ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۵ فروردين ۹۶، ۱۶:۴۵ - منتظر اتفاقات خوب (حورا)
    الهی آمین.

3677.

شنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۵، ۰۳:۱۵ ب.ظ

اگر از سلیقه ی کسی که براش هدیه می برید مطلع نیستید،

هدیه ی نقدی بدید.

و اگر اصرار دارین که حتما چیزی از طرف شما تو خونه شون وجود داشته باشه،

اینو بهش بگین و بذارین خودش بره با اون هدیه ی نقدی از طرف شما خرید کنه.

و اگر نمیخواید هدیه ی نقدی بدین،

لااقل یه چیزی بخرین که سلیقه ای نباشه،

از وسایل همه پسند بخرید،

وسایلی که طرح و نقش عجیب نداره رو همه می پسندن.

وگرنه شما با کلی ذوق و شوق میرید با سلیقه ی خودتون یه چیزی میخرین،

که فقط میزنه تو برجکِ مخاطب!

و همه ش فکر میکنه حالا اینو چه کارش کنم!

:(

۹۵/۱۱/۰۲
لوسی می

نظرات  (۱۱)

۰۲ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۹ دچــ ــــار
یادم باشه هدیه تون رو مناسبت بعدی بفرستمم خدمتتون :)
پاسخ:
لطفا همون سفارشیه رو بفرستید.
۰۲ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۳۵ خانم لبخند
هدایای عامه پسند زیاده :)
بعدم اون شخصی که هدیه رو میگیره که پسش نمیاره!
حتی اگه زیادم دوسش نداشته باشه به احترام شما باید نگهش داره و ظاهرا نشون بده که خوشش اومده.
یعنی موند رو دستتون؟!
پاسخ:
من الان مخاطب هدیه بودم! :دی
یعنی مهمانهای دیروزمون یه چیزی برامون آوردن که اصلا نمیدونم باید چه کارش بکنم!
یه ظرف بلوریِ مشکلی و طلایی!
خب من ترجیح میدادم که بلوریِ خالی باشه.
به قول شما هدایای همه پسند زیاده. به جای هزینه کردن پای این ظاهر که به نظر من خیلی زشته (:دی) میتونستن یه بلوریِ ساده بیارن لااقل استفاده کنم.
استفاده هم نکردم روم بشه به کسی هدیه بدم! اما همونم دیگه روم نمیشه چون با سلیقه م اصلا جور نیست! و هرجا هدیه ببرم معرف سلیقه من خواهد بود! بعدم جاش رو هم تعیین کردن و اصرار داشتن که بذارش تو این طبقه ی این قسمتِ آشپزخونه!
خب من قطعا به احترامشون گفتم ممنون و قشنگه و اینا اما الان موندم که چه کارش کنم!
راستشو بخوای حتی به این فکر کردم که ببرم یه مغازه ی لوازم خانگی که آشناست،
با یه وسیله ی دیگه تعویضش کنم! :دی
اما خب به خاطر همون احترامی که شما میگی نگرانم متوجه بشن و دلخور شن.
فقط وقتی اون شخص مهمونمون هست اون شی اهدایی را از انباری خارج کرده و در معرض دید قرار می دهیم و وقتی اون رفت دوباره شی اهدایی را به جای قبلی برمی گردونیم :دی
پاسخ:
:))))
به شرط اینکه  همیشه با اطلاع رسانی قبلی بیاد:))
فکر کنم برات هدیه ای اوردن که موندی چیکارش کنی:)
منم موقع اومدن به خونه ی جدیدمون همچین هدیه هایی دریافت کرده بودم و یه همچین پستی هم نوشتم اون زمان
کاملا موافقم باشما
پاسخ:
آرههه دقیقا.
راستشو بخوای احساس خسران هم میکنم! خخخخ! فکر میکنم میشد چیزی باشه که به دردم بخوره و حیف شد! :)))
اتفاقا منم یه بلور مشکی طلایی هدیه گرفتم، استفاده ش نکردم تاحالا، اهل دکوری چیدنم نیستم، همینطوری تو کابینته. ولی خب چون میدونم طرفم از روی محبت خالصانه ش بهم داده واقعا دوسش دارم و دیدنش حالمو خوب میکنه:)
یه بلور ساده نیز هدیه گرفتم ولی به شدت حس یک هدیه ازسربازکنی و مجبوری و طبق رسم و رسوم رو برام داره! حتی بودنش رو توی آشپزخونه م دوس ندارم:)))
گفتی بلور ساده و مشکی طلایی یاد این دوتا میوه خوری هدیه مون افتادم:))
پاسخ:
عه! منم اهل دکوری اصلا نیستم. و چه خوب که از رو محبت خالصانه برات آوردن.
نه من این حسو ندارم نه اینکه بگم از سر باز کنی آوردن اما حس غالبم همون طبق رسم و رسومه!
چه جالب بابت این مقایسه.
هرچند من باشم از اونی که از نیتش خوشم میاد حتما استفاده میکنم.
و از اونی که از نیتش خوشم نمیاد رو هم اگر قابل هدیه دادنه، حتما هدیه میدم!
۰۲ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۰۰ خانم لبخند
حالا متوجه شدم. خب موافقم :)))
پاسخ:
:)))
مرسی از موافقتت! :)
۰۲ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۳۵ بنت شهرآشوب
نترس، اونم اگه دوست نداشته باشه میبره برا یکی دیگه!
شمام ببر برا یکی دیگه!
پاسخ:
:دی
خب مشکل اینه که برای هرکسی ببرم فکر میکنه سلیقه من اینه! :|
۰۳ بهمن ۹۵ ، ۱۷:۳۶ تنها دلشکسته

