ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

4066.

سه شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۱۲ ب.ظ

امروز صبح رفتم دانشگاه،

و فهمیدم استاد گرام خیلی دو دره باز تشریف دارن!

و باز هی فکر کردم چرا با آشنای عزیز پایان نامه برنداشتم آخه!

اما اهمیتی نداره من کار خودمو میکنم و دفاع میکنم. :)

برای ویرایش کارم، رفتم تو سایت دانشجویان دکترا

که حس خیلی خوبی بهم داد (عقده ای طور!)

بعد هم رفتم پرسشنامه رو برای تأیید دادم به اساتید!

کلاً چهار تا استاد تو دانشکده بود،

و از این چهارتا فقط دو تا قبول کردن پرسشنامه مو ببینن!

از کسی هم شنیدم که هفته ی دیگه کلا یونی تعطیله.

منم بدون اینکه ذره ای خم به ابرو بیارم گفتم پس همین دو تا بسه.

:)

بعد یه توفیق اجباری شد به یه دکتر سنتی سرزدم.

و کلی ایراد بر من وارد بنمود!

بعد رفتم خونه مامان،

بعدم یه ساعت و نیم با بچه ها تو پارک بودیم.

حالا هم صدای ما رو از خونه ی بی مسترمان می شنوید.

امشب چهارمین شب بی مستر بودنِ این خونه ست،

و ما نوید بازگشت ایشان را هنوز منتظر هستیم.



+امروز همه ش درود و رحمت فرستادم

بر روح پرفتوح کسی که تردد وسایل نقلیه در دانشگاه رو محدود کرد!

شاید واقعا بیش از ده هزار قدم در این آفتاب سوزان طی کرده باشم!

+خدایا کرمت را شکر :)

۹۶/۰۴/۲۰
لوسی می

نظرات  (۱۱)

۲۰ تیر ۹۶ ، ۲۲:۲۰ آرتمیس ‌‌
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
نمی‌دونم چرا شما از دانشگاه مینویسین، *** *** ****** ****** ** *** ** ** *** ** *** **** ** ***** **** ** ** ***** **** *** *** ****** **
پاسخ:
عجب! چرا واقعا؟! :)

۲۰ تیر ۹۶ ، ۲۲:۵۴ آرتمیس ‌‌
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
***** ** ******* ***** ** ******* **** ******* ** ** ***** *** *** **** *** ***** خخخخخ ندید بدیدیم دیگه D:
دانشگاه خواهرم بود، ***** *********** ******* ** ** ** ******** البته دانشکده خودم اونجا نبود. *** **** *** * *** ***** ** *******

* ** ******* **** **** ***** ***** **** **** ** ** ***** *** **** ***** ******* **
پاسخ:
:))
خب اینکه شما ندیدی به این معنی نیست که نیست :)
و اینکه حافظه ی دور و درازت درست میگه! خخخخ!
۲۰ تیر ۹۶ ، ۲۲:۵۴ ستاره جان
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
*** ***** * ***** **** *** **** 
****** ** **** *** *** ***** 
الان استادت نبود یعنی؟ 
دو استاد کافیه یعنی چی!؟ هفت تا استاد باید باشن که
اسمشون رو هم که استاد خودت باید بده درسته؟ 
اووووووه دانشکده ما دانشجویان دکترا تو  اتاقهاشونن :/ مگه می بینیشون؟ :(
بابا استاد آشنا باز خواستی کلاس بذاری؟ :)
چرا تعطیله؟ 
دکتر علفی یعنی چی باز؟:/ 
*** *** *** ******** ** ** *** ******* ******** 
دو دور نشستم پست رو خوندم تا قاطیش نکنم 
باز موقع کامنت هم هی به متن سر میزدم!!!!

