ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 28 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ چهار ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

و اما بعد...

پنجشنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۲۸ ب.ظ

و اما بعد...سلام.

مدت های مدیدیه احساس پوچی میکنم با نوشتن در اینجا!

نه با نوشتن، که با انتشار مطلب!

هر مطلبی که منتشر میکنم یه حسِ "خب که چی" تو وجودم شکل میگیره،

و ازاونجایی که مدت زیادیه هیچ جوابی براش پیدا نمیکنم،

تصمیم میگیرم که در اینجا رو تخته کنم.

احساس میکنم یه روزی باید جوابگوی وقتی که خودم اینجا صرف میکنم،

و زمانی که شما برای اینجا صرف میکنید باشم.

خیلی خیلی دوست داشتم براتون بگم از اینکه،

اینکه میگن ماهی رو هروقت از آب بگیری تازه ست درست میگن،

اینکه میگن اگر تو زندگی زناشویی محبت کنی، محبت می بینی درست میگن،

اینکه میگن هروقت شروع کنی به خودسازی زندگیت هم کم کم درست میشه درست میگن،

اینکه میگن هروقت از خدا کمک بخوای کمکت میکنه درست میگن،

اما مهمه که "واقعاً" این کارها رو بکنی،

"واقعاً" ماهی رو بگیری،

"واقعاً" محبت کنی،

"واقعاً" شروع به خودسازی کنی،

و "واقعاً" از خدا کمک بخوای!

بی ربط بود ولی خیالم راحت شد که اینا رو گفتم! هههه هه! :)

خب دیگه رسالتم انجام شد و حالا متأسفم که باید بگم دیگه عمومی نمی نویسم.

مگر اینکه نکته ی آموزنده ای، جالبی، چیزی پیدا کنم اینجا به اشتراک بذارم.

اینجا شاید از این به بعد یه وب اجتماعی، اخلاقی، مذهبی، و حتی سیاسی بشه،

اما پستهاش هرچی که باشه، مطمئناً دیگه شخصی نویسی نیست.

از زندگیم دیگه نمی نویسم.

شایدم لازم نبود این تغییر رو اعلام کنم،

اما دیدم بهتره بگم که سبک وبلاگ نویسیمو عوض میکنم،

و اینجا دیگه مثل قبل آپ نمیشه.

نه در تعداد پستها،

نه در سبک پستها،

و نه در عنوان پستها حتی!

اما من همچنان لوسی میِ اینجا هستم،

می خونمتون،

کامنت میذارم،

و از زندگیم هم هنوز می نویسم،

اما برای دل خودم!

خودمِ خودم.

:)


+بسیار متشکرم که همیشه بودید.

همیشه دعاگوی تک تکتون هستم.

شما هم لطف کنید مستر عزیزم، من، و پسرهای عزیزتر از جانم رو دعا کنید.

من هم دعا میکنم که هزاربرابر دعاهاتون در حق خودتون مستجاب باشه.

اینجا هستم اگر کامنتی حرفی حدیثی بذارین من زنده ام و پاسخ میدم و در اینجا تخته نمیشه برای ابد.

متشکرم متشکرم متشکرم.:*

۹۶/۰۵/۰۵
لوسی می

نظرات  (۱۰)

تازه خوشحال شده بودم بابت عنوان داشتن! :(
ان‌شاءالله همیشه کانون خانواده‌تون گرمِ گرمِ گرم باشه :) و اینقدر لحظات خوبی داشته‌باشید که سخت باشه مقاومت برای به اشتراک گذاشتنش در اینجا! کمی خبیثانه بود لحنم ولی نیتم پاکه! :دی
پاسخ:
مرسی گله. من که نمیرم، سبک وب نویسیمو عوض میکنم و مطمئن باش پستهای تا اون حد هیجان انگیز رو هم میام می نویسم :دی
:)
آرزو بهترین ها براتون و خانواده محترمتون دارم!
پاسخ:
قربون شما :)
سکوت 
پاسخ:
:)
۰۶ مرداد ۹۶ ، ۰۸:۳۷ آرتمیس ‌‌
آرزوی موفقیت :)
پاسخ:
قربونت :*
همچنین برای شما.
یعنی پستهایی که از زندگیت می نویسی رمزدار خواهندبود؟ و پستها از این به بعد عنوان دار؟ و سبکشون مثل اینستاگرامت؟
پاسخ:
نهههه! دیگه پست زندگی ایِ عمومی نمی نویسم یعنی اصلا منتشرشون نمیکنم.
اما سبک پستهام عوض میشه و دیگه اونهایی که منتشر میکنم قدری شاید طولانی تر هم بشه و مینیمال نباشه و عنوان داشته باشه نه شماره.
نه اینستا که زیادی تخصصیه!
اینجا همیشه خودمم :)
اتفاقا پستایی که از زندگیت مینوشتی خیلی آموزنده و خوب بودن.
مگه اینکه خودت دوس نداشته باشی از خاطراتت برامون بگی، وگرنه ما که میخوندیم یعنی دوس داشتیم بخونیم.!
به علاوه اینکه معمولا کسی از حس‌هاش نمیگه، یا زندگیای اطرافیانو اگه میدیدیم با تصور خودمون قضاوت میکردیم، اما خوندن حس واقعی یه خانم جوون حداقل برای من خیلی آموزنده بود. خیلی خوب بود. خودتم میدونی که تو تصمیماتم تا حدودی نقش داشتی!
من شخصا اعلام میکنم دوست دارم هنوز همونجوری بنویسی :)
پاسخ:
مرسی عزیزم.
ممنون از توصیفت با خوندن کامنتت یهو الان احساس کردم وب منحصر به فردی داشتم!خخخ! احساسات واقعی یک خانم در زندگیش :)
قربونت. البته من همونم اما خب متاسفانه ناچارم تغییراتی تو وب بدم دیگه..
۰۶ مرداد ۹۶ ، ۱۸:۰۷ آدم بـرفـی
آخه چرا هیچی مثه نوشته های قبلیت نمیشه
پاسخ:
شایدم بشه ها!
شما از کِی با من و نوشته هام بودین؟
کامنت ازشما یادم نمیاد :(
۰۶ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۰۸ مامانمحمدمهدی
همه جوره از نوشته هات استقبال میکنیم
چون در هر حال خوب و جذاب مینویسی:)

پاسخ:
قربون محبتت:*
همیشه بهم لطف داشتی.
وای نه:/پست خیییییلی طولانی ننویس باشه؟ 
پاسخ:
یو ها ها ها ها! :)
با این که همیشه اولین وبلاگی که باز می کنم وبلاگته ولی چون کاملا این حست رو درک می کنم و دلیل کم کاری خودمم همینه، برات آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم زیاد دیر به دیر پست نذاری
پاسخ:
وای عزیزممم :)
خیــــــلی خیلی ممنونم از لطف و محبتت :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">