ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

3161.

يكشنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۵، ۱۲:۲۲ ب.ظ

رفقا!

دعوتتون میکنم و تقاضا میکنم ازتون که کارها و اخلاقیات خوب رو به همدیگه بیاموزیم..

آیا کسی هست که بتونه مدون و مشخص و با بیان تمرینهای خوب،

نظم داشتن رو به یه مادرِ 27 ساله بیاموزه؟!

من احساس میکنم زندگیم اصلا نظم نداره!

کمک میخوام اساسی.

هل من ناصرٍ ینصرنی؟!

۹۵/۰۴/۱۳
لوسی می

نظرات  (۲۳)

۱۳ تیر ۹۵ ، ۱۲:۴۳ مامان محمدمهدی
سرکار برو:)
من تو اون 6 ماه مرخصی بی نظم ترین آدم بودم علیرغم تلاش زیادم برای منظم شدن
ولی بعد اینکه سرکار برگشتم خیلی خوب همه چی نظم گرفت:)
حالا توصیه ی مثلا اخلاقیم در باب نظم اینه که سرکار بری و
البته توصیه وجدانی، عاطفی و...م اینه که مادر بی نظم باشه ولی بالا سر بچه هاش باشه صد برابر شرف داره به اینکه با نظم باشه ولی از بچه هاش ساعتهای زیاد دور.
وال لا
پاسخ:
فکر نمیکنم برای من عملی باشه. چون من شاغل هم بودم اما وضعیت زندگیم بدتر بود که بهتر نبود. هرچند که اون موقع خیلی اوایل خونه داریم بود و هنوز به قولی دستم نیومده بود کارا! ولی گاهی من زیادی بی نظم میشم! اصلا نظم برام یه مسئولیت و باره! یعنی یه مدت که خونه منظمه احساس میکنم خب تا کی باید ادامه بدم خسته شدم دیگه! خخخخ!
بعد این نظمی که گفتم و میخوام بهش برسم چیزی بیشتر از نظم خونه ست. نظم کارهام منظورمه. اینکه زندگیم یه ترتیبی داشته باشه. بدونم صبح تا شب قراره چه کار کنم. من برنامه ریزی هم اگر بکنم ضمانت اجرایی ندارم براش :(
هههه! بابت توصیه ت! :)

۱۳ تیر ۹۵ ، ۱۴:۱۲ مامان محمدمهدی
عجب
دقیقا منظور منم فقط نظم در خونه نبود.نظم در همه چی حتی درس خوندن، پایان نامه نوشتن، فوق برنامه ها و ...
پاسخ:
فهمیدم منظورت اینه خواستم بگم شاغل شدنم حتی تو نظم خونه که نود درصد روز نبودیم اثرگذار نبود چه برسه به بقیه چیزها!
۱۳ تیر ۹۵ ، ۱۵:۱۰ نجمه خانم
نه نه
نری سر کار با دو تا بچه!!
ولی کاری برای خودت جور کن تو خونه
مثل 
مثلا دار قالی
بوم نقاشی
خیاطی
و...
تو خونه ولی ساعت مشخص داشته باشه
پاسخ:
سرکار که نمیرم ولی میخوام پسرک رو بذارم مهد. به خاطر خودش.
من خیلی حرف دارم
الان وقت ندارم :(

