ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

4070.

چهارشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۵۰ ب.ظ

میخوام به خودم حق بدم اصلا!

چرا حق ندم؟!

من حق دارم از کسی بخوام که مدام بهم تیکه نندازه!

و اصلا مهم نیست که این حرف من ناراحتش میکنه یا نه!



+وای چقدر سخته اینطوری بودن!

اما میخوام همینطوری باشم.

۹۶/۰۴/۲۱
لوسی می

نظرات  (۵)

۲۱ تیر ۹۶ ، ۲۳:۱۰ مامان محمدمهدی
کی لوسی می رو اذیت کرده؟
بنظرم همچین آدمی رو باید بپاشونی به دیوار
پاسخ:
خخخخ! خب نمیشد بزرگتر بود! هههه هه!
تا همین الانشم احساس عذاب وجدان دارم که گفتم! اما خب میخوام به خودم حق بدم!
اگه می خواهید اینو هم امتحان کنید
مثلا هر بار که تیکه می اندازن شما منظروی مستقیم رو دریافت کنید و بگید این حرفتون برای اینه؟
بعد از چندین مرتبه احتمالا دیگه به جای تیکه انداختن مستقیم اصل موضوع رو بگن!
پاسخ:
اتفاقا جملاتشون خیلی مستقیمه.
تیکه به معنای در لفافه گفتن نبود.
شاید اصلا قصد تیکه انداختن هم نداشت،
اما زیادی داشت ایراد میگرفت.
من امروز سه ساعت باهاش بودم و هرچی گفتم یه ایرادی از توش درآورد و به روم آورد!
هرچی گفتم ها! یه چیزی میگم یه چیزی می شنوین!
یعنی حتی تبریکی که برای بهبود موقعیت شغلی همسرشون گفتم به این ختم شد که صبح بخیر! یه ساله موقعیت شغلیش عوض شده!
تو دیگه چقدر از دنیا بی خبری!
حالا انگار من باید علم غیب داشته باشم که طرف بهبود موقعیت پیدا کرده! :|
ینی حتی تبریکم هم از واکنشِ غیرمهربانانه در امان نموند!
اما خب چون بزرگتر از من بود الان قدری عذاب وجدان گرفتم یا شاید هم از شرایط ایجاد شده شاکی شده م،
شرایطی که باعث شد این موضوع رو به روشون بیارم که اینقدر مداوماً نامهربان پاسخ من رو ندید.
الان احساس میکنم شاید بهتر بود صبورتر می بودم.
۲۲ تیر ۹۶ ، ۰۰:۴۹ تنهادلشکسته

سلام

متاسفانه درکت می کنم....بارها بارها گریه کردم بخاطر این رفتار ناعادلانه

پاسخ:
سلام.
تو هم مثل منی پس! خوب نیستیم ما! :(
۲۲ تیر ۹۶ ، ۰۳:۰۶ محبوبه شب
این افراد رو باید رو زمین میخ کوبشون کرد و با لودر از روشون رد شد تا درس عبرتی شوند برای سایرین :|||

انصافا این حجم از خشونت رو در خودم نمی دیدم خخخخ
پاسخ:
:)))
منم این حجم رو در شما نمیدیدم! :)))
دیگه نه اینقدر! هی دارم به خودم میگم کاش یه مین بیشتر صبوری میکردم روز با او بودن تموم میشد! بحث هم نمیشد.
لوسی جان کاش از اول یاد میگرفتیم که با هر کسی مثه خودش باشیم
امیدوارم موفق بشی
پاسخ:
مرسی گله.
اما همچنان عذاب وجدان دارم:(

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">