ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۴ ارديبهشت ۹۶، ۰۱:۱۲ - آرزو ﴿ッ﴾
    آخی :)

1638.

شنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۴، ۱۰:۰۱ ب.ظ

یه عکس از گل پسر گرفته م

که حتی یک لحظه نمیتونم چشم ازش بردارم..



+عششششششق منه این پسر :)

عشق منه این عکس :)

+پستهای قبل روزنوشته! همین!

خیلی هم معمولیه، خیلی! اما خب یهو تصمیم گرفتم پستهای مسترنویس رو علنی نکنم.

شاید این تصمیم عوض بشه شایدم نه!
۹۴/۱۰/۲۶
لوسی می

نظرات  (۶)

۲۶ دی ۹۴ ، ۲۲:۰۹ مامان محمدمهدی
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
منظورت همین عکسیه ** ** ****** ******؟!
اگه اونه که خیلی قشنگه.منم یه مدت طولانی نگاهش کردم و قربون صدقه ش رفتم
خدا حفظش کنه
پاسخ:
نه اون نیست. ولی این یکی رو میذارم :)
واقعا؟؟ ممنونم از لطفت.
بچه های شما هم همچنین عزیزم.
من نه وب دارم که رمز برام فرستاده بشه و نه ایمیلی که رمز دریافت کنم
بااینجساب نمیتونم پست رمزدارو مشاهده کنم
اصلا از کجا معلوم که رمز به من تعلق میگرفت :))
پاسخ:
شما یک عدد برای من بذار، و وقتی میتونی بیای رو به من خبر بده. من همونو میکنم رمز پست که ببینیش! :)
عکس پسر خوشکلتو دیدم ... ایشالا خدا برات نگهش داره... 
پاسخ:
ممنون عزیزمممم از لطفت.
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
چقدر شما خوبی :-*
امکان داره کامنتمو دیر بخونی برای همین 
رأس ساعت4
هرچند من ازحالا تا 4 میام وبت :))

******
پاسخ:
اگه هستی من الان عوض میکنم. بعد که دیدی خبر بده من حذفش کنم.
سلام عزیزم، خوبید انشالله؟ 
انشالله که خدا حفظشون کنه،یه سوال اگه خدا بخواد تا چند ماه دیگه یه عضو کوچولو به جمع سه نفره ما اضافه میشه ،اما راستش با خودم فکر میکنم نمی تونم غیر از محمد صادق کسی رو اینطور دوست داشته باشم،حالا این حس من طبیعیه یا نه؟ااز طرفی هم دلم برای این کنجدم میسوزه 
پاسخ:
سلام علیکم.. به به به به! مبارک باشه ان شالله :)
ان شالله به پاقدم خیر و نورانی :)
آره طبیعیه! :) منم همه ش همین فکر رو میکردم.. و همین دلسوزی ها رو هم داشتم، هیچ تغییری تو محبت شما به اولی ایجاد نخواهد شد و دومی هم به اندازه ی مکفی شیرین و دوست داشتنی خواهد بود.. قلب مادرها به اندازه ی عشق ورزیدن به همه ی بچه ها قابلیت داره :)
هیچ نگران نباش که به محض تولد دومی عشق بهش تو تک تک سلولهات جریان پیدا میکنه :)
ممنون  عزیزم ،لطف کردی دلگرم شدم 
پاسخ:
اختیار داری...بعله مامان خانم.. دنیای عجیبیه این دنیای مادری..
نگران هیچ جاش نباید بود که خدا خودش کفایت میکنه ان شالله.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی