ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری یک ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۶ خرداد ۹۶، ۱۳:۴۰ - مامان محمدمهدی
    خدا قوت:)
  • ۶ خرداد ۹۶، ۱۲:۴۷ - دچـــــ ــــــار
    شله زرد :)

3748.

سه شنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۱۸ ب.ظ

دیشب مادربزرگ مستر بهم گفتن:

دیگه کم میای و به ما سر نمیزنی؛

- ای بابا تقصیر نوه تونه همه ش ما رو تنها میذاره میره.

+ کجا میره؟

- ماموریت!

+ نکنه اونجا زن گرفته؟! :))

- راستش منم همین فکر رو میکنم! :))



+مادربزرگ مستر نزدیک نود سالشونه.

سایه شون مستدام!

+برای مستر تعریف کردم کلی خندید! :|


۹۵/۱۱/۲۶
لوسی می

نظرات  (۳)

۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۳۹ دچــ ــــار
زنها پیرو جوون ندارن توی بی اعتمادی به مردا :)
پاسخ:
مردها هم پیر و جوون و مذهبی و غیر مذهبی ندارن تو خوش آمدنشون از این حرف! :|
چرا مردا بعد از شنیدن این جملات می خندن؟ یعنی من وقتی شوهرم در این مورد حتی شوخی هم بکنه دوست دارم بگیرم تا جایی که میتونم بزنمش....
والا انگار شوخی دارم باهاش دی:
پاسخ:
واقعا واقعا واقعا!
من هم!
البته خدا رو شکر مستر این حساسیت منو میدونه و از این شوخیا نمیکنه!
والا!
۲۷ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۲۰ مامان محمدمهدی
میگفتی ننه تو این دوره رمونه از پس یکیش برنمیان چه برسه به دو تا اونم تو یه شهر دیگه:)
خوشحالم ک از پس اولی هم برنمیان:))))
پاسخ:
:))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">