سر فرصت میام با هم حرف بزنیم :)
پاسخ:
وای چقدر خوب :) منتظرم بی صبرانه :)
توصیه من اینه:
منظم باش :)
پاسخ:
چشم :)
سلام
بعید میدونم درمورد برنامه ریزی کردن و نحوه های مختلفش مشکل داشته باشید(که اگه مشکل تو همین قسمته،بگید که کلی حرف دارم براتون )،فکر کنم مشکل از همون ضمانت اجرایی است،که با سیستم تشویق و تنبیه حل میشه،مثلا برای انجام ۸۰درصد برنامه تون یه تشویق بسیار قلمبه بگذارید ،بعد یک مدت که عادت کردید بدون تشویق هم انجام میدین
و البته از تنبیه هم میشه استفاده کرد! ببینید بیشتر کدومش رو شما اثر بخشه :)
پاسخ:
سلام راستش نمیدونم! شایدم مشکل از برنامه مه که اصلا اجرایی نمیشه. من کلا از شنیدن تجربیاتِ آدمهای کاربلد استقبال میکنم حتی اگر تو اون مورد خودم هم کاربلد به حساب بیام :)
یه همچین آدم روشنفکری هستم من! حالا چه برسه به اینجا که اصلا نمیدونم مشکل از کجاست!
خب جایزه ی قلمبه ندارم! واقعا چیزی نیست که منو خیلی به وجد بیاره که به خاطرش از تن پروری بگذرم! با اینکه نظم داشتن جایزه ی روانی برام داره ها! و خیلی هم برام لذت بخشه اما خب نمیدونم چرا بازم شدنی نیست.
میدونی من گاهی انقدر بد میشم که حتی تنبیه و تشویقم هم ضمانت اجرایی ندارن! :(( یه آدم ضایع به تمام معنا!
۱۴ تیر ۹۵ ، ۰۰:۲۸ وال کوهان دار
به نظرم سعی کنید نظم داشته باشید!
پاسخ:
واو! نکته ی کلیدی همین بود و من غافل!
:)
مرسی واقعا! :دی
من یکی از کارهایی که یه مدت انجام می دادم این بود که روی در یخچال یه لیست مینوشتم از کارهایی که باید انجام می دادم تو اون روز. ( یه مدت برای هر کدوم یه ساعت مشخص تعریف می کردم که خب اون خیلی جواب نداد) اما این که میدونستم این کارها باید امروز انجام بشه خیلی خوب بود هر کدوم رو که انجام می دادم یه تیک میزدم و اگه کاری برای فردا باقی می موند خیلی اعصابم بهم می ریخت که چرا کارام انجام نشدن و فردا حتما بهتر برنامه ریزی می کردم.
البته من بشدت معتقدم هر روشی برای همه جواب نمیده چون هر کسی اخلاق مخصوص به خودش رو داره.
(من یکی از دلایلی که خیلی روی برنامه ریزی هام اثر می گذاشت موبایل بود، کم کم داشتم حذفش می کردم و فقط شب ها استفاده می کردم البته با اومدنم به خونه ی مامانم دوباره برگشتم به روال سابق و اعتیاد به موبایل/: )
پاسخ:
آره ساعت که برای منم اصلا جواب نمیده. اصلا.
منم گاهی تو گوشیم می نویسم اما مشکل اینه که من چیزهایی رو مینویسم که میره رو روانم و یه حجمی از داده های اطلاعاتی مغزم رو درگیر میکنه. مثلا اینکه سر فلان موضوع باید دکتر بریم. هی نمیشه نمیشه و من مدام درگیرشم. بعد که رو کاغذ میاد یا تو اسمسی جایی ثبت میشه انگار ذهنم آروم میشه و اتفاقا زودتر هم انجامش میدم.
:)
درسته آدم باید عوامل گول زنک رو هم حذف کنه.خوش بگذره خونه مامان :)
۱۴ تیر ۹۵ ، ۰۲:۱۷ روشــنا ...
شاعر میفرماید در هر بی نظمی ای! نظمی نهفته اس!
اصلا هم شاعرش بی نظم نبوده به همین دکمه های کیبورد!!:دییی
+
من برا کارام و زندگیم برنامه دارم و نظم البته! ولی برا کارهای خونه نه! :|
نه اینکه پچل(معادل کثیف) باشم! ولی خب خیلی هم مرتب نیستم!
و ب نظرم هرچیزی رو همون جایی ک گذاشتم مناسبشه! :دیییی

برا زندگیم هم هدف های کوتاه مدت و بلندمدت تعریف می کنم
و گاها سعی میکنم این اهداف ی جوری باشه که چندین نفر دخیل باشن ( منظورم کارگروهیه طوره!)
همین کدتاه مدتها وقتی بهشون میرسیم خیلی لذت بخشه و انگیزه میشه برای بلندمدتها!

