ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲ خرداد ۹۶، ۱۶:۲۳ - شبنم بیقرار
    :)

3628.

شنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۵، ۰۳:۲۲ ب.ظ

هروقت به روند تحصیلیم فکر میکنم دلم برای خودم میسوزه!

من منطقا امسال یا نهایتا سال دیگه

باید تز دکترامو دفاع میکردم!

نه اینکه سال دیگه تازه بخوام کنکور دکترا بدم!

:|



+الان یهو یاد کنکور دکترا افتادم،

و از اینکه حواسم بهش نبود و ثبت نام نکردم احساس خسران میکنم!

هرچند که وقتی فکر میکنم چنانچه سال دیگه کنکور بدم و قبول بشم

در سه سالگی گل پسر دوباره دانشجو میشم

دلم برای گل پسر میسوزه!!

من وقتی ارشد قبول شدم که پسرک رو باردار بودم،

چه وقفه ای افتاده بین صفر سالگی تا شش سالگی پسرک!

تازه همه ش به این شرط که قبول بشم!

ولی خدایی کاش امسال کنکور میدادم!

:(

۹۵/۱۰/۱۸
لوسی می

نظرات  (۱۳)

۱۸ دی ۹۵ ، ۱۶:۵۲ خانم اشک
تو که گفتی ارشدت تموم نشده 
مگه میشه قبل دفاع کنکور دکترا داد؟
منم حسرت اینو دارم قبل عید دفاع نمی کنم 
چون هم دانشگاه آزادو هم دانشکده شهرپون قبل عیدفراخوان دارن:/
پاسخ:
وا! کنکور به دفاع ربطی نداره که!
مهم اینه که تا مهرآینده دفاع کنم که بتونم برم سر کلاس!
در هر حال که شرکت نکردم!:(
۱۸ دی ۹۵ ، ۱۷:۳۸ دلا بانو
و اگه طبق همون منطق رفته بودی جلو یا مادر دوتا بچه نبودی یا مادر دوتا بچه تنها و طفلکی بودی!
البته خودتم با فکر کردن به همینا چنین تصمیمی گرفتی،پس دیگه احساس خسرانی باقی نمیمونه:)
پاسخ:
آره میدونم.
به قول مستر مشکل اینه که من همه ش خودمو با همکلاسی هایی مقایسه میکنم که الان دکترا دارن و تازه هم ازدواج کردن.
:(
ولی قبول کن زود بچه آوردن چیزی نیست که همیشه بتونی روش بمونی و بگی کار درستی کردم.
هرچند که من از اینکه الان دو تا بچه دارم و دغدغه ی فرزندآوری آینده م یک صدم همسن و سالانمه راضی ام!
شکر خدا.
۱۸ دی ۹۵ ، ۱۸:۴۶ دچــ ــــار
ایشالله سال بعد همگی دسته جمعی :))
پاسخ:
ان شالله.
شما هم؟
۱۸ دی ۹۵ ، ۱۸:۵۹ ملکه بانو
ماشالا به روحیه!
من که کلیییییی دارم فکر می کنم اصلا ارشد رو هم شرکت کنم یا نه
پاسخ:
خب دلم نمیاد ارشد رو نیمه کاره رها کنم.
فکر نمیکنم بتونم خانه دار بمونم.
مگه اینکه هی بچه بیارم! خخخخ!
ماشالا به این پشتکار و تلاش تو!!!
من که هنوز دختر خونه‌م همینجوری نشستم تو خونه و بی‌خیال همه‌چی شدم!!!
واقعا آفرین که این همه فعالی :)
پاسخ:
واقعا چرا بیخیال شدی؟
اگر درس خوندنو دوست داری یه همتی بکن.
تو میتونی.:*
۱۹ دی ۹۵ ، ۰۰:۴۲ خانم اشک
چه جالب نمدونستم


ولی من منظورم فراخوان هیئت علمی بود
پاسخ:
عه! برام عجبیه که خبر نداشتی!
برای هیئت علمی شدن باید بعد از دفاع اقدام کنی.
هرچند به نظرم با ارشد هیئت علمی نمیگیرن.
۱۹ دی ۹۵ ، ۱۰:۲۶ بنت شهرآشوب
نمیدونم. شاید به ظاهر سهل انگاریه و حسرت خوردن داره
ولی شاید (شاید) در باطن خیری درش نهفته باشه

