ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...
ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت مخفی وبها رو دنبال میکنم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

4299.

يكشنبه, ۱۰ دی ۱۳۹۶، ۰۲:۲۲ ب.ظ

دیروز مربی پسرک تو کانال مهدشون پیام گذاشت که چرا با بچه ها بازی نمیکنین!

من امروز ازشون پرسیدم که کی لوبیا کاشته؟

هیچکس نکاشته بوده!

کی کاردستی درست میکنه؟

هیچکس درست نکرده بوده!

آقا منو میگی اونقدر نگران بروزات پسرک شدم که

گریه م گرفت رسما!

:|

۹۶/۱۰/۱۰
لوسی می

نظرات  (۱۰)

۱۰ دی ۹۶ ، ۱۴:۲۴ محبوبه شب
پسرک مهد قرآن میره؟
پاسخ:
آره:)
۱۰ دی ۹۶ ، ۱۴:۲۴ جناب دچار
یعنی شما درست کردین ولی پسرک چیزی نگفته توی مهد؟!
پاسخ:
آره آره. بعد مربیش ما رو دعوا کرد که چرا با این بچه های طفلکی هیچکار نمی کنین! :|
پستشو پیدا کنم لینک میکنم به این پست.
۱۰ دی ۹۶ ، ۱۴:۲۷ جناب دچار
از پسرک بعید بود!
شاید مربیه مهلت نداده بچه ها حرف بزنن خب! همینجوری هی پشت سر هم سوال پرسیده :)

البته از مربی حاضر من عذر میخاما :)
پاسخ:
:))) شاید.
ولی من به مربیه گفتم ما این کارها رو کردیم.
۱۰ دی ۹۶ ، ۱۴:۵۹ ستاره جان
دقیقا 
از پسرک بعید بود :|
پاسخ:
نه بعید نبود واقعا.
و همین هم نگرانم کرد :(
۱۰ دی ۹۶ ، ۱۶:۰۴ آقاگل ‌‌
یعنی به خاطر شرم و خجالت اون کارها رو ارائه نداده؟ یا چی؟
پاسخ:
نمیشه اسمشو گذاشت شرم و خجالت! چون مشکل آنچنانی با گفتنِ افتخاراتش نداره، تصور من از پسرک یه آدم بی خیاله که این چیزا براش مهم نیست.
اونقدر که اصلا یادش نمونده بود که این کار رو کرده، یادآوری هم که کردم براش مهم نبود! :|
اینکه حواسش جمع نیست من رو نگران کرد.
۱۰ دی ۹۶ ، ۱۶:۲۵ آقاگل ‌‌
آهان. من بد خوندم! فکر کردم اون سوالا رو از مربیش پرسیدین. نه از خودش. :)
اثرات بازیگوشیه شاید. 
پاسخ:
نه اون سوالا رو مربیشون ازشون پرسیده و پسرک نگفته که من این کارا رو کردم.
نمیدونم شاید..
۱۰ دی ۹۶ ، ۱۸:۴۰ ملکه بانو
سخت نگیر٬ سنشونه دیگه. اگه بخواد خیلی براشون مهم باشه باید نگران شی
پاسخ:
واقعا؟؟!
من فکر میکنم بچه های اینقدری دوست دارن بگن که این کار رو انجام دادن. کلا بچه ها دوست دارن تو چشم باشن اما پسرک اصلا اینطوری نیست.
حالا خیلی هم سخت نمیگیرم اما این موضوع پیشینه داشته چون کلا پسرک هیچ چیز از ماجراهای مهدش رو بروز نمیده، و خب اونجا هم معلومه که از خونه چیزی نمیگه! :|
۱۰ دی ۹۶ ، ۱۹:۴۶ ملکه بانو
خوب این به خصوصیات اخلاقیشون بستگی داره. شاهزاده ما هم زیاد چیزی بروز نمیده اما مثلا یکی از مادرای کلاسشون می گفت پسرش جزئی ترین چیزا رو هم تعریف می کنه. پسر من گاهی حتی دوست نداره یه کاری رو که انجام داده و خیلی خاص بوده برای بقیه حتی مامانم تعریف کنم.
پاسخ:
درسته مربوط به خصوصیات اخلاقیشونه اما خیلی اخلاق بدیه.
اینکه یه بچه ای در بچگی نخواد اتفاقها رو بروز بده بعد تو نوجوانی چی رو بروز خواهد داد؟؟! کلا آدمهای تو دار خیلی جذاب نیستن نه برای والدینشون نه برای همسرانشون و این خوب نیست. یعنی تربیت رو کلا سخت میکنه. :(
۱۰ دی ۹۶ ، ۲۰:۴۶ ملکه بانو
دقیقا!! اما نمیشه کاریش کرد دیگه
همسر منم بسیاااار توداره، پسرمم همین طور. باید پذیرفتشون، با همه سختیاش!
پاسخ:
آره نمیشه کاریش کرد :(
مستر هم همینطوره.
۱۴ دی ۹۶ ، ۱۱:۰۴ مامان محمدمهدی
سلام
محمدمهدی هم همینطوری بود اوایل و منو خیلی غصه و حرص میداد ولی بمرور خیلی بهتر شد که این امر رو مدیون مدرسه و مربیاش میدونم که روش خیلی کار کردن
حالا نمیگم ایده آل شده ولی خیلی بهتر شده
البته یکم هم ناشی از بی توجه بودنشون به اینجور مسائله و اصلا براشون مهم نیست اینچیزا 
پاسخ:
سلام. خدا رو شکر که راضی هستی.
آره با خط آخرت موافقم علتش در پسرک هم همینه احتمالا.
احتمالا!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">