ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ شش ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت مخفی وبها رو دنبال میکنم.

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات

4271.

دوشنبه, ۶ آذر ۱۳۹۶، ۱۱:۰۹ ب.ظ

دیشب بسم الله و بالله و علی برکت الله،

کنکور ثبت نام کردم.

اما الان از انتخاب اون گرایش عجیب پشیمونم!!

راستش این گرایش سخت ترین و پدر درآر ترین گرایش این رشته ست،

ولی برای من قبولیش از همه ی گرایشها راحت تره!

البته یه دلیلش اینه که تعداد داوطلبینش (به خاطر همون دشواری دروس) از بقیه ی گرایشها کمتره.

حالا باید چه کار کنم؟

من این رشته رو دوست ندارم :((

و اگر قبول بشم حداقل چهار سال باید تاوان این انتخابو بدم!

:((
۹۶/۰۹/۰۶
لوسی می

نظرات  (۱۹)

۰۷ آذر ۹۶ ، ۱۰:۳۲ بـانـوی بـرفـی
اشتباهیی که من تو انتخاب رشته کردم و تاوانش رو دادم سختم پشیمونم :((((
نمیشه بعد گرایش رو تغییر داد!؟
پاسخ:
ای بابا تاوانش چی بود که اینطور پشیمونت کرد؟!
والا نمیدونم اصلا باید چه کار کنم!
یا باید بی خیال شم بذارم سال بعد.
یا اینکه باید همین امسال کار رو یکسره کنم.
سرِ انتخاب بر سر علاقه و سادگی، با انتخاب بر سر سرعت و هدر ندادن زمان موندم!
الان کدوم گرایشو انتخاب کردی؟ اون که دانشگاهتون داره یا اون که تهرانه؟
خب اگه واقعا نظرت تغییر کرده، تا فرصت هست پیام بده به سنجش درستش کن.
پاسخ:
همونی که دانشگاه خودمون داره.
احساس کردم رفت و آمد به تهران برای دکترا برای من صرف روانی و زمانی و هزینه ای نداره.
الان میتونم ویرایش کنم!
اما نمیدونم باید چه کار کنم! مسئله اینه که اگر تا سال دیگه صبر کنم هم ارزش خاصی ایجاد نمیشه.
کلا دانشگاه ما رشته ی مورد علاقه ی منو ندارهههه! نه امسال نه هیچوقت!
اما رشته های سال دیگه از امسال بهترن.
حالا نمیدونم یه سال بمونم، منتظر سال دیگه. با همه ی شرایطی که ممکنه پیش بیاد و ریسکشو بپذیرم.
یا اینکه مدرک گرا باشم و دکترا رو همین امسال بگیرم و عمرمو هدر ندم حالا با هر رشته ای!
اما اومدم و قبول شدم دیگه بدبخت میشم!
ولی خوبیش اینه که اگر قبول نشم میگم خدا رو شکر! ههه هه!
۰۷ آذر ۹۶ ، ۱۰:۵۴ بـانـوی بـرفـی
رشته ی نرم افزار کامپیوتری خوندم و سخت پشیمونم 
اصلا حوصله ی برنامه و کد نویسی نداشتم 
پاسخ:
