ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۳ تیر ۹۷، ۱۵:۱۱ - مرتضا دِ
    بله

4365.

دوشنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۶، ۰۹:۵۶ ب.ظ

اون استادمون که فامیلمون بود، رو یادتونه؟! 4352 پست پیش در موردش گفته بودم! :دی  (+)

در قالب یک سوتی عظما امروز به مسئول آموزشمون گفت که یه سری اطلاعات به خانم لوسی می بده.

و بعد جلوی همون مسئول آموزش به من فرمود:

شما با من نمیای بریم؟! :|

خب این باعث شد که مسئول آموزش تو خماریِ چرایی این حرف بمونه دیگه طبیعتا!

به من گفت آقای دکتر خیلی خاطر شما رو میخواد که این اطلاعات رو میخواد بهت بده ها!

گفتم آره شاید! :|

بعد دید من چیزی نمیگم،

به نحوی کاملاً حرفه ای گولم زد،

و من با اعتمادی ساده لوحانه گول خوردم و رابطه م با استاد رو لو دادم!

البته اصراری بر مخفی بودن رابطه ی ما نبود،

ولی ازش خوشم نیومد!

و از خودم!

:|


+در تلاشی مذبوحانه، فردا برم دانشگاه به روش میارم! :|

شاکی بودنم از این جهته که کلا داشتیم در مورد شفافیت و صداقت حرف میزدیم! :|

۹۶/۱۲/۱۴
لوسی می

نظرات  (۷)

چه رکبی خوردین !
پاسخ:
آره واقعا!
حس بدی دارم.
هرچند که مستر عقیده داره که طرف قصد رکب زدن نداشته اما من حس بدی دارم.
بیخیال بابا ! مهم نیست ...
پاسخ:
مستر هم همینو میگه :))
۱۵ اسفند ۹۶ ، ۰۷:۳۲ مامان محمدمهدی
:)))
خب برای چی اصلا دانشگاه میری؟ مگه دفاع نکردی؟
پاسخ:
برای کارای فارغ التحصیلیم.
ان شالله امروزم برم دیگه تموم میشه میشینم تو خونه م! :))
sسلام
استاد=همسرتون؟
پاسخ:
سلام.

سلام
متاسفانه تو جو کارمندی خیلی از این خاله زنک بازی ها هست، من هنوز بعد از نزدیک به ده سال کارکردن زیر ذره بین هستم که با کی فامیل بودم که امدم سرکار!!!!  یعنی تا این حد عده ای بی کارن
البته این شرایطی که برای شما پیش اومده، سوال برانگیز بوده، و خیلی نیاز به قوی بودن ژن خاله زنکی نداشته:دی
ولی خب حس رکب خوردن، حس ناخوشایندیه
پاسخ:
سلام.
آره همینطوره.
امروز به روش آوردم البته. گفتم می پرسیدی خودم بهت میگفتم رکب زدن لازم نبود! 
استفاده کنید از این روابط !
پاسخ:
مگه اینکه به سایر اساتید و کارمندها بگم و از دانستن  بقیه استفاده ای ببرم
وگرنه خود اون شخص به هیچ وجه حاضر به مدارا نیست! :/
اصلا پست شماره ی ۱۳ رو به علت عدم مدارای اوشون نوشتم!
شما هنوز هی میرین دانشگاه میاین که :)

پاسخ:
آرههههه ما که رهاش کردیم اون ولمون نمیکنه!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">