ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 29 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۹ آبان ۹۶، ۱۸:۰۷ - مامان محمدمهدی
    تبریک

1968.

دوشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۳:۳۳ ب.ظ

از ضبط ماشین این ترانه داره پخش میشه:

بیا تا جوانم بده رخ نشانم، که این زندگانی وفایی ندارد..


پسرک: این آقاهه چرا ناراحته؟

من: برای اینکه دلش برای امام مهدی تنگ شده،

- خب چرا نمیره پیشش؟

+ چون نمیدونه امام مهدی کجاست.

- ولی من میدونم امام مهدی کجاست! حتما رفته حرم امام رضا...

:)



+با مستر به هم نگاه می کنیم..

مستر لبخند معنی داری میزنه و میگه

این بهترین جوابی بود که میتونست بده...

۹۵/۰۲/۰۶
لوسی می

نظرات  (۶)

ای جاااانم
پاسخ:
:)
قربونت.
۰۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۵:۵۹ مامان محمدمهدی
دلم امام رضا خواست:(((
پاسخ:
آرهههه. منم وقتی اینو گفت حسسسابی دلم هوایی شد..
ان شالله قسمت شه.
پسر دایی منم همش میگه دلم واسه مشهدِ امام حسین و کربلای امام رضا تنگِ بشده :))))
وقتی بهش میگم منم با خودت میبری ؟!!!!!!!
میگه نه؛ امام تو رو دوست نداره. خودش به من گفت آجی رو با خودت نیار...
حالا دیگه حال من رو تصور کنید ...
پاسخ:
:) عزیزم :)
خدا حفظش کنه. ان شالله قسمتتون بشه.
سلام 
افرین به پسرک

پاسخ:
:)
ای جااااااااااان:*
پاسخ:
:)
۰۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۷:۱۴ چشم به راهم ...
به به ، به این پسر ... خدا حفظش کنه
پاسخ:
سلامت باشین.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">