ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...
ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت خاموش وبها رو دنبال میکنم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

4011.

سه شنبه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۵۰ ق.ظ

دیروز قبل از افطار با بچه ها رفتیم خرید،

که برای امشبشون خوراکیهای خود خواسته، بخرن.

بعدم رفتیم یه کار پایان نامه ای انجام دادم،

و یه شاخه گل هم برای مستر خریدیم که قرار بود نیمه شب برگرده خونه.

:)



+ماشین چیز خیلی خیلی خوبی است! :)

الحمدلله که این نعمت رو داریم. ان شالله همه ی بی ماشین ها هم خیلی زود ماشین دار بشن.

اون مدتی که قبل از ماه رمضون بچه ها رو با تاکسی(!) می بردم پارک،( +)

یه بار مستر بهم گفت میخوای برات یه ماشین بخرم؟! :)

واااای که انگار دنیا رو به من دادن! خخخخ!

میدونستم که فقط تعارف کرد و تا سالها این اتفاق نخواهد افتاد،

اما همین که بهش فکر کرد که چطور میتونه منو کمک کنه که راحت تر باشم

حتی در حد تعارف،

کلی ارزش داشت برام.

:)

۹۶/۰۳/۲۳
لوسی می

نظرات  (۱۰)

۲۳ خرداد ۹۶ ، ۱۱:۵۷ شبنم بیقرار
سلام.
از کجا میدونی در حد تعارف بوده؟! شاید بهش فکر کنه...

من برای اقای همسر کم پیش میاد چیزی بخرم. احساس میکنم همین خودم بسم! :)))
پاسخ:
سلام.
تعارف مستر جدی بود واقعا و بهش فکر کرده بود و من که گفتم مرسی تعارفش هم دلچسبه گفت نههه تعارف نیست! :)
اما ما هنوز پروژه ی خرید خونه مون رو تکمیل نکردیم و من خودمم تو این شرایط راضی به این کار نیستم.

+:))  خوش به حال خود شما و همسرت که شما رو داره ^_^
من هر وقت که بتونم چیزی میخرم. البته که معمولا نمیتونم!خخخخ! چون با بچه ها خرید رفتن ساده نیست.
دیروز تو فروشگاه میخواستم براش نوشیدنی دلخواهشو بخرم،
از ترس گیر دادن بچه ها برای خوردنش نخریدم،
کنار محل کار پایان نامه ای، یه گل فروشی بود، برای همین گل خریدم :)
۲۳ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۰۸ دچـــــ ــــــار
@ شبنم بیقرار: خب احساستون درسته آخه؟
@ لوسی می : دوخط آخر پاسختون به شبنم بیقرار تجربه ی جالب و خنده داری بودم برام :)))
پاسخ:
از ترس گیر دادن بچه ها برای خوردنش؟! :)
شما هم تجربه داشتین یه چیزی برای کسی بخرین بقیه بخورن؟! :))
البته مطمئنا اگر نوشیدنی میخریدم مستر بیشتر خوشحال میشد! :دی
خب سریع میگفتی بخر دیگه :)
یه آلبالوییش رو :)
پاسخ:
خخخخ! اتفاقا از اون موقع هرچی ماشین لوکس دخترونه تو خیابون می بینم میگم از اینا میخوام! :))
۲۳ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۱۴ دچـــــ ــــــار
نه اگه تجربه داشتم که این برام خنده دار نبود که :))
+ خب معلومه که نوشیدنی بهتره :/
پاسخ:
اگر تجربه میداشتین بازم خنده دار بود!:دی

+بله حیف که نشد! کاش به مستر میگفتم لااقل که میخواستم نوشیدنی باشه! :|
۲۳ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۱۱ شبنم بیقرار
@دچار
درست و غلطش رو نمیدونم . احساس احساسه دیگه...
به نظرم توی یه رابطه حدودا ده ساله. مبنای درست و غلط تا حد زیادی به رضایت طرفین ربط داره. که خب اقای همسر راضیه... یعنی تا حالا شکایتی نکرده..کلا آدم قانعیه بنده خدا...شاید برای همینم منو این جوری بار اورده!!...حالا ازش میپرسم نتیجه رو منعکس میکنم!

پاسخ:
برای جناب دچار :)
۲۳ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۵۶ دچـــــ ــــــار
نپرسید / یکبار امتحان کنید ببینید خوشش میاد یا نه :)
پاسخ:
برای شبنم بی قرار.
فضولی نباشه منم فکر میکنم هدیه همیشه باعث افزایش محبته.
محبت هیچوقت بس نمیشه یا متوقف نمیشه که بگیم همین حدش خوبه یا کافیه.
مخصوصا بین همسران. :)
۲۳ خرداد ۹۶ ، ۱۵:۴۳ شبنم بیقرار
@دچار
من که نگفتم اصلا نخریدم!(هنوز منطق فازی براتون جا نیفتاده ها! :) ) عرض کردم کم پیش میاد چیزی بخرم.
در ضمن اقای همسر اون قدر درون گراست که اگر نپرسم گمراه میشم!
@ لوسی می
مگه همه هدیه ها خریدنیه؟ گاهی درست کردنیه..گاهی گفتنیه...گاهی...هرچی...

پاسخ:
اولا برای جناب دچار.

و بخشی که برای من بود، بله درسته. البته که ما هدیه ی گفتنی ندیدیم! :دی
ولی من که از اول عرض کردم خوش به حال خود شما و همسرت که شما رو داره ^_^.
۲۳ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۰۹ دچـــــ ــــــار
نه راستش منطق فازی زیاد وارد نیستم که چی هست :)
پاسخ:
منطق فازی در مورد غیرمطلق بودن پدیده هاست.
یعنی همه چیز دو حالته نیست که یا صفر یا یک! (مثل روشن (یک) و خاموش (صفر) بودن لامپ!)
میتونیم طیف بین صفر یا یک رو هم در نظر بگیریم.
۲۳ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۴۸ مامان محمدمهدی
الان من نفهمیدم بالاخره با ماشین میری بیرون یا نه؟ یعنی ماشین همسرت دستته دیگه، درسته؟ 
چه مستر خوبی که میخواد واست ماشین بخره
مستر ما که ماشینشو من واسش خریدم هر از گاهی هم میگه نمیخوای مدل ماشینمو بالاتر ببری:)))
پاسخ:
چون مستر ماموریت بود ماشین تو پارکینگ بود دیگه.
منم برداشتم رفتم دور دور!
روزهایی که هست ماشین دست مستره. ما یک ماشین بیشتر نداریم.

+وای چه هیجان انگیز! واقعا ماشین روبرای همسرت خریدی؟ یا ماشین خودته دادی به همسرت؟! :)
خیلی فداکاری :)
۲۴ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۲۰ مامان محمدمهدی
نه ماشین خودمو بدم که رسما فلج میشم

پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">