ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۳ ارديبهشت ۹۶، ۱۰:۲۵ - مردی بنام شقایق ...
    ان شالله

3415.

شنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۵، ۰۲:۲۷ ب.ظ

صبح خواهرم زنگ زد و همون اول اتمام حجت کرد و گفت:

چند روزه به فکرتم، گفتم ازت یه حالی بپرسم،

ببین فقط میخوام احوالتو بپرسما!

اینکه تا الان تماس نگرفتم به خاطر اینه که هر بار مکالمات ما یه ساعت طول میکشه،

از کار و زندگی می مونیم!

حالا زود احوال پرسی کنیم بریم که من خیلی کار دارم!!


این شد که ما این بار یک ساعت و چهل و پنج دقیقه با هم حرف زدیم!

و بعد هم گریه های خواهرزاده م باعث شد بگم برو، برو به بچه برس! خدافظ!

:|

۹۵/۰۸/۱۵
لوسی می

نظرات  (۱۵)

۱۵ آبان ۹۵ ، ۱۴:۳۲ خانم لبخند
دقیقا دلیلِ زنگ نزدن رو زدید پوکوندید :|  :)))
پاسخ:
:))
آرههه تا اون باشه به این دلیل به من زنگ نزنه! :))
۱۵ آبان ۹۵ ، ۱۴:۳۲ فیشـ ـنویس


