ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 29 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۳ آذر ۹۶، ۱۰:۴۷ - جنابــــــــ دچار
    :/

4244.

سه شنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۲۴ ب.ظ

دارم مجازی طور، با یک آقایی قرار ملاقات میذارم!

آقایی که البته قراره در نقش یک استاد باهاش ملاقات کنم،

اما خب مدتهاست رابطه ی مجازی داریم،

این اولین ملاقات من با یک آقا بعد از حدود دو سال آشنایی و معاشرت مجازیه!



+راستش اصلا حس خوبی ندارم!

چرا نباید روم بشه بهش بگم نمیام؟!  :|

۹۶/۰۸/۱۶
لوسی می

نظرات  (۱۰)

۱۶ آبان ۹۶ ، ۱۳:۲۱ بـانـوی بـرفـی
آقای وبلاگی!؟
خوب منم روم نمیشه ولی چون شوهرم اصلا با دیدار فضای مجازی مشکل داره از اول دور دیدار رو خط کشیدم ولی اگه خانم باشه با زبون میتونگم به راه بیارمش اما با آقا کلا مشکل داره
پاسخ:
نههههه! وبلاگی که نه! تلگرامی :))
ما با اسم و شخصیتهای خودمون با هم در ارتباط بودیم! من که لوسی می نیستم اونجا :))
خب این آقا در نقش یک استاده. رفاقتی که ملاقات نمیکنیم. قراره برم یه کم راهنمایی ازش بگیرم. ولی خدایی میتونست تلگرامی هم راهنماییشو بهم بگه! لازم نبود بگه حضوری بیا :|
منم روم نشد بگم نمیام! :|
من چندین سال قبل با رفقای وبلاگی خانم یه قرار ملاقات تو حرم گذاشتم. سه چهار تا دوست دارم که با هم ملاقات کردیم.
اما الان دیگه کلا نه مستر راضیه با دوستان وبلاگی ملاقات کنیم و نه خودم!
۱۶ آبان ۹۶ ، ۱۳:۴۳ خانم لبخند
میفهممت! :|
پاسخ:
واقعا؟
چه خوب :)
خب بهم بگو که اونقدرها هم مهم نیست.
امااان از این رو نشدن ها چقد ادم از خودش لجش میگیره تو این موارد!
پاسخ:
آره واقعا.
البته خیلی هم مهم و آزاردهنده نیست برام.
ولی خب نمیدونم چرا تو تعارف گیر کردم.
۱۶ آبان ۹۶ ، ۱۴:۲۰ جنابــــــــ دچار
منم همین حسو دارم دقیقا ...
ولی طرف من اقا بود
پاسخ:
طرف منم آقاست البته :دی
۱۶ آبان ۹۶ ، ۱۵:۱۳ بـانـوی بـرفـی
اون که بله با استاد دیگه فقط خواستم بدونم وبلاگیه
وگرنه اینجا حتی عکس پسرک وگل پسر رو هم ما نمیبینیم چه برسه به اینکه بخوای قرار رفاقتی بزاری
پاسخ:
نه وبلاگی نیست. تو یه گروه تلگرام با هم آشنا شدیم.
:دی
۱۶ آبان ۹۶ ، ۱۵:۱۷ خانم لبخند
آره :)
خب به نظرم راحت بهشون بگو برام مقدور نیست حضوری بتونم بیام.
کار خاصی نداره :)
پاسخ:
گفتم! گفت هروقت تونستی بیا!
بعد دیگه من روم نشد بگم هیچوقت نمیخوام بیام!
۱۶ آبان ۹۶ ، ۱۵:۵۰ جنابــــــــ دچار
بدون اطلاع ولی ت نرو :)
پاسخ:
اون که صد درصد! با رضایتنامه ی کتبی میرم.
حالا فعلا که وقت ندارم. تا چی بشه بتونم برم.
گفتم! گفت هروقت تونستی بیا!


برگرفته از lucy-may.blog.ir
همین که نری خود بی عقلش ان شاءالله خواهد فهمید :/
پاسخ:
وا! :|
من با رفتن مشکلی ندارم! :|
:/ مشکلی نداری؟ همین که حس خوبی نداری و نمیخوای بری دیگه 
پاسخ:
آها! خب اونقدرها مهم نبود.
حس خوب نداشتنم از این بود که نگفتم نمیام!
حالا شاید یه بار رفتم، فعلا که تو برنامه م نیست.
۲۵ آبان ۹۶ ، ۰۷:۰۴ مامان محمدمهدی
اینجور مواقع با همسرت برو:)
پاسخ:
فعلا که تصمیمی برای رفتن ندارم!
مستر که اصلا پایه نیست!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">