پاسخ:
شاعر که درست می فرماید! انتروپی رو میگه دیگه!
پچل؟؟! :))))))
خیلی بامزه ست این لفظ. چطوری خونده میشه؟ به فتح پ و چ؟ :)))
درسته هدفگذاری هم خیلی اثرگذاره. :)
۱۴ تیر ۹۵ ، ۰۲:۲۷ فاطمه لاهیجانی
سلام، راستش من هم دانشجو هستم، هم دبیر و هم ی پسر سه ساله دارم
 از دوران دبیرستانم همه ی کارهای فردامو یادداشت می کردم تا الان، بدون ساعت و مشخص کردن زمان دقیق
آخر شب کارهایی که درست انجام شدن تیک میخورن و کارهایی که تلاشی براشون انجام شده ولی نه کامل ، مثبت می گیرن و کارهای انجام نشده منفی.
همین حس خوب پر شدن روزم از تیک و حس بد پر بودن از منفی خیلی برام انگیزه ایجاد میکنه، خلاصه خیلی به دفترچه م وابسته هستم ولی آدم منظمی به حساب میام.
البته نمیدونم منظورتونو درست متوجه شدم یا نه.
پاسخ:
سلام. :)
آفرین واقعا. :)
وقتی پسرک رو به تنهایی داشتم و دانشجو بودم اصلا نمیتونستم تصور کنم که همزمان شاغل هم باشم کما اینکه یه پیشنهاد شغلیِ عالی رو هم از دست دادم :(
شاید به خاطر همین بی نظمی ها بود!
ممنون از اینکه روشتون رو باهام در میون گذاشتین.
شما همون خانمی هستی که پیجِ خانم مرشد زاده رو به من معرفی کرد؟ :)
خب پس تنبیه شاید اثرگذار تر باشه!
پیشنهاد میکنم گام به گام منظم بشی،یعنی هفته ای یک کار را درنظر بگیر که حتما ترکش نکنی و به برنامه ات اضافه کنی،درسته که یکم طول می کشه ولی بلاخره به اون آدم ایده آل ت میرسی!
درمورد نظم خونه ، سایت "لذت کمتر داشتن" را توصیه می کنم.
که البته یک وبلاگ قبلا داشتند که اون جزئی تر و رایگان تر بود،نمی دانم پاکش کرده یا نه
پاسخ:
البته من از این کارها که ترک نکنم انجام میدم ولی میگم یه حسی دارم از اینکه خب تا کی؟!
گاهی فکر میکنم خدا چطور تونست منو مجاب کنه که هر روز پنج وعده نماز بخونم و نگم خسته شدم دیگه تا کی! :دی
ممنونم بابت توصیه. میام پیشتون.
۱۴ تیر ۹۵ ، ۱۰:۵۸ همسر سید علی
سلام 
تو وبلاگ رضوان جون (تو فقط لیلی باش) یه عالمه راهکار برای منظم شدن وجود داره ... خیلی خوبه .. مخصوصا قسمت برنامه ریزی های روزانه و نکات مهتابیش
پاسخ:
سلام و خیلی خیلی مرسی که بهم گفتین :*
سلام
به نظر من از بی الطلوعین  استفاده کنید، مثلا پایان نامه تون رو‌تو اون زمان انجام بدین،  متاسفانه کم پیش میاد بیدار باشم کلشو، ولی وقتایی که امتحان کردم خیلی با سرعت بیشتری پیش میره، مثلا کاری که تو روز ۳ ساعت وقت میخاد، تو اون زمان یکی دو‌ ساعته انجام میشه

یکی دیگه هم اینکه اگه کسی باشه یا خود همسرتون ۱ ساعت در روز کامل بچه ها رو بسپرید بهش و‌با خودتون بگید همین یک ساعتو دارم و همه کارای خونه رو انجام میدم. من بعضی وقتها پدرم میومد با پسرم بازی میکرد یا میبردش بیرون، خونمون انگار بمب منفجر شده بود، یک شاعته ظرفا رو میشستم، اسباب بازیا جمع میشد، خونه مرتب، غذامو هم‌میزاشتم و... برمیگشتن خونه از این رو به اون رو شده بود، چون با خودم گفته بودم فقط یک شاعت وقت دارم، وقتمو تلف نمیکردم، متمرکز میشدم خیلی سریع پیش می رفت

یه سوالی الان بچه ها با هم سرگرم میشن، در حدی که بشه به حال خودشون گذاشت؟ حدود چند دقیقه میتونن با هم بازی کنن؟

پاسخ:
سلام. ممنون از پیشنهادتون. و ممنون تر اینکه کامنت گذاشتین.
درسته منم به برکت بین الطلوعین اعتقاد دارم اما واقعا نمیتونم اون تایم بیدار باشم. دلیلش هم زمان خواب بچه هامه که اگر اون تایم بیدار باشم قطعا انرژیِ من به شب و زمان برگشتنِ مستر نمیرسه. چند بار امتحان کردم و روزم رو کلا از دست دادم به خاطر خستگی.
گزینه ی دوم عالی بود. آره واقعا باید از زمانهای موجود بیشتر استفاده کنم. وقتی بچه ها میخوابن من تا دو سه ساعت بعدش بیدارم اما واقعا چرا اون موقع به زندگیم نمی رسم؟ بیشتر به کارهایی میرسم که همیشه میخواستم انجامشون بدم. باید از حالا برای تایم شب بچه ها برنامه ریزی بهتری داشته باشم.

+آره.. کم کم می بینم که پسرک کم کم به بازی با گل پسر مایل میشه. ولی خب خیلی کم! و من هم نمیتونم تنهاشون بذارم. چون پسرک کاملا پر انرژیه و گل پسر هم همینطور و گاهی به بهانه ی بازی به سر و روی هم میزنن و اصلا حواسشون به آسیبی که به هم میزنن نیست! :|
البته گل پسر هنوز خیلی کوچیکه شاید ان شالله سال دیگه خیالم راحت تر بشه. :)
۱۵ تیر ۹۵ ، ۰۰:۵۷ مهراد فروتن
کارهای روزانه تون رو به ترتیب اولویت بنویسید 
به شکل چک لیست و هر کدوم رو انجام دادین حتما تیک بزنید 

پاسخ:
درسته واقعا این یکی از رایج ترین روشهای دوستان بود که اینجا گفتن. فکر میکنم جزو نتیجه داده ها باشه :)
ممنون.
۱۵ تیر ۹۵ ، ۰۹:۱۷ روشــنا ...
دقیقا!

به لهجه ی  خودم که باشه یزدی : پَچُل گفته میشه
ولی به لهجه ی کرمانی: پَچَل گفته میشه!
:)
پاسخ:
:))
خیلی بامزه بود من اصلا نشنیده بودم :)
۱۹ تیر ۹۵ ، ۰۱:۱۰ فاطمه لاهیجانی
سلام ، خواهش میکنم ، بله من بودم، لذت بردین از صفحه شون ؟
راستی دوست دارین تو اینستا ناشناس باشین؟ اگه نه آدرس تونم بذارین وبلاگ
خوشحال میشم ببینمش
پاسخ:
سلام و بازم ممنونم. آره پیج خوبیه واقعا. ولی باورم نمیشه ایشون همون فاطمه شهیدی باشن!
بعد اصلا فکر نمیکردم دخترشون مشکلی داشته باشه.. به نظرم پیجشون پر از درده.. نیست؟ :(

ممنونم از لطفت عزیزم. ولی شناس یا ناشناس بودنم تو اینستا تفاوتی نمیکنه چون من اصلا تو اینستا پست نذاشتم و نمیذارم.
الانم پیجم خالیه و فقط چند پیج رو فالو میکنم.
بازم ممنونم.
۱۹ تیر ۹۵ ، ۱۲:۱۶ فاطمه لاهیجانی
 من باهاشون درباره ی متن های کتابشون صحبت کردم، بعد از جواب دادنم عذرخواهی کردن و کامنتم رو حذف کردن، انگار که دوست نداشته باشن اسم مستعارشون شناخته بشه
من از نگاه فوق‌العاده زیباشون به دردها لذت میبرم و هربار متعجب میشم
آهان ، ممنون فکر کردم پیچتون فعاله
پاسخ:
عجب! پس قطعیه که خودشونن :) حالا شما از کجا متوجه شدین؟ :)
آره نگاهشون خیلی زیباست. خیلی..
خدا حفظشون کنه.
 :)
۲۲ تیر ۹۵ ، ۱۱:۵۳ فاطمه لاهیجانی
حس متن هاشون خیلی شبیه بود اصلا خود خودش بود
واینکه شنیده بودم اسم نویسنده ی کتاب مستعاره.
پاسخ:
آفرین به این نکته سنجیتون :)
معلومه دقت نظرتون بالاست.
سلام
فکر کنم دیگه منظم شدی رفت.... :)
من بازم بگم؟!

میدونم که جوابت مثبته پس میگم!!
منم مشکل شما را داشتم. خصوصا از وقتی بچه دار شدم.
خیلی برنامه ریزی و بالا پایین کردم، مدام برنامه ام را تغییر دادم و تلاش کردم. الان تقریبا به یه ثبات و نظمی رسیدم که البته هنوزم جای کار داره.

