ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...
ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت خاموش وبها رو دنبال میکنم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

3929.

چهارشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۱۵ ب.ظ

نمیدونم اینکه تمام این مدت سکوت کنم،

تحمل کنم و حتی تشویق کنم،

به این امید که یک روزی مستر به بچه ها بگه که

"اگه من موفقیتی کسب کردم،

همه ش به خاطر فداکاری مادرتونه"،

چقدر عاقلانه است!

به خاطر جمله ای که شاید هیچوقت حتی گفته هم نشه!

هه!



+و نمیدونم پیروی از این تزِ "ما فقط یک بار زندگی میکنیم،

پس جوری زندگی کنیم که دوست داریم" چقدر عاقلانه است!

به یک مشورت دهنده ی فهیم نیازمندم!

۹۶/۰۲/۲۰
لوسی می

نظرات  (۱۵)

هیچوقت کاری رو به نیت این که ازتون قدردانی بشه انجام ندین ! چون اگر توجه کافی به شما نشد، بدجور ضدحال میخوربن ! مگر این که نیت تون فقط و فقط رضای خدا باشه و بس.
این رو توی زندگی مشترک کااملا لمس کردم و بهش رسیدم !

پاسخ:
آره درسته خودمم آخرش گفتم که شاید این جمله هیچوقت گفته نشه. من میخواستم بی نتیجه بودن صبوری رو بگم وگرنه الانشم مستر قدردان هست واقعا.
ولی یه سوال اساسی وجود داره که تا چه حدمجازید دنیای خودتون رو فدای دنیا و علایق دیگری بکنید؟
من می ترسم بگم برای رضای خدا، و خدا روزی بهم بگه خب تو هم در مورد دنیای خودت مسئول بودی جانم!
بعد چی بگم؟؟!
اینو برای بنت شهرآشوب هم توضیح دادم که همینو گفتن.


+اینو از اینجا میگم که خیلی ها تشویق میکنند که با بداخلاقی شوهر بسازید و اینها، اما دیگرانی از علما هستند که میگن خدا طلاق رو برای همین قرار داده که تو به صورت افراطی و بیجا زندگیتو فدای کسی نکنی.
حالا بحث من طلاق و اینها نیستا! خخخخخ! بحث من شغل مستره و تغییر شغلش! که آیا تحمل کردن به جاست یا باید خودمون برای تغییر شرایط کاری بکنیم.
بعضی ها همیشه اعتقاد به صبوری دارند؛ حالا احتمالا به نیت رضای خدا. اما من واقعا به این اعتقاد شک دارم! برای همین میگم به مشاوری فهیم نیازمندم!
۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۸:۱۲ دچـــــ ــــــار
دیشب داشتم فکر میکردم کاش قبل از ازدواج ، کار گروهی رو جدی تر میگرفتم ... زن و شوهر شدیدا باید خودشون رو در قالب کارگروهی تعریف کنن :)
پاسخ:
مشکل ما اینه که قبل از ازدواج اینها رو نمیشد هماهنگ کرد و مستر فقط یک دانشجو بود! وگرنه خدایی در کار گروهی خوبیم :))
اگه به خاطر شنیدن این جمله این همه سختی رو به جون بخری، بعد همسرت این جمله رو نگه، اجر همه ی زحمتاتت نابود میشه
به خاطر خدا تحمل کن، چون میدونی اجرت پیشش محفوظه
پاسخ:
خب طبیعتا نمیخوام این کار رو بکنم چون خودم آخرش گفتم شاید اصلا این جمله گفته نشه.
علاوه بر اون خواستم بی ننتیجه بودنِ صبوری رو بگم وگرنه همین الانشم مستر همه ش اینو میگه که من مدیون توام و از این حرفا!
اما مسئله اینه که آیا فدا کردن آرامش روان و زندگی خودت و گاهی حتی بچه هات، به خاطرموفقیت دنیویِ دیگری کار درستی است؟
قرار نیست هرکاری بکنیم به اسم خدا. کارعاقلانه بکنیم به اسم خدا.
من می ترسم خدا یه روزی بهم بگه که خب تو در قبال زندگی خودت هم مسئول بودی جانم!
بعد اونو چه کارش کنم؟!
بنت الهدی هم همینو گفت!

