4351.

از صبح بیدار میشی،

میخوای به مناسبت روز مهندس کیک درست کنی،

با بچه ها مثلا خوش بگذرونی

و کلی برنامه داری برای اینکه بعد از کنکور خونه رو جمع و جور کنی

و یه روز خوب برای خانواده بسازی،

اما یهویی و کاملا بی مقدمه بچه ها تصمیم میگیرن روز رو به کامت تلخ کنن.

این ماشین برمیداره،

اون میگه بده به من،

این نمیده،

اون گریه میکنه،

اون گریه میکنه،

اون گریه میکنه!

و بعد هرکار بکنی اون هی گریه میکنه،

وسط کتاب خوندن یادش میاد که گریه ش تموم نشده،

وسط نقاشی کشیدن تا این بگه مداد رو بده یادش میاد که گریه ش هنوز نصفش مونده!

تا بگی گریه نکن، بیشتر دلش گریه میخواد!

و واااای از این روز که هنوز ساعت یازده نشده مخت تیلیت شده!



+دیگه حوصله ی هیچ کاری رو ندارم! :|

خدا بخیر بگذرونه.

اسفند دود کنید

و زیاد صلوات بفرستید

همراه با خوندن زیاد سوره های فلق و ناس

قشنگ احساس میکنم که مغزم منقبض شده! :(
مرسی از توصیه هات :*

وسط کتاب خوندن یادش میاد که گریه ش تموم نشده،



خخخخ :) یعنی توصیف عالی

:)
دیگه بچه ها گاهی اینطوری میشن!
و واقعا کشش روانی لازم داره که من گاهی نداااارمممممم :(

mamnoon

بابت چی؟

اگه توی مرحله ی جامه کشاورزی بودیم الان پسرک رو میتونستی با پدرک* بفرستی شکار!

+ الان وقت شکارم هست اتفاقا :)
+ یادم اومد! مستر :)

آره دیگه اون موقع شغل مستر هم میشد همون شکار :)

پس صدقه هم کنار بگذارید

باشه :*

شغلش کشاورزی بود ولی چون زمستان کار کشاورزی نمیکرد
تفریحی میرفت شکار :)

شغل فصلی!

آره دیگه! :)
کشاورزی که چهارفصل نبوده که!

بخاطر همینه که نسل های گذشته شبای زمستون حافظ خوانی و شاهنامه خوانی می کردن :)

اینم استدلالیه برای اینکه چرا گذشتگان بیشتر اهل فرهنگ بودند!

بـانـوی بـرفـی ۰۵ اسفند ۹۶ , ۱۱:۴۱
دقیقا واسه یه مناسبتی بهونه گیر میشن 
دختر منم چند روز همین طوری شد والبته دندونش هم داره در میاد شاید داره دندونش میاد بیرون

چی بگم والا! نه دیگه فکر نکنم تو این سن و سال دندون بخواد اینطوری بهانه گیرشون کنه!

در این مواقع راه حل محل نذاشتنه 
خدا صبر بده بهت 
۲ تا بچه 
واقعا سخته 
نه خسته بانو

ولی خیلی فرسایشیه! گفتنش راحته!
مرسی عزیزم  :)

عه چرا یهویی و بی‌مقدمه تصمیم گرفتن؟
از دست بچه‌های این دوره و زمونه! ;)

چی بگم والا!

مامان محمدمهدی ۰۷ اسفند ۹۶ , ۱۹:۳۶
عاشقشونم:)
خب دلش گریه خواسته:))

قربون شما :*

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
یک عدد لوسی‌می هستم در جستجوی مهربانی :)

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ شش ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت مخفی وبها رو دنبال میکنم.
آرشیو مطالب
آذر ۱۳۹۷ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۲۵ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۲۷ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۲۵ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۲۸ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۳۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۲۸ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۱ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۳۱ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۴۱ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۳۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۳۵ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۳۳ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۴۲ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۴۹ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۵۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۷۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵۲ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۷۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸۱ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۵۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۷۳ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸۱ )
دی ۱۳۹۵ ( ۸۸ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹۰ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۹۹ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۸۳ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۸۵ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۷۷ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰۷ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۱۳۸ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۲۱ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰۷ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۱۰۹ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹۱ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹۷ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۱۱۰ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۶۶ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۴۶ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۵۹ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۳۶ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۵۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۸۸ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۳۶ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۳۸ )
دی ۱۳۹۳ ( ۴۱ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۷۵ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۲۸ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴۷ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۸ )
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان