ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۶ خرداد ۹۶، ۱۳:۴۰ - مامان محمدمهدی
    خدا قوت:)
  • ۶ خرداد ۹۶، ۱۲:۴۷ - دچـــــ ــــــار
    شله زرد :)

3558.

چهارشنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۲۴ ب.ظ

خسته ام.

عمیقاً خسته ام.

احساس میکنم هرقدر میدوم به زندگی نمیرسم..

به اندازه ی همه ی روزهای همسرانه و مادرانه م خسته ام.




+گاهی دوست دارم به اندازه ی شش سال بخوابم..

۹۵/۰۹/۲۴
لوسی می

نظرات  (۱۱)

۲۴ آذر ۹۵ ، ۲۳:۲۹ نجمه خانم
بر عکس من 
خوابیدم زندگی ازم جلو زده 
آخخخخ که امروز برای دهمین بار دیدم :(((((
پاسخ:
زندگی از ما هم جلو زده!
چی رو؟!
۲۴ آذر ۹۵ ، ۲۳:۳۱ سهیلا ملکی
چقدر درکت می کنم 

ولی متاسفانه از این خوابیدن ها خبری نیست :|

باید در همین شرایط استراحت کنی

ان شاء الله خدا به وقتت خیلی برکت بده
پاسخ:
مرا برای ابد ترک کرده آرامش!
ممنونم عزیزم همچنین برای شما ان شالله.
۲۴ آذر ۹۵ ، ۲۳:۳۸ نجمه خانم
جلو زدن زندگی 
همون دختر تو عقده که بچه بغلش بود دیگه
پاسخ:
آها!
۲۴ آذر ۹۵ ، ۲۳:۴۹ سهیلا ملکی
حقیقتا که ادم وقتی مادر میشه انگار دیگه تمام پل های پشت سرش رو خراب کرده
راه برگشتی نداره :))
پاسخ:
این پستم: http://lucy-may.blog.ir/1394/09/17/post-1506
:|
۲۵ آذر ۹۵ ، ۰۰:۱۲ تنها دلشکسته

سلام

آی گفتی...

استراحت برا زن خونه؟!! محاله...

واقعا آدم خسته میشه...

حالا ما دو نفریم... شما 4 نفر... تصور خستگی شما واقعا برام سخته...

خدا ثوابشو هم میده خواهر.  :)

پاسخ:
سلام عجب! همه درک کردن متاسفانه!
چه بد شده پس!
۲۵ آذر ۹۵ ، ۰۹:۲۴ دچــ ــــار
شیش سالو خیلی خوب اومیدن :)) 
پاسخ:
:)
۲۶ آذر ۹۵ ، ۱۰:۲۶ ملکه بانو
منم همین حسو دارم
پاسخ:
واقعا؟! چه بد :(
۲۷ آذر ۹۵ ، ۱۲:۴۸ گلِ بهاری
من این حسو ندارم چرا؟!

دلم میخواد کمتر بخوابم
فرصتا دارن می گذرن...
پاسخ:
چه خوب. :)
ان شالله هیچ وقت هم تجربه نکنی.
۲۸ آذر ۹۵ ، ۰۷:۴۶ گلِ بهاری
البته این حالتا زودگذرن لوسی جونم.
یه استراحت کوتاه کنی یا یه مسافرت بری ان شالله حالت خوب میشه.

من یه قالیچه کوچولو دارم که نزدیکه تمام بشه.
از ذوق تمام شدن و روی زمین افتادنش انرژی مضاعفی پیدا کردم.
شمام یه کار هنری بکن. بافتنی یا خیاطی یا هرچی دوست داری.

گاهی بچه ها را بسپار به مادر یا مادرشوهر، تنهایی برو تو شهر، خرید کن یا برو خونه یه دوست.
بالاخره یه جوری حالت رو خوب کن.

من طاقت غصه و ناراحتی شمارو ندارم :))
پاسخ:
به به! آفرین کدبانوی هنرمند :)
چه کار خوبی میکنی.
ممنونم عزیزم از توصیه هات.
۲۸ آذر ۹۵ ، ۰۷:۴۷ گلِ بهاری
نمی خواستم نظر قبلی خصوصی بیاد اما انگار خصوصی شد!!
پاسخ:
آره دوبار اومد، اولیش خصوصی بود.
۲۸ آذر ۹۵ ، ۲۰:۱۸ مامان محمدمهدی
میدونستم که شماها از ما بیشتر خسته اید
اگه به این نتیجه یروز برسم که شماها کمتر خسته میشید استعفارو میدم میشینم تو خونه:)
شوخی کردم
کلا خدا قوت
پاسخ:
چرا شوخی؟؟! نامرد!
من داشتم از این همه دلگرمی بال درمیووردم! :|
قربانت :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">