خخخ :))

هدیه جاری بهتر از این نمیشه :))

حالا از شوخی گذشته من فکر کنم جاری ای نیست که از ته دل جاری اش را دوست داشته باشه و نیت خیر خالص داشته باشه :))

عکس هدیه را میشه بذارین :))

پاسخ:
واقعا من نسبت به جاری هام اینطورم هیچوقت حتی ذره ای نه بهشون حسادت کردم و نه دلم خواسته که براشون بد پیش بیاد
حتی بارها به نفع اونها برای مادر و پدر مستر هم حرف زدم و حق رو تو بعضی ماجراها به اونها دادم نه به پدر و مادرمستر!
اما خب کیه که قدر بدونه! خخخخ!
و میگم این جاریم هم با من مشکلی نداره و من هم با او!
اما با این میزبانی دیدم که مشکلات دارن کم کم خودشونو نشون میدن! خخخخ! من فکر میکنم بیشتر باید مهمانشون باشم تا میزبانشون!
شاید چون من میهمان بی دردسری ام و اونا با من مشکلی ندارن! شاید هم چون میزبان حساسی ام و من با اونا مشکل دارم! نمیدونم!
چرا؟
۰۴ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۵۰ تنها دلشکسته

خب برا دیدن ، فقط همین! ببینم چه جوریه شما زیاد خوشت نیومد!

البته منم مثل شما هستم، یعنی سعی میکنم با کسی کنتاکت نداشته باشم ولی اونا اینجور نیستن... متاسفانه حسود و بدخواه...

پاسخ:
خیلی ها اینطورن.
کاش ما اینطور نباشیم.
۰۴ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۵۲ مامان محمدمهدی
من این مشکلو راجع هدیه هایی که واسه بچه ها بعضا میارن دارم.خب اگه پولشو بدن خودم بهتر میدونم چی بخرم واسشون و گاها لباسهایی میارن که اصلا دلم نمیخواد تن بچه ها کنم .و گاهی برای ناراحت نشدن طرف مجبورم که تنشون هم کنم با ناراحتی درونی البته.
پاسخ:
آرههه منم!
البته اگر اصلا خوشم نیاد تنشون نمیکنم!
خب ببرش عوضش کن با همون آشناتون از کجا بفهمه... حالا حتما لازم نیست هرچی واستون میارن استفاده کنی که... خخخ
پاسخ:
نه اینکه جای اون وسیله رو هم تعیین کرد! واسه همین.
البته خدایی من اهل دکوری چیدن نیستم نمیدونم چرا دکوری آورده برام! :(

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">