یعنی سخت گذشت؟
یا باعث شد که دیگه برات کاربردی نباشه؟
۰۷ آذر ۹۶ ، ۱۱:۰۵ بـانـوی بـرفـی
نه سخت نبود چون شرایط درسیم خوب بود ولی دوست نداشتم
اینده تحصیلی رو نابود کرد بعد من حالا باید به فکر مدرک پیش دانشگاهی باشم که تازه درسمو ادامه بدم
پاسخ:
آره منم فکر کنم همینطور بشم :((
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
خب دیگه باید بین شرایط و علاقه ت یه جوری تصمیم بگیری:)
دوره دکترا اینطور که تو دوستام می بینم فوق العاااااده فرسایشیه. هم بی علاقگی هم شرایط رفت و آمد سخت هردو میتونه اون موقع بیشتر اذیتت کنه. بیشتر بهش فکرکن.
به نظرم سرفصلای گرایشی که میگی رو بررسی کن. و بعد ببین چقدر امکانش هست تو همین گرایش یه کاری مثلا بین این گرایش و گرایش موردعلاقه ت به عنوان تزت انجام بدی که قرار نباشه با بی علاقگی طی بشه.
یا که نقل مکان کنید به تهران چندسال:) وگرنه با وجود بچه ها با این راه دورت چطور بیای و بری.
***** **** ***** ** ***** ***** **** ***** ******* *** ****** *** *** * ** ** ******* **** ****** ***** ******* ****** *** *** *** ****** ******** ******* **** ******* ***** ** ***
*** ***** **** ***** *** *****
پاسخ:
آره به نظرِ همه یه دوره فرسایشیه. حتی اساتیدم اینو بهم گفتن. با تاکید بر اینکه تو بچه هم داریا! :|
یکی از استادام که میگفت به خانمم هی گفتم بی خیال دکترا شو این دوره ی فرسایشیه! گفته نه! حالا همه مون مثل آهو تو گُل گیر کردیم! خخخخ!
در نتیجه به تهران رفتن، بدون پایه بودنِ مستر عملا بی فایده ست. دوره فرسایشی باشه، مسیر هم اینطوری! :| مستر کلا حاضر نیست از کارش مرخصی بگیره وگرنه دیشب خودمو کشتم که بیاد اونم کنکور بده، اگر هر دو قبول شدیم بریم تهران دو سال مرخصی بدون حقوق بگیره. ولی خب کارش رو دوست تر داره کلا. برای دکترا هم انگیزه ای نداره چون ارزش افزوده ای براش ایجاد نمیکنه. فقط اسمش تپل میشه! هههه هه! الحمدلله شوهرم مدرک گرا نیست خواهر! خخخخخ!
بقیه شم اومدم وبت :)
۰۷ آذر ۹۶ ، ۱۱:۳۳ جنابــــــــ دچار
برید به نیت مصاحبه و تجربه و این حرفا :))
+ منم میلی به ثبت نام ندارم ...
پاسخ:
خب واقعا اونم ارزشی ایجاد نمیکنه. چون گفتم رشته ها و گرایشها رو جدا کردن.
باز سال بعدی این گرایش ارائه نمیشه:|
درگیرم کلا!