همه خواهرا اینجورین تقریبا !
مخصوصا الان که چیزی مثل تلگرام هم هست و...
پاسخ:
آره مثل اینکه از ویژگی های خواهرانه ست :))
البته ما ارتباطات مجازیمون خیلی کمه.
وقت نداریم واقعا! البته خواهرم از من درگیرتره.
امروز هم بچه ها خیلی خوب همکاری کردن و صبوری پیشه کردن!
وبلاگ خوبی دارید ولی نمیدونم ...چطوری دنبلتون کنم...جعبه نداری چرا؟!!بیا وبم نظر بده ...لااقل ادرسو بردارم:)))
پاسخ:
:)) خب آدرسم که این بالا هست که! :)
مرسی از لطفتون.
فواید خواهر‎:)‎
پاسخ:
بله!
البته اینطوری که خواهرم از مکالماتمون در نظرش میاد این از مضراتشه! :))
۱۵ آبان ۹۵ ، ۱۴:۴۷ مامان محمدمهدی
علامت تعجب به چه بزرگی!!!!!
یادم نمیاد مکالمه ای بیش از ده دقیقه داشته باشم.یعین همون 5 دقیقه اول سرگیجه میگیرم
وای خدا یک ساعت و45 دقیقه خیبلی زیاده یک ساعت هم
چه حرفهایی میتونستید بهم بزنید که اینقدر زیاد
بسم الله!!!!
پاسخ:
:)) واقعا؟
من و خواهرم اگر شب پیش هم باشیم تا صبح نمیخوابیم! در این حد یعنی!
وقتی میخوابیم که دیگه نمیتونیم حرف بزنیم از خستگی :))))
نمیدونم چی میگیم به هم! جالبه که همینطوری میاد! نه اینکه از قبل قرار باشه چیزی بهش بگم!
وقتی تماس گرفت و گفت عجله دارم گفتم خب منم کاری باهات ندارم که!
نکته ش اینه که ما خیلی هم فکری میکنیم. سر هرچیزی که قابل مشورت باشه نظر همو می پرسیم غالبا چون نظراتمون به نحو خوبی مورد قبول اون یکی واقع میشه.
اگرم نشه، مشورت ارزشمندی برامون به حساب میاد.
من با خواهرام حرف کم میزنم 
حرفی ندارم باهاشون با یکی هم که تقریبا همیشه قهرم
پاسخ:
چرا واقعا؟؟!
جالبه ما هیچوقت فکر نمیکنیم که با هم حرف داریم!
اما اگر شروع بشه دیگه تموم شدنش با خداست!
خخخخ خیلی عالی بود.
من که خواهر ندارم اما همیشه با دخترخاله م این وضعیت رو دارم. مخصوصا که جدیدا دو روز در ماه هم مکالمه رایگان داریم و دیگه اون دو روز رسما خودمون رو می کشیم دی:
گاهی مامانم زنگ میزنه میبینه تلفنمون مشغوله پیامک میده تلفن خرابه یا داری با نعیمه حرف میزنی؟ خخخخ
پاسخ:
:))
آرهههه ما چرا از اون روزهامون استفاده نمیکنیم خب؟! :))
البته ما معمولا از تماس فراری هستیم چون اگر تماسی برقرار بشه قطعا حداقل یک ساعت وقت می بره اینه که هیچوقت به نظرمون نمیاد الان وقت خوبی برای یک ساعت زمان گذاشتنه!
میگم دیگه به محض اینکه گفتم الو، با من اتمام حجت کرد که اینبار قرار نیست زیاد حرف بزنیماااا!:))
دنبالییییییییییییییین لوسی می
پاسخ:
ممنون از لطفت.
من با دوستام خیلی حرف میزنم 
خیلی وحشتناک زیاد فراوون
سفره دلم رو همه می دونن 
اصولا هم حرفام درد دل و تخلیه هیجانیه 
کاری که تو خونه نمتونم بکنم یا اگه بکنم با دعواست
پاسخ:
من یکی دو تا دوست اینطوری بیشتر نداشتم.
البته هیچوقت هم سفره ی دلم رو برای کسی پهنِ پهن نکردم!!
مامان من خواهر نداره ولی یه زنعمو دارم خیلی حرف میزنه... هر بار زنگ میزنه مامانم صدا میزنه گندم بیا تلفنو جواب بده من خیلی کار دارم!! :)))
پاسخ:
آخ آخ آخ! جاری منم اینطوریه. و چند نفر دیگه رو هم الان یادم اومد! :((
نهههه اونجوری دوست ندارم که یکی حرف بزنه دیگری گوش کنه! ما هردو حرف میزنیم و گوش میکنیم.
ینی کلا از هم کلامی با هم استقبال میکنیم.
من با مامانم یه جورایی این جوریم
ولی کلا زیاد حرف زدن رو دوست ندارم
پاسخ:
من با مامانم هم خوبم اما خب خواهرم چیز دیگه ایه تو حرف یابی!
با مامانم پای تل به یک ساعت نرسیدیم اصلا! به نیم ساعت هم! اما خب اگر کنار هم باشیم قدرت پرکردن وقتهامونو داریم!
بده اگر بگم من هم؟! فقط با این دو تا اینطوری ام!
البته قبلا پرحرف تر بودم. زندگی با مستر من رو به سکوت بیشتر دعوت کرد.
بعد مثلل وقتی ک قطع کردید یادتان می اید ان خبر خیلی مهم را به خواهرتان نگفتید پس دوباره شماره اش را میگیرید!
پاسخ:
:))
آره اینم پیش اومده اما واقعا برای دومین بار که تماس میگیریم سریع خبر مهم رو میدم و خداحافظ! از ترسمون! :))
:))

ویژگی مشترک :)


پاسخ:
:))
آره ویژگی مشترک همه ی خواهرها :)
خواهر داشتن نعمته واقعا.
۱۶ آبان ۹۵ ، ۰۷:۵۱ مامان محمدمهدی
بله واقعا
پاسخ:
:)
خب این اشتراکات زیادتون رو میرسونه:) و این واقعا نعمته
ما هم گاهی اینطوری میشیم:)

حالا با اون خواهرم که راحت ترم، هروقت حرف میزنیم اول و آخرش هم دردونه باید حرف بزنه، با این حال انقدر وسطش نق میزنه که مثلا من حرفهام موند و زود بهم بده گوشی رو، یا در حالت اتمام حرفهاش نق میزنه که قطع کن و با من بازی کن و ... که فقط وقتهایی که آقای همسر باشه و مشغولش کنه میتونیم حرف بزنیم، در غیر اینصورت مختصر و مفید سوال میپرسم و قطع میکنم:)
پاسخ:
درسته. ما اشتراکات زیادی داریم.
میگم این بار به وضع ایده الی بچه ها همکاری کردن. گاهی من تمام مدت بچه به بغل حرف میزنم! :|

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی