ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۶ خرداد ۹۶، ۱۳:۴۰ - مامان محمدمهدی
    خدا قوت:)
  • ۶ خرداد ۹۶، ۱۲:۴۷ - دچـــــ ــــــار
    شله زرد :)

3704.

سه شنبه, ۱۲ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۵۸ ق.ظ

به مامان گفتم که استادم بهم پیشنهاد کار داده.

دوست داشت کار رو قبول کنم،

و میگفت بچه ها رو نگه خواهد داشت،

اما خب...

۹۵/۱۱/۱۲
لوسی می

نظرات  (۳)

۱۲ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۲۳ مامان محمدمهدی
من بودم به صرف این اظهار کمک اقدامی برای کار کردن نمیکردم
تجربه شو دارم و گاهی سخت پشیمون میشم و راه به جایی نمیبرم
پاسخ:
آره منم این کار رو نخواهم کرد!
اما خب واقعا کارش خوب بود کاش بچه ها بزرگتر بودن!
یا کاش موقعیتم فرق میکرد.
هرکار میکنم نمیتونم بچه ها رو بیخیال شم و به کار خودم برسم
گفتم شش ماه به تعویق بندازید میام! :دی
ولی خب قطعا نمیشه!
من به شخصه حتی وقتی خواهرام ویامامانم باشن بازم تاخودم نباشم خیالم راحت نیست
پاسخ:
این "اما خب"ی که ته متن بود به همین علت ها بود.

منم بوذم دلم راضی نمیشد

نه تنها آسوده خاطر نیستم بلکه یه استرس به استرس های موقعیت کاری جدید اضافه میشه حتما

پاسخ:
آره ولی کاش اینطورنبود!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">