ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱ آبان ۹۶، ۲۱:۴۰ - کـوثــ ـر
    آمین ...

2040.

سه شنبه, ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۳:۱۲ ب.ظ

امروز جنازه ی یک سوسک در خونه مون رویت شد! :(

و من دیوانه شدم وقتی که پسرک تا حد ممکن به سوسکه نزدیک شد که با دقت تمام تماشاش کنه.

خیلی خودمو کنترل کردم که اصصصصصلا نفهمه من چقدر نسبت به سوسک فوبیا دارم..

تازههههه! بهش گفتم بهم بگو چند تا دست و پا داره!!! فک کنننن!!!



+بعدم در اقدامی عجیب که در من کاملا بی سابقه ست مثل یک مادر شجاع جنازه رو جمع کردم!

تا نیم ساعت کل وجودم در حال مور موریسم مزمن بود :(

۹۵/۰۲/۲۱
لوسی می

نظرات  (۱۲)

خیلی حساس نیستید؟ :)
پاسخ:
چرا خیلی! واقعا نسبت به سوسک فوبیا دارم.. به طرزی وحشتناک..
حیف که یکی از دوستان رو پستشون رمز گذاشتن وگرنه آدرسش رو میدادم سوسک گرفتن ایشون رو ببینید :دی  درخواست آموزش هم دادم از ایشون :)) با دست و دستمال :))
پاسخ:
وای نهههههه!
خدا رو شکر که پستش رمز داره! :|
:)
پاسخ:
:(
تو وبلاگ تو فقط لیلی باش می گفت خانوم ها باید از سوسک بترسن یا حداقل ادای ترس رو دربیارن من مثل پسرک شما ! علاقه مندم به حشرات... حتی سوسک ها :)) واسم ادا درآوردن خنده دار واسه همین تا جای ممکن سعی می کنم در معرض شون نباشم :دی
خودشونم در معرض !من نمیان!:))
پاسخ:
:))
علاقه مند که واقعا عجیبه که علاقه مندی! حالا نمی ترسی نترس ولی علاقه مند هم نباش! خخخخ!
واااای خیلی باحال بود .... شما واقعا یه مادر نمونه ای((:
من اوائل عروسیمون خیلی می ترسیدم ولی خونه اولمون یه جوری بود که مجبور بودم دائم سوسک بگیرم...خخخ و اینگونه بود که ترسم ریخت
البته انصافا سوسک های قم خیلیـــــــــــــــــــــــــی بزرگن. هنوزم از اون بزرگاش میترسم
پاسخ:
:))
تعریف کردنش خنده داره اما واقعا وقوعش وحشتناکه.
من برعکس شمام! در نوجوانی اینقدری که الان می ترسم و واقعا تپش قلب میگیرم نبودم. با اینکه این خونه ی ما هزار برابر خونه ی مامانم در دوران تجردم سوسک داشت و داره.
و اینجا هم سوسکهاش خیلی بزرگن متاسفانه.
اما من بدتر شده م که بهتر نشده م.
وای بالدارن؟
از سوسک بالدار واقعا موجودی وحشتناک تر در دنیا هست آیا؟
۲۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۷:۳۰ چشم به راهم ...
احسنت مادر شجاع و بی نظیر ...
پاسخ:
متشکرم :))

یچی اندازه عنکبوت چندش آور نیست! من به حد مرگ ازش میترسم حتی وقتی توی تی وی میبینم!


پاسخ:
نهههه! سوسک! من برای سوسک اینطورم..
بله..... 
پاسخ:
بعله. :)
۲۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۶:۲۷ مامان محمدمهدی
ازش میترسم و چندشم میشه
و شکر خدا و گوش شیطون کر، سالی یبارم نمیبینیم ولی هر وقت دیدم اصلا ترسمو از م م مخفی نکردم یعنی نتونستم مخفی کنم گرچه چند تا متن خونده بودم قبلش که نباید گذاشت بچه ها بفهمن ترسمونو و...
پاسخ:
منم خیلی :((((
منم نمیتونم مخفی کنم قطعا متوجه میشه از تابلو بازیم. اما سعیمو می کنم.
این چون مرده بود خیلی خوب بود! :))
اگه زنده بود که من دیگه بیچاره میشدم! دیروز برای اولین بار فکر کردم کاش پسرک بزرگ می بود میدادم جنازه شو جمع کنه.
قبلا اصلا جنازه هاشونو جمع نمیکردم و سمتشون هم نمیرفتم اما مدام ازشون انرژی وحشت میگرفتم! ولی منتظر می موندم مستر بیاد!
اما الان با وجود بچه ها نمیشد خب! :(
پست جالبی بود، همراه با کامنت های جالب تر:))))))
فکر میکنم کمتر زنی باشه که حس بدی نسبت به این موجود نداشته باشه، حالا نه الزاما ترس
من خودم بیشتر بدم میاد تا بترسم، ولی خب از وقتی دردونه اومده، سعی میکنم واکنش هام کاملا طبیعی باشه، در این حد که اینم یه موجوده مثل سایر موجودات
حالا با این همه تلاش من، دردونه حس خوبی نداره، ولی خواهرزاده هام با اینکه مامانشون خیلی از این موجود وحشت داره، خیلی ریلکککککککس برخورد میکنن:)))

پ.ن. از نوشتن اسمش هم آدم یه جوری میشه:(((
پاسخ:
:))
منم بدم میاد. ولی خییییییییییییییلی بدم میاد. از بد اومدن گذشته.
منم به خاطر همین سعی در طبیعی بودن اینقدر بهم فشار اومد.
آره فکر میکنم ژنتیکی باشه بیشتر! هرچند اموزشی هم هست اما مثلا دخترخاله ی من خیلی ریلکسه اما پسرخاله م اساسی می ترسه! در شرایطی که در کودکی سوسک می گرفت! با والدین مشترک که قطعا ترجیح میدادن پسرشون شجاع باشه! :))
منم از موش خیلی میترسیدم... تا اینکه رفتم دانشگاه. به برکت وجود مسئولین به فکر، اون قدر موش دیدم تو چهار سال که برام عادی شد!!!!
پاسخ:
جالبه انگار برعکس همه، من هرقدر بیشتر می بینم بدتر میشم! :((
بانو که همه عمر نقطه ضعف پسرک میگرفتی
دیدی که چگونه سوسک نقطه ضعفش بگرفت :))
پاسخ:
:))))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">