ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۵ فروردين ۹۶، ۱۶:۴۵ - منتظر اتفاقات خوب (حورا)
    الهی آمین.

1706.

سه شنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۴، ۰۲:۳۲ ب.ظ

تا به حال شده شخصیتی در دنیای مجازی

ذهن شما رو درگیر خودش کنه؟!

زندگیش، شخصیتش، تلاشش، همسرش یا هرچیزیش که به نظر شما خاص بوده!

بعد اگر براتون موقعیتی پیش بیاد که با یک هزینه ی خیلی مختصر و به سادگی

بتونید برید ببینیدش،

میرید؟!



+نه اینکه آدم زیادی جذابی باشه یا شما رو مرید خودش کرده باشه،

فقط ذهن شما رو درگیر خودش کرده!

۹۴/۱۱/۲۰
لوسی می

نظرات  (۱۸)

این همون موضوع پست قبلیته؟؟
هنوز تا این حد، اشغال نشدم :دی
بستگی داره چقدر ذهنم رو مشغول کرده باشه، و اگه این رابطه رو شروع کنم، ادامه یا پایانش دست خودم باشه یا نه، البته باید امادگی اینو هم داشته باشی که اگه تمام تخیلاتت به هم ریخت، چطور رفتار کنی

پ.ن. خوشحالم که من نیستم، چون گفتی زیاد جذاب نیست طرف:))))))))))))

پاسخ:
:))))
آره همونه، رابطه ای درکار نیست! مثلا شما بفهمی کجا کار میکنه! مثلا فکر کن من و شما همشهری!
شما می فهمی من کجا کار میکنم، پا میشی بیای یه سر منو ببینی یا نه! شاید اصلا خودت رو هم معرفی نکنی برام!
قرار نیست رابطه ای رو شروع کنی اصلا! خخخخ!
چه خبره مگه؟!
به نظرم کار بی خودیه! نه؟!
۲۰ بهمن ۹۴ ، ۱۴:۴۰ آبجی خانوم
با دوستای مجازی هم شهری مون قرار گذاشتیم هم رو دیدیم ولی همچین خاص هم نبودن .
یکی دو نفری هم بودن که به نظرم داستان زندگیشون خیلی خاص بود ولی اصلا به این فکر نکردم که برم ببینمشون!
پاسخ:
آره به نظر منم کار خیلی هیجان انگیزی نیست!
احساس میکنم هیچ هدفی پشتش نیست :|
نه تا حالا نشده :|

+ البته زمانی که بلاگفا بودیم ،
همه ی دوستا قرار گذاشتیم یه تاریخ و زمان مشخص فلان جا باشن تا همدیگرو ببینیم :)
الانم هستن این دوستان :)
پاسخ:
:)
آره اینجوری خوبه. هرچند که منم تجربه ش رو داشتم و خیلی برام هیجان انگیز نبوده!
خوب بود ولی فوق العاده نبود.
به نظر من کار جالبی نیست زیاد! هه ههه!
خب البته ما این قرارو تقریبا برا ده سال دیگه گذاشتیم!!
اینطوری هیجانش بیشتره :)
پاسخ:
عجب! آره بابا این دیگه خیلی هیجان داره!
من دوم راهنمایی که بودم با دوستم قرار گذاشتم سی و یک تیر ماه نود و هفت ساعت 6 عصر کنار برج ایفل باشیم :))
سه سال دیگه مونده. من که مصمم هستم برم دوستمو نمیدونم! ازش خبر ندارم :))

+خب شما تا به حال همو دیدین که همچین قراری گذاشتین یا نه! همینطوری یهویی؟!

من دلم میخواست بتونم دوستامو ببینم...

ولی تا حالا نشده...

یکی از اونایی که خیلی دلم میخواد ببینم پسرک توعه :) 

پاسخ:
عزیزمممم. راس میگی؟ حالا فک کن من پسرک رو بذارم مهد و شما متوجه بشی مهدش نزدیک خونه تونه!
یه روز میری ببینیش؟ مثلا اسم و فامیلیش رو هم میدونی دیگه!
فکر میکنم آدم تا موقعیتش رو نداره پایه ست. بعد که موقعیت پیش بیاد بی انگیزه میشه.
حالا شما جواب منو بده منم یه روز عکس پسرکم رو میدارم :)
برج ایفل :||

نه ندیدیم همدیگرو ..
همینطوری یکی از دوستان پیشنهادشو داد..
اینم لینکش :

dokhtarakeloos.blog.ir/1394/06/30

البته قرار اصلی تو پست مشابه این تو بلاگفا گذاشته شد که کامنتای دوستانم بود..
اما به لطف بلاگفا پرید :/
پاسخ:
بعله! کجاشو دیدی تازه! ما برادرانمون با هم هم سن بودند. قرار شد داداش هامون رو هم ببریم :دی
ان شالله که میرید همونجایی که باید..
من میرم. باید کشف جالبی باشه :)
پاسخ:
به نظر منم کشف جالبیه اما میگم آخرش که چی؟!

من یکی از پاسخات به کامنتارو تایید می نمایم!

تا وقتی الکی بهش فکر می کنم خیلی جذابه ولی پاش برسه نه، دلم نمی خواد!

