ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

1639.

يكشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۴، ۰۵:۲۷ ب.ظ

دارم از خستگی غش میکنم

و خونه مثل بمب منفجر شده ست..

و مستر هم داره میاد...



+خب طبیعیه که اومدن مستر و شلوغی خونه

مهمتر از رفع خستگی باشه...

من می تونممممم! :)

۹۴/۱۰/۲۷
لوسی می

نظرات  (۱۱)

۲۷ دی ۹۴ ، ۱۷:۳۱ خانم الف
حتما میتونین :))
خاقوت :)
پاسخ:
میدونم منظورت از خاقوت همون خدا قوت بود! خخخخخ!
مرسی عزیزم :*
۲۷ دی ۹۴ ، ۱۷:۴۱ کوثر متقی
قطعا سلامتی تو مهم تر از همه چی هااا مراقب خودت باش
مستر هم قطعا غیر این نمی خوان

پاسخ:
آرههههه ولی خب بعضی چیزا این چیزا حالیشون نیست!!
آره مستر هم غیر از این نمیخواد اما واقعا روان من بدون نظم خونه در آرامش قرار نمیگیره..
تو میتونی :) 
پاسخ:
من تونستم :)
۲۷ دی ۹۴ ، ۲۰:۰۲ مامان محمدمهدی
چه لوس:)
اتفاقا بنظر من جناب مسترتون خوشحالتر و راضیتره که شما رفع خستگی کرده باشید وقتی ایشون میان خونه:))
پاسخ:
بله خب اگر من به مستر میگفتم که از خستگی نشده اوضاع خونه رو سامون بدم هیچی نمیگفت و شاید خوشحالتر هم می شد که من استراحت می کردم،
یا اگر میدونست که در حال غش بودم شاید ناراحت هم میشد که خونه سامون پیدا کرده و میگفت خب به خودت زحمت نمی دادی
اما راستش من خودم اصلا راحت نیستم با دیدن صحنه ی ورود مستر به خونه ی شلوغ :|
اصلا راحت نیستم و همین که قرار باشه توضیح بدم و عذرخواهی کنم آزارم میده و ترجیح میدم شرایط جوری باشه که مستر هم با دیدن اولین صحنه ی ورودی کپ نکنه!!
۲۷ دی ۹۴ ، ۲۰:۳۷ ملکه بانو
موفق باشی
پاسخ:
سلامت باشی :)
شما میتونی مهندس :))
پاسخ:
تونستم :)
الحمدلله.
الان که پستتو خوندم میبینم که دیر شده و  نمیتونم بگم تو میتونی :)
پاسخ:
تونستم :)
مرسی از انرژی مثبتت :)
بهم رسیده احتمالا :)
۲۹ دی ۹۴ ، ۱۲:۵۵ مامان کوثر
کم پیدایی، نگرانت شدم:(
پاسخ:
نت نداشتم خواهر!
اقدامات دیگه ای هم در دست اجرا داشتم که دیدم نت نخرم الان بهتره.
ممنون از مهربونیت :*
۲۹ دی ۹۴ ، ۱۵:۴۴ دلا بانو

یعنی در این حد خونه شلوغ بود که رفتی دیگه نیومدی:)

پاسخ:
نههههه! :))
 در این حد خسته بودم که تا دو روز غش کردم! :))
اوه بله
باید دوام آورد
مهمتره مهمتر!
پاسخ:
زنده ام هنوز! دووم آوردم :)
الا یا ایها الرفیق
من خسته از روزهای سخت
بیام یه سر بهت بزنم ببینم در چه حالی
بعد متوجه شم رمز تغییر کرده
نه ضدحال نیست انصافا؟ :|
مخصوصا الان که دارم از خستگی می میرم :))
پاسخ:
سلام عزیزممممممم. چه عجب از اینورا! خوبی؟
ما که دیگه امیدی به دیدنت نداشتیم.
یه وقتی هم اومدی که من خودم از خستگی داشتم غش میکردم!!
چرا ضدحاله قبول دارم ضدحال ترش میدونی چیه؟؟؟! میام میگم بهت.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">