ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 29 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۹ آبان ۹۶، ۱۸:۰۷ - مامان محمدمهدی
    تبریک

4251.

دوشنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۵۳ ب.ظ

امروز هم رفتم سراغ کارهای پایان نامه م.

الحمدلله اوضاع خوب بود.

یکی شماره مو گرفت که برای همکاری باهاشون باهام تماس بگیره! هههه هه!

هرچند که بعید میدونم تماس بگیرن ولی من به حد کفایت از این پیشنهاد لذت بردم و انرژی گرفتم!

این اولین جایی بود که مراجعه کردم و روزمو ساخت!

یه جا هم رفتم که متصدیش گفت یا خیلی خوش شانسی یا خدا هواتو داشته وگرنه سابقه نداشته به کسی اینطور جواب بدن!

برام نامه مهر و موم شده گذاشته بودن!

اینم آخرین جایی بود که رفتم و زندگی رو بهم برگردوند! :دی

خدای را سپاس:)



+امروز برای ثبت نام پسرک تو مهد تصمیم قطعی گرفتم.

احساس میکنم به نفع خودشه. فردا صبح میریم مهد. 

فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین.

۹۶/۰۸/۲۲
لوسی می

نظرات  (۳)

لوسی می!
قبل از اینکه کوچولوتو تو مهد ثبت نام کنی، از مربیای اون مهد با والدین بچه هایی که اونجان یه گفت وگویی بکن.
خیلی شنیدم که مربیای مهدا بچه ها رو آزار و اذیت جنسی می کنن!

+وظیفه دونستم که این موردو گوشزد کنم. میدونم که حواست به همه چیز هست ^_-
پاسخ:
:)
مرسی عزیزم :)
۲۳ آبان ۹۶ ، ۱۰:۰۷ جنابــــــــ دچار
از + به بعدش رو خوندم :)
پاسخ:
ممنون. :)
۲۵ آبان ۹۶ ، ۰۶:۵۶ مامان محمدمهدی
سلام
بردیش؟
موند؟
پاسخ:
سلام.
بردمش، اما بچه ها رو برده بودن مسجد! :|
برگشتم!
بعدم که درگیر کارهای پایان نامه شدم.
یه وقتی باید ببرمش که روز اول پیشش بمونم لااقل.
حالا باز شنبه ان شالله میرم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">