یه بار یه شرایطی شد که با یکی از دوستان مجازی با کلی ذوق قرار گذاشتیم ولی نزدیک قرار که شد کلی اعصابم خورد شد و خداروشکر که کنسل شد به دلیلی!

به نظرم دنیای مجازی و واقعی قاطی نشن بهتر باشه گویا!

پاسخ:
آره منم اینطورم.
موافقم باهات.
پیش اومده که با یکی همزاد پنداری کنم و بخاطر یه جور صمیمیت و حس مشترک،تلاش کنم برای دیدنش
ولی برای خاص بودنش نه! یعنی یه جورایی شاید خاص بودنش تو فضای مجازی است نه واقعی
و اتفاقا با دیدن زندگی واقعی ش ،خاص بودن مجازی ش برای م از دست برود! پس برای حفظ خاص بودنش نمیرم ببینمش
پاسخ:
آره دیگه. معمولا وقتی آدمهای مجازی واقعی می شن مطمئن میشی که خاص نبودن و خاص بودنشون فقط تو دنیای مجازی بوده!
البته من دلم میخواد خاص بودن این آدم برام از بین بره! یعنی میشه؟!
"" تا وقتی الکی بهش فکر می کنم خیلی جذابه ولی پاش برسه نه، دلم نمی خواد! ""
با وجود اینکه قرار گذاشتیم اما با این جمله موافقم!
هنوز تصمیم قطعی نگرفتم که میخوام برم یا نه!
مجازی ها مجازی بمونن، حقیقی ها هم حقیقی بهتره انگار...
پاسخ:
آره منم موافقم.. گاهی که نه در نود درصد اوقات یک آدم مجازی بهتره مجازی بمونه!
از اونجایی که من در بیرون رفتن خیلی تنبلم از اومدن اون طرف بیشتر استقبال میکنم
پاسخ:
:))
آره منم یه جورایی تنبلیم میاد برم! :))
منم خیلی مغزم درگیر آدمای مجازی میشه چون مرموزترن
ولی گشادم میفهمی گشااااد
پاسخ:
منم! 
ولی این جمله ی آخری که گفتین دقیقا برای بیان چه منظوری به کار میره؟؟!
من نفهمیدم! :(
۲۰ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۰۶ مهراد فروتن
+ شده بله 
+ موقعیت دیدنش هم پیش اومد ولی من نرفتم چون ترجیح دادم که اون شخص رو با همون تصویری که ازش تو ذهنم ساختم به یاد بیارم.
+ اما یکی دو نفر تو همین جمعی که به وبلاگ هاشون سر می زنم هستن که دوست دارم ببینمشون و بیشتر باهاشون آشنا شم.
پاسخ:
عه! شد و نرفتید؟! چه جالب.
ان شالله قسمت بشه ببینید این دوستانتون رو :)
البته اگر خیره :)
بله بله :)
پاسخ:
:)
ینی توصیه میکنید منم برم؟!
آره همچین شخصیتی هست؛ ولی ترجیح میدم نبینمش. تصوراتم همینطور بکر و دست نخورده باشن بهتره :)
پاسخ:
:)
تقریبا همه متفق القول بودن که ملاقات آدم مجازی ذهنیت آدم رو به هم میریزه.
جالب بود :)

جواب کامنتهای دیگران رو نخوندم
فقط از خودمو دیدم:)
نه بابا، اگه قراره از دور ببینمش ، به هم معرفی نشیم، چه اصراریه که برم ببینمش
وقتی یکی ذهنمو درگیر کنه، احتمالا میخوام بیشتر بشناسمش که میرسم به طرف دیدنش، و برای همین بیشتر شناختن، خب رابطه ای هم شکل میگیره...

ولی کلا ترجیح میدم دوستان مجازی، مجازی بمونن-البته فعلا، آینده رو نمیدونم:)
پاسخ:
آره منم موافقم.
ماشالا چه تند تند پست میذاری :)
بعد چون عنوان نداره باید کلی بگردم تا پیدا کنم :)
نمیدونم... خیلی از بچه ها رفتن و همدیگه رو دیدن... بعدم تو وبشون در مورد دیدارشون نوشتن.... نگار حتی برای دیدن دوستش سفر یه روزه میکنه... میره یه شهر دیگه و برمیگرده :)
من خیلی با دوستای مجازی احساس نزدیکی میکنم :)
اگه از لحاظ اجازه خانواده مشکلی نداشته باشم خیلیا هستن که دلم میخواد ببینمشون :)

پاسخ:
نه بابا! سفر هم میرن ملت؟! این دیگه خیلیه!
البته الان یادم اومد که یکی از بچه های وب تو عروسیش دوستان مجازیشو دعوت کرده بود از شهرهای مختلف با بچه ی پونزده روزه رفته بودن عروسیشو!!
واقعا جالبه.
ان شالله که موقعیت پیش بیاد و بتونی به زودی ببینیشون :)

+آره این بی عنوان بودن کار رو برای پیدا کردن کامنت خیلی سخت میکنه! باید یه فکری بکنم!

:) 

منم اوایل بی عنوان بودم، یهو متحول شدم :))) 

پاسخ:
:)
فکر نکنم تحولی در من ایجاد شه. چون  از بس پستهام خلاصه ست که عنوان پذیر نیست!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">