ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک عدد لوسی می 29 ساله هستم.. مینویسم برای دل خودم.. خودمِ خودم.

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.
-------
اگر دوست دارید میتونید مطالب "درباره ی من" رو در منوی بالای وب ببینید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۳ آذر ۹۶، ۱۰:۴۷ - جنابــــــــ دچار
    :/

4264.

پنجشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۲ ق.ظ

دیروز در تبعیدگاه،

اولین نفری که دیدم میگه این ها رو بشین خودت انجام بده، منت کسی رو نکش!

میگم بعد با وجدان کاریم چه کار کنم؟؟!

فقط بهم نگاه میکنه!

دومین نفر میگه لازمه که تاییدیه بفرستم که با شما همکاری کردم؟

میگم نه!

میگه خب کسی نمیفهمه که من با شما همکاری کردم؟!

میگم نه! فقط من شخصاً از شما سپاس گزارم!

میگه خب پس برای چی دنبال همکاری آدمها میگردی؟ خودت بشین انجامش بده دیگه!

میگم: بعد با وجدان کاریم چه کار کنم؟؟!

نگاه واکنشش چیزی بین نگاه عاقل اندر سفیه، و بُهت بود!!

خیلی ها بهم میگن، من چند تا دوست تو این حیطه دارم، میخوای بهشون بگم؟ باهات همکاری میکنن!

میگم اینهایی که شما میشناسی، تو لیست من نیستن و شرایط خاص مدنظر منو ندارن!

میگن لیست رو بی خیال، کارتو تموم کن!

میگم بعد با وجدان کاریم چه کار کنم؟!



+این روزها تقریبا هیچکس این حجم از وجدان کاری منو تأیید نکرده!

هیچ کس نبوده که به من بگه این حجم از تعهد به جاست!

هیچ کس نبوده که تشویقم کنه که تا این حد برام مهمه که جمله ای که تو پایان نامه م می نویسم صادقانه باشه،

درسته که خودم از اعماق وجودم میدونم که هزینه ای که دارم پای این پایان نامه صرف می کنم به هیـــــچ عنوان ارزشش رو نداره،

و من تا همینجاش هم عالی بودم و همینطوری هم میتونم پایان نامه رو صادقانه جمع کنم،

اما شما بگین، بعد با وجدان کاریم چه کار کنم؟؟!

۹۶/۰۹/۰۲
لوسی می

نظرات  (۱۱)

۰۲ آذر ۹۶ ، ۱۰:۵۷ جنابــــــــ دچار
واقعا این حجم از وجدان کاری تون رو دوست دارم الگوی خودم قرار بدم [در کار و درس]
در ضمن این که آدم کارش رو جدی بگیره یکی از نشونه های مومن واقعیه :) اینم تایید
پاسخ:
هههه هه! شاید اینم یه جور ترس از روز مباداست!
۰۲ آذر ۹۶ ، ۱۱:۰۱ جنابــــــــ دچار
شایدم شما به اعمال خالصت مغرور شدی! :)
+ دو پست قبل تر از روزمبادا رو میگم :))

http://fiish.blog.ir/post/320
پاسخ:
:))
نه اتفاقا الان هی دارم شک میکنم به کارم! میگم نکنه واقعا اونقدرها که من فکر میکنم هم مهم نیست،
و مثلا اون دنیا هم بهم بگن اسراف کردی این همه وقت و سرمایه گذاشتی! :|
بعد فک کن آدم چقدر میتونه ضایع بشه! :|
۰۲ آذر ۹۶ ، ۱۱:۰۷ پسر انسان
احسنت
اما
نمی دونم منم وقتی وجدان کاری خرج میدم
باعث خنده میشم
وجدان کاری جوکه؟
طنزواره است؟
یا ما داریم مسخره بازی در میاریم وجدان کاری نیست اینی که ما در میاریم
پاسخ:
نمیدونم واقعا! بعضی مدل وجدانهای کاری لابد خنده دارن!
الان وجدان کاری من خنده دار نیست، فعلا که بقیه رو عصبی کرده!
و نگاهشون نگاه اندر سفیه به بنده ست :(
چون همه درگیر وجدان من شده ن کسی خنده ش نمیگیره! :|
شاید بعدش که به اساتید بگم که چه کاری کردم اونها هم بخندن!
آره فکر کنم همه ش به خنده ختم بشه! :|
۰۲ آذر ۹۶ ، ۱۱:۰۹ محبوبه شب
بعدش با وجدان کاریم چه کنم؟؟!

برگرفته از lucy-may.blog.ir
+بذار لب کوزه آبشو بخور!

نه واقعا الان کی دیگه با "وجدان کاری" کار می کنه که...

ولی انصافه این کارت قابل ستایشه! همیشه همینجوری بمون : ))
(آخه کم دیدم!)

کامنتمو با لب :) خند بخون!
پاسخ:
:))
قربونت :)
از خودمان شروع کنیم :)
۰۲ آذر ۹۶ ، ۱۱:۰۹ جنابــــــــ دچار
اون وقت در همین حین با جناب فیشنگار هم رودر رو بشی! آخ که چجوری من جلوی قهقه ی مستانه ی خودم رو بگیرم در این صحنه !! :)))
پاسخ:
بله! مثلا! :|
۰۲ آذر ۹۶ ، ۱۱:۲۵ جنابــــــــ دچار
ولی من درکم بالاست سعی میکنم عادی رفتار کنم :)
پاسخ:
فکر میکنم اون موقع درگیر اعمال خودتون باشین! :دی
بابا شما اون روز تفر من اخیک! و صاحبتک و بنیک! بعد میخواین به من بخندین آخه!؟!
۰۲ آذر ۹۶ ، ۱۱:۳۱ جنابــــــــ دچار
اون من که فرار میکنه جداست اون من که در برابر چشمان شما حاضر میشه و این مکالمه رو به یادتون میاره هم جداست :) اونجا این محدودیت ها رو نداریم :)))
پاسخ:
شاید!
پس دیدار به قیامت! :|


+از جمله ی دومم ترسیدم! :|
۰۲ آذر ۹۶ ، ۱۱:۳۵ جنابــــــــ دچار
منو دیدین خودتون رو معرفی کنید :)
پاسخ:
:|
۰۳ آذر ۹۶ ، ۰۰:۲۳ مامان محمدمهدی
آفرین دوستم
پاسخ:
:)
سلام
احسنت به شما
نباید بگذاریم خوب ها و خوبی ها خنده دارباشن
گرچه در اخرالزمان خوب بودن سختترین کار دنیاست
سختتراز نگهداشتن اتش در کف دست

موفق باشید
پاسخ:
سلام.
مرسی عزیزم.
بله متاسفانه.
اما گاهی فکر میکنم نکنه این همه کاری که من میکنم اسمش اسراف باشه؟ چون دارم برای این تعهد هزینه صرف میکنم! :(
حالا فعلا که کم نیووردم! دعا کنین تا آخرش همینطوری پیش برم. :)
حالا حتی انتظار اینو داشته باش که استاد راهنمات یا مشاورت، نزدیک دفاع یا حتی بعدش ازت بخواد بخشی رو دستکاری کنی، صرفا جهت اینکه دفاعت بگذره :((((

عزیزم ادامه بده، تا همیشه از اینکارت خوشحال خواهی بود:)
پاسخ:
هههه هه! نه بابا راهنما و مشاورم اینو نمیخوان! اما از داورم بعید نیست :)))

+آرهههه دل منم به همین خوشه. نمیخوام بعدها با حس نامطلوب به پایان نامه ارشدم نگاه کنم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">