پاسخ:
:)))
نه بابا هنوز تو بحبوحه ی نظم آموزی ام :)
متشکرم که میگی.
و اما نکات من،
اول همون طور که بقیه گفتن نوشتن کارهاست.کارهایی که حتما باید انجام بدی را یادداشت کن. خیلی آدم را سبک میکنه. ترجیحا روی کاغذ باشه یا دفترچه و خودکار هم کنارش و دم دست. مثلا من میذارم رو اپن.
وقتی بنویسی متوجه میشی یه سری کارها همیشگیه مثل آشپزی، تمیز کردن خونه، شستن لباس ها و ....
یه سری کارها گاهی پیش میاد مثل آرایشگاه رفتن، مهمانی رفتن، خدایی نکرده دکتر رفتن، فرش شستن، مربا پختن و ...

به کارهای سری اول نظم جدی بده. واقعا جدی. مثلا من دوشنبه ها و پنج شنبه ها لباس میشورم. جمعه ها تمام خونه را جاروبرقی میزنم و گردگیری میکنم. صبح ها بعد صبحانه قبل بیرون اومدن از آشپزخانه ناهار را بار میذارم یا مقدماتش را آماده میکنم و آشپزخانه را نسبی تمیز میکنم و میام بیرون. بعد خونه را نسبی تمییز می کنم به طوری که آمادگی اومدن مهمون باشه و ...
وقتی کارهای همیشگی به نظم برسن ناخودآگاه به موقع انجام میشن.
بعد کارهای دسته دوم را بین این برنامه همیشکی قرار بده.

