ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

3263.

يكشنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۳۰ ق.ظ

اگر احساس کنین مامانتون با حرفی یا کاری

به حریم خصوصی شما تجاوز کرده،

باید چه کار کنین؟!

نه دوست دارم به مستر بگم چون قطعا کلافه میشه و مامان خودمو ضایع کردم؛

و نه دوست دارم به روی مامانم بیارم و در موردش صحبت کنم.

این دومین باره که مامانم کاری میکنه که من تا این حدددد شاکی میشم..



+دارم قل قل، قل قل، قل قل می جوشم!

به حدی که قانون وای فای در بیداری بچه ها ممنوع رو زیر پا گذاشتم اومدم اینجا روانم رو آروم تر کنم!

+میدونم مامان فکرشم نمیکرده که کارش اینطور اعصاب منو به بازی بگیره

اما یه ذره اگر تدبیر و خردمندی به خرج میداد اینطور نمیشد..

۹۵/۰۶/۲۱
لوسی می

نظرات  (۴)

من قدیما در این موارد به خود مامانم اعتراض میکردم چون ممکن بود به قول شما اصلا ندونن من برام این مسئله مهم بوده و احتمال تکرارش بود و این وسط فقط من خودخوری میکردمو اذیت میشدم



پاسخ:
آره واقعا. ولی اصلا دوست ندارم در موردش حرف بزنم.
سه چهار بار خواستم گوشیمو بردارم و براش بنویسم که اگر به هر نحوی از چیزی اطلاع پیدا میکنیم که برای دیگری خصوصی محسوب میشه لازم نیست بروزی بدیم که متوجه بشه ما فهمیدیم.
نمیدونم شاید من دارم زیادی سخت میگیرم. فکر میکنم همین الان خوبه که اینو برای مامانم بنویسم! ولی می ترسم انقدر بی غرض این کار رو کرده باشه که اصلا متوجه نشه من چی میگم و بعد مجبور به توضیح بشم!!
اما اصلا باورم نمیشه که مامانم چنین بی تدبیری ای انجام بده و اینطور به روی من بیاره.
ینی الان نمیگی؟
۲۱ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۵۲ مامان محمدمهدی
اومدم راجع مامان خودم بنویسم دیدم غیبت میشه
لذا بهتره بی خیال شی همونکاری که من همیشه میکنم چون با گفتن و توضیح بدتر و بدتر میشه
پاسخ:
عه! غیبت چرا؟ اینجا که هیشکی هیشکی رو نمیشناسه.
آره منم بیخیال شدم دیگه. ترجیح دادم بهش فکر نکنم. گذر زمان باعث میشه غلیان روحی منم کاهش پیدا کنه مامانم هم فراموش کنه.
چرا خودمو حرص بدم؟
۲۱ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۲۵ تنها دلشکسته

سلام

آبجی جونم عیدت مبارک...

گلم مطمئن باش برا همه پیش میاد...متاسفانه :(

ولی باز مطمئنم مادرا بی غرض این کارو انجام میدن و بیشتر مواقع از رو دلسوزی..حالا مورد شما را نمیدانم ولی شما همه جوانبو بسنجید ببینید از رو دلسوزی نبوده؟!

پاسخ:
سلام و متشکرم. عید شما هم مبارک. :)
آرهههه مطمئنم که کار مامانم بی غرض بوده.
الان سعی میکنم اگر چیزی برام واقعا اونقدری خصوصی هست که اگر دیگری بدونه میریزتم بهم بقیه را درجریان نذارم حتی مامانم را
 اما
 چرا الانم گاهی این اتفاق میفته اما مسئله را برای خودم تو ذهنم بی ارزش میکنم تا نه بخوام به مامانم تذکر بدم نه اعصاب خودم راخرد و خاکشیر کنم 
فکر کنم این مشکلی معمولا برای افراد تودار هست 
اون زمان که خیییییییییلی تو دار تر از الان بودم حسابی قاطی میکردم اما میگم الان برام بی اهمیت شده میگم:)
پاسخ:
آره دقیقا منم همین کار رو کردم. مسئله رو ذهنم برای خودم بی ارزش کردم و به مامانم چیزی نگفتم.
چون کار رو بدتر میکرد که بهتر نمیکرد و اعصاب منم داغون میشد فقط.
کار خوبی میکنی :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">