4349.

بچه ها رفتن و یکی از جعبه های اسباب بازیشون رو آوردن،

و با دیدن هر کدوم از اسباب بازی های قدیمی به حالت نوستالژیکی میگن عههههه ایـــــــــن!

:)

حالا وسط این دیدنها و نوستالژی ها و ابراز احساسات ها،

پسرک یه شاه شطرنج پیدا میکنه،

و یهو میخونه:

ای شاه خائن! آواره گشتی!

:)))

سلام :)

خدا حفظشون کنه ...

اسم وبلاگی شما و اون تصویر گوشه وب برای همه ما حس نوستالژی داره .

"بانو لوسی می" و خانواده محترم سلامت باد .

سلام.
آره لوسی می هم خیلی نوستالژیکه :)
ممنونم شما هم همینطور :)

امیرحسین ما هم توی مهدشون براشون جشن گرفته بودن. اومده بود می‌گفت امروز شاه رو آتیش زدیم. چون هی به مردم دروغ می‌گفت. :)) بعدش امام اومد مردم خوشحال شدن.

:))))

آتیشش زدیم چون هی به مردم دروغ میگفت :))
ولی خدایی دو تا دروغگو  رو اگه آتیش زده بودیم الان وضعمون این نبود!

سلام چقد خوب
من دقیقا همین ماه گذشته همین اتفاق برام افتاد
یی کارتن های قدیمی خونه ی مامانم اینا رو همه رو ریختیم بیرون که پر از کتاب های درسی و دفتر مشق هامون بود به علاوه ی دو سه کارتن اسباب بازی و کتاب داستان های قدیمی


حس نوستالژیک توی اون کتاب ها و اسباب بازی ها یه چیزی خیلی فراتر از "اِ...این!" هست
یه حس غریب غیرقابل وصف

به زودی عکساشونو میذارم تو پیج اینستام(به مناسبت روز تولدم) 
:)

آرهههه واقعا بعضی نوستالژیها و خاطرات خیلی از "عه.. این!" فراتره. چون قدمت و ریشه ش بیشتره. اما بچه پنج ساله در همین حد هم زیادی نوستالژیک واکنش نشون میداد:)

تولدتون پیشاپیش مبارک :)

ارتجاع یعنی چه؟ یعنی این حرکتی که انقلاب شروع کرده بود و ملّت داشتند در این مسیر با نیروی انقلابی و با سرعت حرکت میکردند، در یک جاهایی سست بشوند، بعد متوقّف بشوند، بعد برگردند؛ این ارتجاع است؛

 همه‌ی انقلابهای بزرگ تاریخ تقریباً بدون استثنا در سالهای اوّل عمر خودشان به این بلیّه دچار شدند؛

اینکه چهل سال بگذرد... و ما اگر به سمت اشرافیگری حرکت کردیم، این رفتن به سمت ارتجاع است؛ اگر به جای توجّه به طبقه‌ی ضعیف، دل‌سپرده‌ی طبقات مرفّه و زیاده‌خواه در کشور شدیم، این حرکت به سمت ارتجاع است؛

بعله.

ارتجاع وقتی اتّفاق می‌افتد، معنایش این است که همان آدمهای انقلابیِ سابق سرِ کارند امّا خط را عوض کرده‌اند، راه را عوض کرده‌اند؛ کأنّه انقلاب شده بود برای اینکه آنها بروند و ما بیاییم سرِ کار!

الحمدلله کسی هست که صدای ملت رو بشنوه.

واااای :)))
عزززیزم :))

^_^

سلام
خسته‌ی کنکور نباشید :)

سلام ممنون.

عزیزززززززززززززم:*
طبق معمول نمیتونم پست های بچه ها رو بدون کامنت ترک کنم:))
از اونجا که دیر به پستهات میرسم، فکر اینه هرچی من الان بخام بگم، قبل من یکی گفته دیگه، ولی پست های بچه ها رو دیگه نمیتونم رد کنم
خدا برات حفظشون کنه

:**
ممنون از لطفت.

مامان محمدمهدی ۰۷ اسفند ۹۶ , ۱۹:۳۸
الهی

^_^

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
یک عدد لوسی‌می هستم در جستجوی مهربانی :)

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ شش ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت مخفی وبها رو دنبال میکنم.
آرشیو مطالب
آذر ۱۳۹۷ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۲۵ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۲۷ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۲۵ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۲۸ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۳۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۲۸ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۱ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۳۱ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۴۱ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۳۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۳۵ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۳۳ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۴۲ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۴۹ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۵۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۷۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵۲ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۷۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸۱ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۵۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۷۳ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸۱ )
دی ۱۳۹۵ ( ۸۸ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹۰ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۹۹ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۸۳ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۸۵ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۷۷ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰۷ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۱۳۸ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۲۱ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰۷ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۱۰۹ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹۱ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹۷ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۱۱۰ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۶۶ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۴۶ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۵۹ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۳۶ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۵۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۸۸ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۳۶ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۳۸ )
دی ۱۳۹۳ ( ۴۱ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۷۵ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۲۸ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴۷ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۸ )
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان