ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 29 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۹ آبان ۹۶، ۱۸:۰۷ - مامان محمدمهدی
    تبریک

3722.

شنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۲۲ ب.ظ

اگر من به مستر فشار بیارم که شغلشو عوض کنه،

چه اتفاقی میفته؟!




+ممکنه همه ی عمر،بابت ترک شغل دوست داشتنیش احساس خلاء و دلخوری داشته باشه! نه؟!

شایدم از فشاری که من بیارم این حس رو پیدا کنه و در همه ی عمر از من ناراحت باشه.

شایدم فکر کنه دارم تهدیدش میکنم و حس و اقتدار مردانه ش خدشه دار بشه.

یا شاید خیر و برکتی به واسطه ی این نوع اصرار من از زندگیمون حذف بشه،

و یا شاید خدا مدتهاست که منتظره که خودمون برای اصلاح این وضع کاری بکنیم!

یا شاید...

نمیدونم!

نمیدونم چقدر این تصمیم احساسیه یا عقلانی،

اما تصمیم دارم این کار رو بکنم!

کاش یکی پیدا میشد بهم بگه خدا دوستت داره و این شغل و این سختی ها پر از خیر است برای تو،همسرت، بچه هات و زندگیت!

یکی که بهش ایمان داشتم..

یکی که فقط منو مخاطب قرار بده، فقط من!

نه همه ی خانمهایی که همسرانشان فلانند خیر می بینند لابد!

چقدر نیاز دارم به یک بازپروری روحی!

۹۵/۱۱/۱۶
لوسی می

نظرات  (۱۴)

۱۶ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۳۲ سهیلا ملکی
استخاره لوسی جان
پاسخ:
آرهههه ممنون از پیشنهادت.
۱۶ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۳۳ بلاگر آرام
پیشنهاد بدید ولی فشار...
فکر نکنم ایده خوبی باشه
میدونم شاید جاش نباشه اما این رو هم به خاطر بیارید که خیلیها حسرت شغل خوب رو دارن! همه زندگی ها سختی دارن
ببخشید جسارت کردم و باز نظر گذاشتم. خودم گاهی خیلی دوست دارم یکی چیزایی که میدونمو بهم یادآوری کنه برای همین این جسارتو کردم
پاسخ:
کار از پیشنهادگذشته دیگه!
نه عزیزم مرسی که گفتی واقعا ممنون. :)
۱۶ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۵۰ مامان محمدمهدی
خب این شغلو ترک کنه بره سر چه شغل دیگه ای؟
منظورم اینه که آیا الان ازین کار بیان بیرون بلافاصله کاری هست که برن سرش؟
اگه اینطوری که بنظرم تردید نکن در مجبور کردنشون جهت ترک این شغلشون.چون خیلی خودخواهیه که بصرف علاقه ایشون به کارشون شما اینقدر سختی بکشید.ولی اگه ازین کار بیان بیرون به سختی میفتن جهت کار پیدا کردن و اینا باید دیگه شما فداکاری کنی تا حداقل کار جدید پیدا کنن گرچه باید ازشون بخوای که دنبال کار جدید باشن، با توجه به اینکه تحمل این وضعیت برات سخته.
چون من دو تا از دوستای نزدیکم هستن که همسراشون در ماه شاید دو سه روز بیشتر خونه نباشن و مدام خارج از کشور میرن ولی این دو دوستم با شرایط کنار اومدن و تحمل میکنن بچه کوچیک هم دارن مثل شما تازه بچه های خیلی اذیت کن( داخل پرانتز بگم که همسراشون بازرگانن و درآمد خیلی خیلی بالایی دارن و خب خانوما ساپورتن و ماشین و امکانات خیلی زیاد هم در اختیارشونه.یعنی این شرایط خوب رو هم دارن)
لذا به این چیرایی که گفتی هم فکر نکن.دیگه خیلی سخت گیری زیادیه که بگی گفتنم اقتدارشو بهم میزنه یا خیر گرفته میشه و ... چون آسایش و آرامش شما مهمترین مساله ست ک اصل خیر در همینه(نمیدونم وال لا شایدم من اعتقاداتم ضعیفه که همچین تحلیلی دارم:|)
پاسخ:
نمیدونم!
اصلا نمیدونم چی بگم.
ممنون از همدلیِ صمیمانه ت.
۱۶ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۲۴ خانم لبخند
آدم کنجکاو میشه که بدونه شغل ایشون چی هست که شما دوستش ندارید :)
مشکلتون با پرکار بودن شغل ایشون هست؟
پاسخ:
من چندبار گفتم مستر کارمنده.
مشکل من ماموریتهای هفتگیشونه.
این وضعیت رو دوست ندارم که هیچی نمیتونم تحمل کنم!
۱۶ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۴۶ تنها دلشکسته

سلام

آخی عزیزم...

آخه این چه جور کارمندیه که هر هفته ماموریت داره؟!! من تا حالا تو فامیل و دوست و آشنا اینجور شغل ندیدم...

ببین گلم، الان همسر من به علت مشکلات شدید مالی، کل روز سر کاره و من مدام تنهام و غصه دار و این برا همه تو فامیل عجیبترین پدیده است که شوهرم صبح میره تا ده یا دوازده شب و طول روز فوقش یک یا دو ساعت میاد و روز تعطیل هم نداریم... ولی خب واقعا چاره ای نیست... باید گنج پیدا کنیم تا شوهرم اضافه کار نره و هرروز مثل همه مردها دو ظهر خونه باشه... واقعا این برام رویاست و میدونم محقق نمیشه و شاید باورت نشه اکثر ناراحتی و بحث ما، سر همین نبودنهاشه... واسه همین خوب درکت میکنم... به نظرم اگه همسرت فرصت داره شغل دیگه ای داشته باشه اینکارو بکنه چون تو این وسط عمر و جوونی زن تباه میشه سر انتظارها و استرس ها... آی خواااااااااااااااااااهر دلم گرفته به شدت و بغض میخواد تبدیل به گریه بشه :((

پاسخ:
سلام.
حالا فکر کن دو تا بچه هم داشته باشی که بهانه باباشونو بگیرن و تو هم وقتی کلافه ای نتونی رفتارت با اونها رو کنترل کنی و با آرامش برخورد کنی.
سلام
من که همیشه میگم تو واقعا خیلی صبوری
اما شاید خیریت این شغل تو همینه که صبر تو زیاد میشه البته می شه از یه طرف دیگه هم بهش نگاه کرد و گفت بچه ها ممکنه از این شغل پدرشون اسیب ببینن و این نبود دائمی پدرشون روحشون رو اذیت کنه.
چرا یه استخاره نمی کنی ؟
ان شاالله که خدا بهترین تقدیرهاش رو برات رقم بزنه
پاسخ:
سلام.
ممنونم از دلگرمیت. نمیدونم والا!
کلا درگیرم! باورم نمیشه که خدا اینطور برام خواسته!
ممنونم از پیشنهادت.
آره امروز حتما استخاره میکنم.
شرایط شغلی مستر واقعا سخت و پیچیده‌س.
به نظر منم اگه بتونه یه شغل دیگه پیدا کنه بهتره ازش بخوای.
به هر حال حتی الانم که تحمل کنی، چند سال دیگه که پسرا بزرگ بشن نقش پدر تو خانواده خیلی پررنگ‌تر میشه. و نیاز به حضورش بیشتر.
پاسخ:
آرههههه یکی از مهمترین معضلات من همین نقش حذف شده ی پدره!
والا چیزی که بیش از همه آزارم میده اینه که وقتی مسترنیست آستانه تحمل بچه ها هم به شدت پایین میادو واقعا می مونم چه کار کنم.
شرمنده لوسی جان من که تجربه ای ندارم فقط می دونم بازار کار خرابه 
تو هم کار خودش نمتونه نوع شیفتاشو عوض کنه؟

پاسخ:
چی بگم خواهر:(
من به همه گزینه ها دارم فکرمیکنم.

سلام .من شرایط شمارا ندارم پس نمی تونم قضاوتتون کنم .تنها راهی که به نظرم میرسه اینه که نماز استخاره که توی صحیفه سجادیه هست رو بخونید تا خدا خودش راه درست رو بهتون نشون بده .این از جنبه کمک گرفتن از خدا .

خودتون هم یکبار تنهایی یا همراه با مستر یه کاغذ بردارین و توی دو ستون مجزا معایب و محاسن شغل مستر رو بنویسید .ببینید اگه شغلش رو از دست بده شمااز چه چیزهایی محروم میشید و الان که این شغل رو داره چه چیزهایی به دست آوردین هم معنوی هم مادی ...اون وقت ببینید کفه ترازو به کدوم سمت سنگینی میکنه این طوری راحت تر تصمیم می گیرید .