پاسخ:
هومممممم. خیلی عالی بود. ممنون از همه ی جزئی نگاری ها. خیلی لطف کردی :)
یه مشکلی که من دارم تنبلیه! میگم مثلا یه مدت که به اینچیزها پایبندم بعد خسته میشم!
میگم تا کی باید پایبند به این قوانین بمونم! :|
البته داشتن نظم زمانی خیلی سخته ولی به طور نسبی قابل انجامه.
مثلا خانم های بچه دار که باید با نیازهای بچه هماهنگ بشن بهتره کاملا ریلکس و منعطف و بدون حرص خوردن و خدایی نکرده دعوا کردن بچه، وسط برنامه شون، هرچه قدر هم که منظم و مهم باشه به بچه ها رسیدگی کنن.
مثلا دختر من صبح ها اکثرا وسط برنامه ناهارپختن و تمییزی آشپزخونه اختلال ایجاد میکنه.  برای همین گاهی کار آشپزخونه ام ظهر تمام میشه و گاهی زودتر.
پاسخ:
بله به نظر منم سخته. مخصوصا با وضعی که الان من دارم.
ممنونم از نکات خیلی خوبت :*
خیلی نکته داشتم. نمیدونم خوب توضیح دادم یا نه. حس میکنم بعضی چیزا را از قلم انداختم. سوالی بوذ در خدمتم.
راستی من قصد نداشتم هیچ نظری خصوصی بشه ولی انگار بعضیاش شد. چون با گوشی ام تسلط ندارم به فضا.
پاسخ:
چرا خوب بود. عالی بود. ممنونم.
نه خصوصی ای که فرستادی دوبار اومده و قابل تاییده.
ممنون که وقت گذاشتی با این سختی. لطف کردی. :)
منم بعد از تلاش های ناکام بسیار در زمینه نظم امسال با شدت هرچه بیشتر دارم بهش فکر می کنم:)))
یه مقاله نظم بود تو وبلاگ کودک متعادل. خیلی خوب بود! یافتیدمش اینه:
http://koodakbazendegi.blogfa.com/post-6.aspx
در مورد نظم خونه که من فوق شوتم مدام هم سعی می کنم از این طرف و اون طرف بلکه تکنیک هایی برای راحت تر شدن این مقوله سخت بیابم:) یکی نیست بگه پاشو تنبلی نکن انقد تکنیک نمی خوای دختر:)))) ولی نکات زنعمو مهتابی رضوانو بخون شاید به دردت خورد.
و اما قضیه متعهد موندن به برنامه ها من جدیدا چندتا اپلیکیشن یافتیدم که تازه شروع کردم ازشون استفاده کنم و هنوز نمی دونم چقدر موثر باشن. ولی تا همینجاش به نظرم میاد مفید باشن و امیدوارم بتونم ان شاالله متحول بشم:))) (من فوق بی نظم بیش از ده ساااااااااله که همیشه سعی دارم بابرنامه بشم! از همون روزایی که بابام بهم یاد می داد درس هرروزتو همون روز که از مدرسه میای بخون که بهتر یاد بگیری و کارهات هم نمونه! و من همیشه این برام یه ایده آل بود و هرگزززززززززز بهش نرسیدم! ولی هنوز امیدواااااااارم! من یه روزی به همین زودی ها منظم می شم لوسی جان:)))) )
به نظرم قضیه مهم توی پایبند بودن به برنامه اینه که ما نیاز به پاداش آنی داریم و باید یه جوری این پاداش و لذت رو به خودمون بچشونیم که سر برنامه ها بمونیم! وگرنه خیلیم طبیعیه که سُر بخوریم و بریم سمت کارهایی که علاقه داریم انجام بدیم و بقیه بمونن. فرایند تیک زدن کارها خیلی خوب این لذت رو میده به نظرم.
یه اپلیکیشن هست به اسم عادت خوب. عادتایی که دوست داری توی خودت ایجاد کنی رو می نویسی و مشخص می کنی دوره چندروزه و با چقدر تعهد.بعد هرشب بهت می گه بیا کارای خوبتو تیک بزن:) من دوتا از عادتامو گذاشتم نوشتن لیست کارها از شب قبل و عمل به برنامه:)))
بین اپلیکیشن های چک لیست دار هم گشتم و یکی بود به اسم ticktick به نظرم راحت تر و بهتر بود! اونم برای اینکه لیست کارهاتو وارد کنی، اولویت مشخص کنی و انجام که دادی تیک بزنی و از لیست خارجش کنی.
البته همه اینارو روی کاغذ هم می شه انجام داد ولی خب من واقعا بعد چند روز سر لیست و جدولامم نمیرم:( دوباره باز پشیمون میشم و روز از نو!! ولی خب به نظرم سرلب تاب و تبلت و گوشی و.. رفتن یه ذره جذاب تره و آدم به خاطر کارای دیگه هم که می ره سراغش یادش به اینا میفته! مخصوصا که روی صفحه اصلی بزاری و هی ببینیش:) تازه تیک زدن توش هم جذاب تر و باحال تره:)))
یه اپلیکیشن دیگه م هست برای وقتی که آدم از زیر یه کاری به هردلیلی در می ره خیلی خوبه:) forest اسمشه. برات 25دقیقه زمان می گیره که خودتو متعهد کنی این 25دقیقه رو باید حتما این کار رو انجام بدی. بعد یه دونه بذر می کاره و این زمان که تموم شد تبدیل شده به درخت و آلارم می ده! تو این مدت هم نمی تونی از گوشی یا تبلتت استفاده کنی وگرنه درخته پژمرده میشه! برای معتادین به گوشی هم کاربرد داره:) برای درس خوندن و کارای خونه که ازش فرار می کنم خیلی خوبه! تازه خودمم مجبور می کنم مثلا مرتب کردن این کمدو هرجور شده تو 25دقیقه هه تمومش کنم و سرعتمم بالا می ره!!:)) بعدم هی می شینم درختای هرروزمو میشمرم حال می کنم:)))
وای چقدر حرف زدم:))
یه چیز دیگه م بگم و برم! نمی دونم آیا شما از اهمال کاری هم رنج می بری یا نه! ولی اگر آری یه روش که یافتم(از سایت آقای شعبانعلی) اینه که به جای مبارزه با اهمال کاری که اصولا هم خیلی سخته وقتی دیدی هیچ جوری نمی ری سراغ کاری که توی لیستته، لیستتو بردار و به جای اتلاف وقتت برو سراغ اولویت بعدی و کار بعدی! درسته کار با اولویت بیشترت سرجای خودش می مونه ولی حداقل اینه که آدم کار کمتر مهمترش رو انجام می ده و متوقف نمی شه!:)) ان شاالله بالاخره به اون مهمتراشم برسه به امید خدا:)))))) درسته قورباغه بزرگه رو نخوردی ولی لااقل پشه هه رو خوردی و بیکار ننشستی:))))))
هوم این بود یافته های ما در مدت اخیر:)
برام دعا کن لوسی جان من هم بتونم آدم با نظم و برنامه و درست زندگی کنی بشم!:)
موفق باشی عزیزم
پاسخ:
وااااای دلا! چگونه شکر این لطفت گذارم؟؟!!!
ها؟ :* :* :*

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">