پاسخ:
استاد من بود ولی من هزار بار متن رو تا الان دادم بخونه هی میگه بعداً بیار!
نه برای ما الزام هفت استاد نداره.
و خودم انتخاب میکنم پیش کیا ببرم.
بله اینجا هم همینطوره :)
خب اینو قبلا گفته بودم : http://lucy-may.blog.ir/1392/09/02/post-13
ولی اشتباه کردم باید با همون درس برمیداشتم.
نمیدونم! از یکی از کارمندا شنیدم.
ینی دکتر داروهای گیاهی! خخخخ! :))
:دی خب همه وقایع امروزم بود دیگه :))
۲۰ تیر ۹۶ ، ۲۳:۳۰ ستاره جان
خداااااااای من!!!!!!o    O 
o    @
میگه الزام نیست! من پرسشنامه ام استاندارد بود باید میرفتم تایید!
بعدشم ۱۰ استاد بوده کردنش ۷ استاد 
دِ من میگم شماها باور نمی کنین میگم سخت میگیرن که 
تازه اسم استادها را استاد خودم میگه اونم انتخاب کرد کیا کمتر گیر میدن :) 
بعدشم باید یه فرم هم امضا کنن که تو مثلا دادی بهشون پرسشنامه رو 
به دکتر طب سنتی نگو علفی خیلی زشته 
رک بگمت بی فرهنگیه که آدم به فرهنگ خودش بگه علفی بعد اون کلمات قلمبه سلمبه رو بیاد بلغور کنه :/ اون اسم غذاها و لیوانا رو می گم 
در طب سنتی همین بس که من خودم پرستارم و ۱۲ ماه دکترا رو پایین بالا کردیم حتی همون قره داغی بزرگ مشهد و تهران 
و آخرش الحمدلله خدا رو هزااااااااااار بار شکر از طب سنتی مامانم جواب گرفت از چیزی که همه دکترها با زبون بی زبونی جواب کرده بودن 
پاسخ:
خب البته قبول دارم که بعضی گروه ها سخت تر میگیرن اما گروهی که من الان هستم به حد کافی گیر هست!
من خودم ترجیحم این بود که استادم بگه به کیا بدم نگفت دیگه. منم گفتم هرکسی باشه به همون میدم.
نکته ی بعد اینکه فقط دو تا استاد نیست، استاد من گفت بهتره به سه چهار نفر بدی اما چون نبودن به همون دو تا دادم،
میخواستن باشن!
و البته علاوه بر اساتید من به چندتا از دانشجویان و مخاطبان پرسشنامه هم باید بدمش که تایید کنن.
و اینکه با دادن این پرسشنامه چی رو تایید میگیری؟ که اینقدر بهش گیر هستند؟
اینها برای من فقط این رو تایید میکنند که سوالاتش گویاست و مخاطب متوجه خواهد شد منظور هر سوال چیه! همین!
تاییدیه برای سایر امور پرسشنامه با روشهای دیگه انجام میشه.
دکتر طب سنتی رو کردم دکترداروهای گیاهی که اینقدر ناراحت نشی.
چون طرف دکتر نبود اصلا.
گیاه درمان بود.
برای همین ما بهش میگیم دکتر علفی:)
به نظرم که باحاله :دی
بله قبول دارم که دکترهای طب سنتی گاهی واقعا خارق العاده عمل می کنن :)
خدا حفظشون کنه.
الحمدلله.
بعدانوشت: باشه بابا تو متن هم درستش کردم!
۲۰ تیر ۹۶ ، ۲۳:۴۶ آرتمیس ‌‌
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
خوب شما تمام کامنت منو سانسور کردی، خ*** ** **** *** ******** ******** ******
ما هم میگیم دکتر علفی :دی
پاسخ:
خخخخخ! حواسم نبود! نصفه شبه دیگه درک کن:))
درستش کردم دیگه تو متن! :))
ولی به نظر من که باحاله!
من هروقت سبزی خشک هم که میریزم تو غذا میگم علف ریختم توش :))
در حدی که پسرک فکر میکنه واقعا علفه و ما علفخواریم :))
۲۰ تیر ۹۶ ، ۲۳:۵۵ ستاره جان
تایید هفت استاد برای روایی پایان نامه 
اِ...من چرا ننوشتم بر روح پر فتوح اون یارو واقعا صلوات؟ 
.
.
.
ها نوشتم سانسورش کردی... :) 
ولی پدرت در اومده هاااا
پاسخ:
خب همون روایی فقط در همین حده که سوالات شما مفهوم می باشد!
ننوشتی! اونجا نوشته بودی که وحشتناکه تو اون گرما! نمیدونم چرا سانسورش کردم! خخخخ!
بله صلوات!
اساسی!
پدر پاهام دراومده! کفشم نمیدونم چرا امروز اینقدر تنگ شده بود! :|
فقط دوتا؟؟ برای روایی دیگه؟؟
ما دست همه اساتید گروه میدادیم، بعد ززززززرت سر دفاع به روایی پرسشنامه گیر میدادن، بابا خودتون تایید کردین!!!
البته من شکرخدا به این گره نخوردم، من کلا پرپوزالم رفت زیر سوال، اونم توسط داور اول و با اولین سوالش!!
حالا ما اینجوری بود که از پروپزال هم دفاع میکردیم، دقیقا مث خود پایان نامه، با حضور تمامی اساتید رسمی و مدعو گروه، همه دانشجویان دکتری و ارشد موجود در دانشکده، یعنی قشنگ دعوتنامه می زدیم!! و بعد همه تایید می نمودن یا رد