+یه وقتی هست مرد خونه داره میره مجاهدتی بکنه مثل زمان جنگ یا مدافعان حرم که همسرانشون ان شالله به امید خدا صبوری می کنند، اما یه وقتی هم هست شغلش اینطور ایجاب کرده هرچقدر اون شغل مقدس باشه که هست، آیا مدارا با چنین شغلی وقتی میشه در مشاغل دیگه حضور پیدا کرد، باشرایطی که ما داریم چقدر عاقلانه ست. سوالم اینه.
خدا کنه گیرت بیاد 
پاسخ:
اونی که شما گفتی مشاوره حضوری نداره.
مرسی انشالله.
سلام.امکانش هس بگی شغلش چیه؟؟؟
پاسخ:
سلام. :)
مستر کارمند دولته.
مشکل ما با شغل ایشون ماموریتهای زیادشه که عجیب گریبان گیر ما شده!
۲۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۸:۵۵ مامان محمدمهدی
باید تعادلو رعایت کرد
فداکاری باید باشه تو زندگی مشترک ولی نه به قیمت فدا شدن خودت و همه آرزوهات چون فکر نکنم در این حدشو هم خدا بپسنده
ازونور هم خودخواه بودن مذموم و ناپسنده
تو زندگی زناشویی هم بنظرم اینکه همه جوره گذشت کنه آدم که یروز همسرش بگه من همه چیمو از تو دارم گرچه شیرینه ولی شیرینیش اونقدر نیست که در قبالش آدم نگاه کنه ببینه برای خودش هیچ کاری نکرده چه در امور اخرویش و چه دنیویش
نمیدونما ولی خیلی بحث پیچیده ایه
مشاور فهیم پیدا کردی هروقت نظراتشو واسه ما هم بزار تا یاد بگیریم
پاسخ:
دقیقا.
مشکل منم همینه که اساسی روی کل زندگیم اثرگذاشته!
وگرنه در تمام طول این مدت ماموریت بوده و من هم نمیخوام به صفر برسونمش!
اما این دو سال بعد از تولد گل پسر واقعا شرایط سخت شده برام.
باشه اگه چیز به دردبخوری بگه! :|
سلام.گفتم چ شغلی؟ساعت کاری ماموریتش چطوریه؟
پاسخ:
کارمندی! :)
هر هفته دو سه روز حداقل ماموریته.
منظورم پزشکه ..پرستاره و.........؟هرهفته چندروزخونه اس؟
پاسخ:
آها! مستر مهندسه!
سه چهار روزی هست:)
نمیدونم چطوری بگم سوال جوابهای کامنتای قبلی خوب میخوندی.هی ازت میپرسم شغل چیه میگی کارمند بازمیگم پزشک و..میگی مهندس نمیدونم مهندس هم جزشغل هاس؟ساعت کاریش میگم چطور میگی 3و...هس.ناقصم ک چطوری جواب بدم.باشه هرجورراحتیدوموفقباشید.
پاسخ:
من نمیتونم بگم مستر کجا کار میکنه.
مستر یک مهندسِ کارمنده که در یک سازمان دولتی مشغول خدمته!
والا ما از هر کارمندی که میپرسیم چه کاره هستی میگه کارمند!
نمیگه کارمند آموزش و پرورش! کارمند دانشگاه، کارمندِ اداره ی مالیات!
کارمند کارمنده دیگه!
نمیدونم اینکه دقیقا بگم کدوم سازمان و چه کار میکنه چه کمکی میکنه به پاسخ شما.
اینو متوجه نمیشم.
ممنونم که میخواین کمک بکنین :)
همچنین موفق باشید.
 اولا من ک نمیتونم سرسرکی یه جواب بدم چون توپیشگاه خدامسیولم .میخاستم بدونم شغلش جزاون شغلایی هستش ک امکان جابجایی داره یانه.تازشم کارمند مهندس ک صفت محسوب میشه ن شغل .
پاسخ:
ممنون از اینکه میخواستین کمک کنین.
ببین در پاسخت به جناب محمدامین باید بگم
اتتتتتتتتتتتتفاقا! میگن کارمند آموزش پرورش یا بانک یا مخابرات یا اداره برق یا منابع طبیعی یا جهاد یا بیمارستان یا...یا...
می دونی
میگن
باااااااااور کن
ههههه مرموز دوست مرموز من حق میدم البته تا حدی بهت ههههههه
پاسخ:
نه! ما که میگیم کارمند!
مگر اینکه طرف مقابل بگه کارمند کجا!
بماند که در این صورت هم من نمیگفتم کارمند کجا! خخخخ!
تو که از من مرموزتری!
نه بابا من همیشه همه چیو میریزم رو داریه /دایره....
پاسخ:
:|
بعید میدونم!
خانم اشک ماشاله لوسی می توسخنوری ک استاده چه برسه تو پیچوندن خخخخخخ.
پاسخ:
من مزاحم دیالوگهاتون نشم بهتره!
:دی
خانم اشک بیا با شما کار دارن!
تو بعید می دونی
یعنی یه کاری کن لنگه کفشمو مثل آرش کمانگیر پرت کنم بیاد سمتت هاااااااااا


تو این نمادهای به خودمان برمیگردیم رو ندیدی تو مشهد؟ به خودت برگرد مررررررررمووووووووووووووووز!
پاسخ:
:|
ببین اونجاهایی که شما میری همه ش نزدیک حرمه! جدی نگیر!
میبینی ب کجارسیده ک صدای خ اشک روهم دراوردی.خخ بهت بگم بااین طوررفتارهات فقط به درد پانتومیم میخوری .خخخخخخخ
پاسخ:
با سپاس از شما :)
:دی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">