+منم فکر نکنم با این انگیزه ی عجیبی که دارم (!) امسال اصلا رتبه م به مصاحبه برسه! :|
۰۷ آذر ۹۶ ، ۱۱:۳۹ جنابــــــــ دچار
طوری نیست حداقل به این بهانه یکم درس میخونید :)
پاسخ:
انگیزه هام مردن!
۰۷ آذر ۹۶ ، ۱۱:۴۵ جنابــــــــ دچار
روباهه رو بترسونش :)
پاسخ:
روباه؟! :|
۰۷ آذر ۹۶ ، ۱۳:۱۰ جنابــــــــ دچار
همون که احیانا الان فرمون رو دست گرفته :))
پاسخ:
شاید!
ولی یه میمون بود قبلا!
۰۷ آذر ۹۶ ، ۱۳:۱۱ بانوچـ ـه
انتخاب رشته برای دانشگاه خیلی سخته :(
پاسخ:
آره :(
۰۷ آذر ۹۶ ، ۱۴:۳۵ جنابــــــــ دچار
عاره ببخشید اشتباه لپی بود :/
پاسخ:
روباه؟!
میمون! :|
۰۷ آذر ۹۶ ، ۱۴:۵۸ جنابــــــــ دچار
بله مثال بزنم؟
بلاتشبیه مامان شما میخاد شما رو صدا بزنه ولی اسم خواهرتون رو میگه! نشده اینجوری؟
پاسخ:
روباه؟!
میمون! :|
۰۷ آذر ۹۶ ، ۲۰:۵۳ آرتمیس ‌‌
بسم الله و بالله و علی برکت الله و الحمدلله! من از تمام دوره‌های درسی عالم فارغ شده‌ام و قصد و شرایط ادامه‌ی هیچ‌گونه تحصیلی رو ندارم :) فلذا از همدردی به روش باقی دوستان معذورم و فقط براتون آرزوی موفقیت روزافزون و مفید می‌کنم :):)
پاسخ:
هههه هه!
خوشا به حالت با این سعادت :)
والا ما خودمون رو هی میندازیم تو هچل! تهش هم معلوم نیست چی میشه! :|
همین دعا خووووبه ممنونم ازت.
۰۷ آذر ۹۶ ، ۲۲:۱۳ آرتمیس ‌‌
تا باشه از این هچلای مفید، البت برای دوستان ;)
تهش هم معلومه، میشین یه خانوم دکترِ استاد دانشگاه ان‌شاءالله.
پاسخ:
چه می دونم والا! تا خدا برامون چی بخواد!
خدای سبحان را در بر هم زدن تصمیمها، گشوده شدن گره ها، و نقض اراده ها شناختم...
۰۸ آذر ۹۶ ، ۰۶:۵۳ ستاره جان
چرا این همه خود درگیر شدی دختر؟ 
حالا همین الان فرش قرمز برات پهن نکردن که 
قبول اگه شدی نمیری 
هی فکرشو درگیر می کنه 
چهار تا نفس عمیق بکش 
چهار تا! 
آفرین 
پاسخ:
نمیدونم!
آره میدونم فرش قرمز پهن نشده! مسئله اینه که درگیرم که خوب بخونم یا نه دیگه بی خیال شم!
باشه!
۰۸ آذر ۹۶ ، ۰۹:۵۲ مامان محمدمهدی
حالا شاید رفتیو علاقه مند شدی، هان؟
مثل من که بی علاقه به این رشته اومدم و بعد علاقه مند شدم
دیگه حالا که ثبت نام کردی بهش فکر نکن
راستی من تعارف نزده بودما برای تهران اومدنت میشد امکانات و شرایط فراهم کرد .من کلیا ز یادآوری اون موضوع ذوقزده میشدم یعین شبهای 6 نفره مون بدون همسر:)
پاسخ:
آره بعید نیست. کلا گیر نیستم دیگه الان! :|
مخصوصا اینکه خیلی هم مهم نیست.
مرسی عزیزم. حالا اگر رتبه ی یک رقمی شدم حتما مستر رو راضی میکنم شانسمو برای تهران هم امتحان کنم! :)
منم که امتحان ندارم, لالای لای:دی
پاسخ:
خیلی هم خوب :)
۱۰ آذر ۹۶ ، ۱۱:۲۹ اقای متحیر
کجایید خانم لوسی می؟
نکنه رفتید برای کنکور درس بخونید؟؟؟؟:)))
پاسخ:
هستم که!
ولی کاش میشد برم! :|
فعلا که کنکور تعطیله. تا فردا باید یه مقاله بفرستم برای یه جا. ان شالله که بشه بفرستم و اکسپت هم بشه خیالم راحت میشه.
۱۰ آذر ۹۶ ، ۲۳:۳۳ ستاره جان
مقاله آماده کردنت چقدر طول می کشه؟ 
پاسخ:
بستگی به مقاله داره دیگه. مقاله ی قبلیم سه ماه طول کشید! هرچند که تو ارائه ش اسراف کردم و میشد حداقل دو تا مقاله باشه اما استادِ غیر مدبّرم بهم تذکر نداد که نصفش کنم و من رسماً اون حجم عظیم اطلاعات و مطالبم رو با یه مقاله ی کنفرانسی حیف کردم :( فکر کن نزدیک شصت تا منبع برای اون مقاله داشتم و بیخودی هدر دادم مطالبم رو.
این مقاله هه یک روز طول کشید. یا شاید تا فردا که ویرایش کامل هم بکنم، بشه دو روز! اما خب بیس فکریشو قبلا داشتم. یعنی قبل تر ترها مطالعاتی در این زمینه داشتم میخواستم یه مقاله ی پر و پیمون براش بنویسم اما فرصت نمیشد و مباحث در حد مقدمه باقی موند. امروز کاملش کردم اونقدری که میخواستم پر و پیمون نیست اما هدفم رو میرسونه و فکر میکنم برای مقاله ی کنفرانسی هم کفایت باشه! فقط میخوام اکسپت بشه ان شالله.
اگرم نشد پر و پیمون ترش میکنم به یه جای دیگه میدم. اما امیدوارم همینجا قبول بشه خیالم بابت نمرات مقاله راحت بشه لااقل نمره ی پایان نامه م از درجه ی عالی حساب بشه! :|

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">