فک کنم قبلا هم همه ی اینها رو گفته بودم:دی   تکرار مکررات بود
ولی چه کنم!!!!!!!!!!!! هنوز بعد این همه سال داغش تازه است:دی
پاسخ:
آره روایی محتوا فقط چند نفر محدود. همین که آدم مطمئن بشه کافیه.
روایی سازه روشهای دیگه ای داره و اینا.
نه ما اینقدر سخت نیست کارمون.
دفاع پروپوزالمون سه تا استاد داور میشن! و دفاع پایان نامه هم سه تا استاد. برای بقیه هم که یا تو سایت یا رو بورد اطلاعیه می زنن. هرکی خواست میاد هرکی هم نیاد مهم نیس.
چه خبره همه استادا بخوان بیان لااقل 20 نفر آدم باید بشینن توجلسه! دانشجویای دکترا و ارشد رو هم اگه بخوای دعوت کنی که باید همایش دفاع برگزار کنی نه جلسه دفاع! :|
۲۱ تیر ۹۶ ، ۱۱:۲۰ دچـــــ ـــــار
چرا اینقدر سانسور کردین!
+ چرا اینقدر صمیمی جواب دادین عوضش!؟ :)
پاسخ:
خصوصی بود کامنتها.
۲۱ تیر ۹۶ ، ۱۱:۲۸ دچـــــ ـــــار
شما هم صمیمی جواب دادین هم سانسور کردین خب :)
احتمالا نیمه خصوصی بوده کامنتا
پاسخ:
همون دیگه. خصوصی بوده منم همینو گفتم.
۲۱ تیر ۹۶ ، ۲۱:۵۲ ستاره جان
این مک بس بیچاره کجا درس می خونده باز؟ :(
پاسخ:
چی بگم والا!
۲۱ تیر ۹۶ ، ۲۳:۱۹ مامان محمدمهدی
یعنی چی دودره باز؟
من خیلی خداروشکر میکنم که از دانشگاه کنده شدم سالها و دیگه پا نمیزارم توش و باز خداروشاکرم که به فکرم اصلا نمیزنه دکترا خوندن
چون در اعصاب خودم نمیبینم:))
پاسخ:
واقعا پرسیدی؟
یعنی یه آدمی که دل به کار نمیده و همه چیز رو می پیچونه!
مثلا کسی که یکی در میون کلاسها رو غیبت میکنه بهش میگن کلاسها رو دو در کرده.
و آدم دو دره باز یعنی آدمی که از زیر کار در میره هی!
یه همچین چیزی! یه اصطلاح دانشجویی بود زمان ما.
خب شرایطت با من متفاوته من واقعا جدا نشدن از دانشگاه از آرزوهامه. با اینکه واقعا توش اعصابم رو ذوب کردم! اما دوستش دارم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">