ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ شش ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت مخفی وبها رو دنبال میکنم.

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات

4146.

جمعه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۵۲ ب.ظ

دیروز گل پسر دستش به زنگ در خونه رسید.

و امروز اصرار داشت که زنگ بزنه،

و هی میگفت:

دین دین! کیههه؟!



+یعنی من غش کردم براش!

۹۶/۰۵/۲۷
لوسی می

نظرات  (۸)

۲۸ مرداد ۹۶ ، ۰۲:۴۴ آدم بـرفـی
از طرف من ببوسش😘
لوسی جون دیگه بهونه ی شیر نمیگیره؟
پاسخ:
قربون شما.
بهونه گیر نیست اما هنوز میگه!!
با شیرهای پاکتی کوچولو راضی میشه البته.
۲۸ مرداد ۹۶ ، ۰۸:۳۸ دُچــــ ــــار
خخخخخ :) بفرستینش بره سراغ زنگ خونه های همسایه :)
پاسخ:
:))
من نیز:)))))))
پاسخ:
مرسی عزیزم :*
دستش به زنگ رسید؟! o  o
چجوری؟ اگه می گفتی پنل داخلی می گفتم رو صندلی یا مبلی چیزی رفته ولی زنگ در؟ 
دین دین :) 
پاسخ:
زنگ دم در واحدمون. خیلی بالا نیست! بدون صندلی و اینها هم دستش میرسه دیگه.
تصورش خیلی شیرین و لذت بخشه
قند تو دل آدم آب میشه :))
پاسخ:
آره واقعا همینطوره. :)
عزیزممممم ^__^
پاسخ:
:)
احوال عروس خانم ؟ :)
وای خدا ^_^
ماشاءالله بزرگ شده:)
دست مامانش درد نکنه
پاسخ:
عزیزممم ممنونم. :)
۳۱ مرداد ۹۶ ، ۰۸:۲۷ مامان محمدمهدی
دوسش دارم:)
بوس بوس
پاسخ:
قربونت. ما هم شما رو دوست داریم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">