اینجوری هم میشه نگاه کرد
پاسخ:
خب الحمدلله من هزارویک توجیه دارم که بهم روحیه بده!
اما خب دوست تر میداشتم که الان دکترام تموم میشد!
آره به هر چیزی میشه اینطوری نگاه کرد!
۲۰ دی ۹۵ ، ۱۴:۰۶ دلا بانو
نیستی رفیق؟
خیره ان شاالله این دفعه
پاسخ:
مرسی عزیزم بازم خونه مامان مسترم!
اینبار البته همه خوبیم.
ممنونم ازت.
۲۰ دی ۹۵ ، ۱۴:۵۸ دلا بانو
خداروشکر که خوبین
منظورت چیه؟ یعنی فکر میکنی احساسی تصمیم گرفتی زود مادر بشی و در آینده پشیمون خواهی شد؟
و یه چیز دیگه اینکه توی کارشناسی و ارشد چه خبر بود که توی دکترا بخواد باشه؟! من اصلااااااا موافق این بدو بدوهای بی هدف برای رفتن به مقاطع بالاتر نیستم.(منظورم شما نیستی، چون گفتی به هر دلیلی هدفت رسیدن به کرسی دانشگاهه و خب برای رسیدن بهش باید دکترا بخونی)
شاید یه زمانی خودم هم دکترا بخونم و‌جز گزینه هام هست صدالبته! ولی وقتی که واقعا بدونم برای چی دارم میخونم و توی هدف و بعد علمی زندگی م‌ چه مزیتی داره، چه جایگاهی داره! 
راستش من ذره ای حسرت نمیخورم که دوستان لیسانسم که پشت سر هم خوندن امسال دفاع خواهند کرد! بیشترشون فقط خوندن چون نمیدونستن چه کار دیگه ای بکنن الانم فقط فرسوده شدن از این همه دانشجویی! موفق و راضی و هدفمند هم بینشون هست ولی تعداد کمی شون.
دانشجو‌ وقتی وارد دانشگاه میشه از همون اول فکر میکنه ته موفقیت رسیدن به جایگاه فردیه که روبروشه و اسمش استاده و دکترا داره! ته ذهن همه مون اینه که موفقیت نهایی تو رشته مون دکترا گرفتنه. بدون اینکه تعمق بیشتری روی این موضوع بکنیم.
بحث این روزهای من و‌همسره این چیزا:)))
و البته همسر و دوستانش هم:))
پاسخ:
نه! منظورم این بود که اونهایی که دیرتر بچه دار شدن و درس خوندن رو انتخاب کردن هم ضرر خاصی نکردن!
و شاید در آینده از ما هم جلوتر باشن. منظورم این بود که جوان بودن موقع بچه آوردن خیلی هم خاص نیست و شاید اهمیتی هم نداشته باشه.
نمیدونم! شاید  هم مهم باشه! شاید یه روزی بیاد که من خیلی خوشحال باشم از این جوان بودن و هی به خودم افتخار کنم! شایدم اون روز هیچوقت نیاد! الان ناراضی نیستم اصلا. همونطور که گفتم خوشحالم که مهمترین دغدغه ی این روزهای همسالانم رو که همانا فرزندآوری است ندارم! اما خب احساس موفقیت بینظیری هم نمیکنم! :دی
باورت نمیشه که من در بین صدها دوستی که دارم تنها کسی هستم که دو تا بچه دارم که هیچ! بچه ای به سن پسرک دارم! من تولد 24 سالگیم رو با پسرک جشن گرفتم.
همه ی دوستانِ بچه دارم،اگر ازدواج کرده باشند، و اگرتر بچه داشته باشند بچه هاشون همسن گل پسر هستند. و اکثرا ادامه تحصیل دادن. نمونه ش خواهر خودم اصلا! چرا راه دور برم!
آره من یکی از آرمانهای شغلیم اینه. هرچند کم کم داره درنظرم کمرنگ میشه اما کرسی دانشگاه بهترین شغلیه که میتونم بهش فکر کنم با شرایطی که دارم!
مگر اینکه کلا شغل ثابت رو بیخیال بشم که اونم شدنیه! :دی
کااااااااااملا باهات موافقم. مدرک گراییِ صرف بدترین اتفاقیه که این روزها داره میفته و ما به جای تحصیل کردن داریم مدرک گرایی میکنیم و این خیلی خیلی خیلی بده.
من اگر شغل ثابت رو بیخیال شم و بتونم کارآفرینی کنم که اونم یکی از آرمانهامه، شاید هرگز به دنبال دکترا نرم!
راستشو بخوای من اصلا دوست ندارم رابطه م با دانشگاه قطع بشه و اگر با ارشدم بتونم این رابطه و تعامل رو حفظ کنم که الان به شدت دنبالش هستم، بازم احتمال داره که دکترا رو بی خیال بشم. در مجموع تا سال آینده ان شالله تکلیفم معلوم میشه!
۲۰ دی ۹۵ ، ۱۵:۳۵ خانم اشک
بستگی داره دانشکده های تازه می گیرن 
اوهوم میدونم بعد دفاع باید اقدام کرد 
فکر کردم دکترا هم همینجوره
پاسخ:
درسته.
نه دکترا اینطور نیست. موقع شروع کلاسهای دکترا باید دفاع کرده باشی که بتونی بری سر کلاس!
۲۰ دی ۹۵ ، ۱۵:۴۸ دچــ ــــار
بله مگه ما چمونه! :)
پاسخ:
هیچی!
۲۱ دی ۹۵ ، ۰۸:۰۵ مامان محمدمهدی
دلت نسوزه 
چون بعدش همین بچه ها اعتراض میکنن که چرا نرفتی مقطع بالاتر
نمونه ش پسر ما که چند وقت پیش که معنی دکترارو فهمیده بود بمن و باباش گیر داده بود که شما چرا مثل فلانی دکترا ندارید
پاسخ:
ههه هه.الهی بگردم. اینم هست
۲۲ دی ۹۵ ، ۱۰:۳۹ گلِ بهاری
ادامه تحصیل...
هععععی..‌.

دوستش دارم و کمی نشدنیه برای من!
پاسخ:
به نظر من مهم نیست.اگر تکلیفت با خودت معلومه اصلا غصه شو نخور.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">