ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۵ فروردين ۹۶، ۱۶:۴۵ - منتظر اتفاقات خوب (حورا)
    الهی آمین.

1704.

سه شنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۴، ۰۹:۴۶ ق.ظ

دیشب خودمو وارد یک ماجرای پلیسی کردم!

هههه هه!

انقدر هیجان داشتم که واقعا لرزش دستمو احساس میکردم

حس خوبی نداشتم!

حس میکردم آمار در آوردن یه جور گناه شاید باشه!



+به نظر شما اینکه از یه نفری آمار دراری،

بدون سوء استفاده از آمارت.

فقط محض رفع کنجکاوی هات،

گناهه؟!

+اتفاقی که دیشب افتاده رو تو پاسخ کامنت خانم الف شبیه سازی کردم!

البته یک مثال بود! نه عین ماجرا! یه وقت با خوندن این پست فکر نکنید آدم خفنی هستم! :|

۹۴/۱۱/۲۰
لوسی می

نظرات  (۸)

۲۰ بهمن ۹۴ ، ۰۹:۴۸ شِمِلـ ــیا
گناه بودن یا نبودنشو نمیدونم
ولی فکر نکنم کار جالبی باشه :)
پاسخ:
واقعا؟؟!
یعنی منظورتون اینه که کار ناشایستیه؟
چرا؟ البته بستگی داره خب چه اماری در بیاری! :))
من فقط میخواستم شهر محل سکونت یک نفر رو بدونم! همین! :|
نمیدونم!
خودم دوست ندارم کسی این کارُ باهام کنه واسه همین برا بقیه هم انجام نمیدم :)
پاسخ:
آره منم خیلی به این فکر کردم که آیا دوست دارم بقیه این کار رو در موردم بکنند یا نه!
دیدم مهم نیست! اینکه بقیه بفهمند من کدوم شهر زندگی میکنم خیلی مهمه به نظرت؟؟!
بعد تازه من داشتم از خودش می پرسیدم! ههه هههه!
نه اینکه برم از دیگران بپرسم!
خب بستگی داره!
تو بعضی شرایط دوست ندارم کسی چیزی ازم بدونه!
مثلا تو فضای مجازی تا وقتی خودم به کسی نگم مایل نیستم برا دونستن این چیزا تلاش بشه :)
البته من نمیدونم شرایط شما چطور بوده.. شایدم مشکلی نداره :)
پاسخ:
ببین فکر کن من دارم دو تا وب می نویسم
یکی این، یکی یه وب دیگه!
تو این وب لوسی هستم و یه سری مخفیاتی دارم، ولی تو اون یکی وب، خودمم و یه کاری دارم انجام میدم و یه چیزایی ارائه میدم و مثلا می فروشم!
بعد طبق یک سوتی ای که خودم بدم، یکی از خواننده های وب لوسی، متوجه بشه که اون یکی وب هم مال منه! که این ناشی از سوتی من و زیرکی خواننده ست!
بعد بدون اینکه به من بگه من خواننده ی وب لوسیِ شما بودم بیاد اون یکی وب و بفهمه که من اهل کجا هستم و مثلا اسمم چیه!
من حتی براش کامنت گذاشتم که میشه برای دیدن کارهاتون، بیام خونه تون، گفت بیا!!!  :| در این حد خودش پایه ی آمار دادن بود!
اما من نگفتم من خواننده ی وب لوسی هستم!!!!
مشکل همین تیکه آخره! که باید میگفتم یا نه؟!
البته من دیگه وارد جزئیات نشدم اون حس گناهه منو از ادامه ی آدرس گیری منصرف کرد! هههه هه!
مثلا شمافکر کن خیلی راحت به عنوان یک خریدار بتونی بیای خونه ی ما! میای؟! تازه یه چیزی هم بخری که حس عذاب وجدان نداشته باشی!! ههه هه!
هرچند به نظرم این آخری خیلی جالب نیست مثلا من اگر بهش بگم خواننده ی اون یکی وب بودم که حالا اومدم خونه تون، احتمالا خوشش نیاد نه؟! :|
قسمت آخر نظرتون رو الان دیدم..
از خودشون پرسیدین؟؟ :)
حتما مایل بوده که گفته پس :)
پاسخ:
توضیحات کامل تو کامنتت دادم.
۲۰ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۱۷ آبجی خانوم
کاراگاه لوسی می وارد می شود :)
پاسخ:
:))
آهان اینطور بوده پس..
نه از نظر من که مشکلی نداره :)
پاسخ:
:)))
ممنون از فتوا دهی شما :))

+شوخی کردم مرسی عزیزم. خواستم شفاف کنم! دو نفر اومدن گفتن کار ناشایستیه یه جوری شدم
گفتم لابد فکر میکنین رفتم از هزارتوی زندگیش سر در آوردم! :))
خواهش میکنم جبران میکنید بعدا :دی
:)))))

+ :)
پاسخ:
ینی فتوای خاصی باید بدم به نفع شما؟؟! نه نه! رو من حساب نکن! من فقط بر مبنای دین فتوا میدم! وگرنه از درجه اجتهاد ساقط میشم! خخخخ!
:))

+من کلی پاسخ اون کامنتت رو ویرایش کردم و ابعادی رو اضافه کردم.

عجب!

عجب!

عجب!

بروبچ اگه دوتا وب می نویسید احیانا مراقب باشید از طرف لوسی می عزیز کشف نشید:))))))

خب بزار یه کم همذات پنداری کنم با دو طرف ماجرا:

راستش فکرکنم منم جای تو بودم مطمئنا در این موقعیت این کارآگاه بازی رو درمی آوردم!!!!! خب آخه کنجکاوی ش شدیده و خیلی راحت هم می شه به جوابش رسید خب:)))) طرف خودش سوتی داده خو!

ولی اگه خودم باشم و کسی این حرکتو بزنه .......... خب اصلا حس خوبی نداره!!

ترجیح می دم بهم نگه که فهمیده! و به کسی هم نگه!!!!!! رازدار باش لوسی جان:))))

 

+حالا طرف اهل کجا بود؟!

اصلنم نمی خوام شهر تورو کشف کنما!:)))))

پاسخ:
:))
خب بیشتر مواظب باشن سوتی ندن! این دوستمون خیلی سوتی هاش تپله! ینی سوتی نیست که شما بری بگردی بیابی! سوتیه که ازاول معلومه دیگه!
آره فک نمیکنم حس خوبی باشه!
منم بهش نمیگم فهمیدم مطمئن باش!کلا مشکل من تو این موارد با خداست! میگم نکنه خدا هم راضی نباشه؟! :|
وگرنه رازدار خوبی ام! :)
:))
ما شهر خوبی داریم.. :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">