ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

2053.

يكشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۰۴ ق.ظ

وقتی پسرک حاضر نیست تنهایی بره بخوابه،

و گل پسر هم که اصلا بلد نیست تنهایی بخوابه،

و پسرک نمیتونه سکوت کنه تا من گل پسر رو بخوابونم و برم پیشش،

و گل پسر هم نمیتونه منتظر بمونه که پسرک بخوابه و بعد بخوابونمش؛

میشه وضعیت امشب من!

که به سختی هرچه تمام تر،

بالاخره هردوشون رو خوابوندم.

و احساسی مثل احساس قهرمان المپیک دارم!

:دی



+و نگران از دو دوره ی آتی المپیک خواباندن بچه ها!

۹۵/۰۲/۲۶
لوسی می

نظرات  (۳)

آخیییی عزیزم =)
پاسخ:
:)
با تمام وجود درک می کنم این لحظه رو...
البته پسرک ما هیچ وقت تنهایی نمی خوابه
پاسخ:
پسرک ما هم این روزها تنها نمیخوابه. مربوط به سنشونه.
اما قبلا خیلی میشد که تنها میرفت و می خوابید.
ان شالله درست میشه به زودی :)
این پست رو فقط مادرانی با بچه های با اختلاف سنی کم درک میکنن! :)
۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۳:۱۳ مامان محمدمهدی
ما زمانی به این موقعیت و ضرورت به خواب رفتن همزمان بچه ها رسیدیم که دیگه م م خودش مستقل شده بود برای خوابیدن و حالا اوشون میرن رو تختشون دراز میکشن و من و فاطمه میریم رو تخت خودمون(دقت دارید دیگه تخت ما تخت اوشون هست و درحقیقت اوشون تخت خودشون میدونه تخت مارو) و م م در طرفه العینی میخوابن در تنهایی و اینور هم فاطمه.
حالا مال شما خوبیش اینه که این مرحله مارو نداری و با ی جهش یعنی یکی دو سال بعد هر دو با هم میرن رو تخت هاشون میخوابن بی نیاز به شما و شما هم تو حال واسه خودت وبلاگ بازی میکنی ان شاءالله:))
پاسخ:
آره خب. این شرایط خیلی خوبه. پسرک قبلا خودش می رفت و میخوابید اما الان مرتبط با سنش و قدری هم تلویزیون دیدنشه که مایله کسی پیشش باشه.
من که چشمم آب نمیخوره.
به روزگاری فکر میکنم که بگم برین بخوابین، بعد اینا برن مشغول بازی شن یا حرف زدن(که البته از پسرها بعیده حرف زدن) و بعد من کلافه بشم و حرص دقایق رو بخورم که فردا صبح چطور برای مدرسه بیدارشون کنم و ناگهان فریاد بزنم "صدا نشونما!!" :دی
الحمدلله علی کل حال :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">