پست گفته بودید؟
پاسخ:
فکر کنم ننوشته بودم!
و عجیبه که ننوشتمش.
باید دقیقتر نگاه کنم..
مربوط به هفت هشت ماه پیشه.
یه هفت هشت ماهی هست که ما تی وی نداریم و از تی وی های نفتی و عاریتی استفاده میکنیم! :))
۲۴ دی ۹۴ ، ۱۴:۳۸ مامان محمدمهدی
نکنه تو هم مثل من جهزیه تو مامان و بابات خریدن و خودتو هیچ جا نبردن واسه انتخاب؟
پاسخ:
آرههههههه! توضیحات رو تو پاسخ خانمی داده م اما اینم یه وجهش بود. نه اینکه نبرنم، من وقت نداشتم برم!
خریدی که باعلاقه انجام بشه خیلی لذت بخشه
پاسخ:
آره واقعا :)
خدا قسمت همه بکنه :) برای عروسیهاشون ان شالله.
من که به کسی اشاره نکردم..همینطوری همه رو گفتم. :دی

دم پسرک گرم :) 

اصلا پسر باید تی وی به دیار باقی بفرسته تا بهش بگن پسر :))) 

پاسخ:
:))
بعله!
اصلا با این اقدام پسرک ما یه رعبی تو فامیل ایجاد شد که پسرهای اونا هم همینکارا رو خواهند کرد!
یکی از اقواممون میخواست بره تی وی بخره یه پسر نوزاد داشت، میگفت من یه تی وی درپیت میخرم چون اینم بزرگ شه میزنه داغون میکنه تی وی رو، بعد دلمون میسوزه! بعد خانمش هی حرص میخورد :))

۲۴ دی ۹۴ ، ۱۵:۳۱ مهراد فروتن
ماشاءالله پسرک! :))
[و ان یکاد...]
پاسخ:
:))
حسابی ترسیده شدین ها! لازم نیست هی و ان یکاد بخونین. :))
من شوخی کرده بودم. :)
ممنون از لطفهای همیشگیتون.
اتفاقا این پاورقی رو نوشتم یاد شما افتادم که گفته بودین بفرستمش شیشه بشکنه!
کاش اون روز می فرستادمش شیشه میشکست سه چهار تومن خرج رو دستمون نمیذاشت :))
۲۴ دی ۹۴ ، ۱۵:۳۲ خانم الف
من اصلا به خرید وسائل خونه علاقه ندارم :|
مگه اینکه چی بشه اونم در موارد بسیــــــار معدود :/
مبارکتون باشه :)
پاسخ:
آرهههه منم خیلی اهل خرید نیستم.
اما خریدن وسایل بزرگ و اساسی زندگی برام جذابه. اونم الان جذاب شده، اگر قبلا هم جذاب بود برای جهازم مایه میذاشتم!!
خریدهای کوچک نه اصلا پایه نیستم.
ممنونم عزیزم :)
۲۵ دی ۹۴ ، ۰۰:۵۹ ملکه بانو
من داوطلبانه از خرید جهاز انصراف دادم و زحمتش افتاد گردن مامانم.

پاسخ:
آره اقدام منم داوطلبانه بود.. من اون سن که بودم اصلا اهل خرید نبودم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">