ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۶ خرداد ۹۶، ۱۳:۴۰ - مامان محمدمهدی
    خدا قوت:)
  • ۶ خرداد ۹۶، ۱۲:۴۷ - دچـــــ ــــــار
    شله زرد :)

3554.

سه شنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۲۷ ق.ظ

در انتظار مستر!



+با خونه ی شلوغ! :|

و چشمان پر از خواب!

۹۵/۰۹/۲۳
لوسی می

نظرات  (۱۱)

ان شاالله که بسلامتی برسن
پاسخ:
سلامت باشین شما هم، همیشه، همگی:)
۲۳ آذر ۹۵ ، ۰۵:۱۲ نجمه خانم
خدا نصیب کنه
:)
پاسخ:
آمین.
۲۳ آذر ۹۵ ، ۰۷:۴۷ مامان محمدمهدی
میخواستم بپرسم مگه جمع وجور نکرده بودی که یادم افتاد سوال بیخودیه اونم با وجود دوتا بچه اونم پسرش:))
فکرشو بکن هر لحظه در حال جمع کردن خونه ایم واگه احیانا کسی یکدفعه و هر زمان، وارد خونه شه از بیرون فکر میکنه از صبح لم دادیم رو مبل:)
گاهی بعد جمع کردن خونه پس از چندین بار متوالی رو به محم مهدی میگم مامان یکم دلت به حال من رحم بیاد:) تازه م م جزء بچه هاییه که شلوغ کاریش خیلی کم وبسیار حرف گوش کنه، امان امان از این فاطمه:)
پاسخ:
نکته ش همین بود دیگه!
که اصلا انگار نه انگار!
البته از فضای خونه تکونی خارج شد و به شلوغی معمولی رسید!
والا منم اینطورم. گاهی فکر میکنم کارم تو خونه برکتی نداره:((
۲۳ آذر ۹۵ ، ۰۸:۵۸ بنت شهرآشوب
چقدر این انتظارا شیرینه
شیرین و سخت!
پاسخ:
:)
باورت میشه حس هایی که در لحظه چنین انتظارهایی به سراغم میاد اصلا شیرین نیستن؟؟! :|
اتفاقا دیروز داشتم به همین بخش از شخصیتم فکر میکردم و خب به نتیجه ای هم نرسیدم!
۲۳ آذر ۹۵ ، ۱۲:۰۵ دچــ ــــار
دچارِ انتظار :)
پاسخ:
مبتلا!
مستر!! زود بیاید لطفا!! لوسی‌می جان خوابش میاد خب! :)
پاسخ:
بعله!
ساعت یک رسیدن!
منِ طفلکی! :(
:)
پاسخ:
:)
۲۳ آذر ۹۵ ، ۱۵:۲۲ نجمه خانم
الهی من تو رو بگردم لوسی که خودتو موظف می کنی وقتی شوهرت میاد بیدار باشی و استقبالش کنی 
وااای خدا 

پاسخ:
:)))
اتفاقا مستر طفلکی خیلی صبور و مظلومه. این حداقل کاریه که میتونم بکنم!
۲۳ آذر ۹۵ ، ۱۶:۴۳ نجمه خانم
هآه!

پاسخ:
ها!
۲۴ آذر ۹۵ ، ۱۱:۴۴ بنت شهرآشوب
نمی دونم. شایدم چون من ازین انتظارا کم کشیدم درک نمی کنم...
پاسخ:
فکر میکنم حس خودمم طبیعی نیست.
۲۴ آذر ۹۵ ، ۱۵:۱۷ نجمه خانم
آه نوشتم 
پاسخ:
آها!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">