پاسخ:
سلام.ممنون عزیزم از پیشنهادت.
۱۷ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۵۲ بنت شهرآشوب
دقیقا بنده هم در مورد بعضی از فعالیت های همسرم همچین اصراری رو داشتم
اولا که اول از همه خودم عذاب وجدان گرفتم که چرا کاری که اینقدر دوستش داره رو منعش میکنم
دوما که گوش به حرفم نداد. و این باعث یه دعوای بزرگ بینمون شد.
پاسخ:
:))
آره معمولا اخرش اینطوری میشه و خودمون میشیم آدم بد ماجرا!
امام خامنه ای:
هر تلاشی که یک مرد در میدان های مختلف انجام میدهد، به میزان زیادی مرهون همکاری، همراهی، صبر و سازگاری همسر اوست؛ همیشه همین طور بوده است. فرموده اند: «و جهاد المرأة حسن التبعل». حسن التبعل یعنی چه؟ عده ای خیال می کنند جهاد زن این است که فقط وسایل راحتی مرد را فراهم کند. حسن تبعل فقط این نیست؛ این جهاد نیست؛ جهاد این است که زنان مبارز، مؤمن و فداکار وقتی شوهرهایشان مسئولیت های سنگینی دارند، بار آن سنگینی به میزان زیادی روی دوش آن ها می افتد. شماها مأموریت دارید. خدمات شما همین طور است. وقتی مرد خسته می شود، اثر خستگی او در خانه ظاهر می شود. وقتی به خانه می آید، خسته، کوفته و گاهی بد اخلاق است و این بداخلاقی و خستگی و بی حوصلگی ناشی از محیط کار، به داخل خانه منعکس می شود. حالا این خانم اگر بخواهد جهاد بکند، جهاد او این است که با این زحمت ها بسازد و آن ها را برای خدا تحمل کند؛ این می شود حسن التبعل.



پاسخ:
ممنونم عزیزم.
نمیدونم باید چه کار کنم.
این حرفها رو خیلی شنیدم. اصلا نمیدونم این نیت الهی رو چطوری جا بدم تو زندگیم!
مشکل اینه! من الان نمیتونم با شرایطم کنار بیام و نیتم رو در طول ده روز غیبت مستر حفظ کنم!
سه چهار روز اول شاید بتونم از پس خودم بربیام ولی کم میارم.
مطمئنم یه روزگاری به این فکر خواهم کرد که جوونیم چطوری گذشت و قطعا پر از خاطره های خوب نخواهد بود..
این چیزی که نوشتی همون جمله ی آخرمه، که خانمهایی که همسرانشان فلانند خیر می بینند لابد..من الان روحیه م خیلی ضعیفتر از اینه که به حرفهای عمومی دل خوش کنم. شاید اگر خودم کسی رو ببینم که در شرایط منه همینها رو بهش بگم و ته دلم مطمئن باشم که ماجوره، اما در مورد خودم اینطور نیستم، و نمیدونم چرا و چه باید کردن!
بهتره بگم ایمانم ضعیفه!
:(
درک می کنم
اگه محل ماموریت هاشون یه جای خاص هست و اگه ایشون واقعا کارشون را دوست دارن نمیشه برین همون شهر! برای زندگی 
پیشنهاد مسخره ای بود فکر کنم  :(

+استخاره را مهمه کی انجام بده
دقت کنید لوسی جان :) 
ان شاءالله با خیر عافیت پیش بیاد هرچی خودش صلاح می دونه...
پاسخ:
مشکل رفت و آمده. ما میتونیم بریم اونجا و قطعا ماموریت های مستر خیلی کمتر میشه اما خب ماموریت هاش به مقصد اینجایی که هستیم خواهد شد!
اتفاقا مدتیه مستر پیگیرِ مهاجرت شده هرچند که خودش اصلا اونجا رو  دوست نداره و دلش با رفتن نیست..

+راستش من غالبا خودم برای خودم استخاره میگیرم:دی
اعتماد به نفس در این حد! خخخخ!
چون کسی رو سراغ ندارم که بهش مطمئن باشم.
اگر کسی رو میشناسی ممنون میشم بگی.
ممنونم ان شالله.
نظر من کو ؟!
پاسخ:
هرچی بود تایید کردم عزیزم.
یه نظر ازت داشتم. 3721 بود.
O  o
بهت بگم بی عقل؟
آخه دختر من واقعا فکر کردم هر دفعه ماموریتش یه جای دیگه اس 
خو تو که اونقدری وابسته خانواده ات نیستی 
برو 
اگه از این شهر کوچیکا و کم امکانات ها هم هست نگران نباش دیوونه تو که اکثر مواقع خونه ای و مهم بودن شوهرته 
تعداد دفعات ماموریت ها کمتر دل خوش بیشتر ان شاءالله 
لوسی عزیزم روزهای شاد و خوش در کنار خونواده 4 نفریت رو برات آرزو می کنم 
پاسخ:
مسئله ی رفتن که اینقدر ساده نیست!
باید سازمان با انتقال مستر موافق باشه که برم دیگه!
وقتی سازمان میگه، نه همینجا باش لازمت داریم، چطوری پاشم برم؟!
ممنونم عزیزم از دعات :*

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">