ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری دو ساله دارم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۳ تیر ۹۷، ۱۵:۱۱ - مرتضا دِ
    بله

4370.

شنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۶، ۰۷:۰۸ ب.ظ

غول خونه ی ما برای خونه تکونی، اتاق بچه هاست.

این سومین روزیه که تو اون اتاقم و انگار نه انگار! :|

از بقیه ی خونه هم نگم که بازار شااااامه!


۹۶/۱۲/۱۹
لوسی می

نظرات  (۶)

اتاق بچه ها هر چقدرم که جمع نکنی بازم همون آش و همون کاسه ست.
پاسخ:
واقعا واقعا واقعا :(
خدایا لوسی می بانو را بر این غول فائق گردان !
پاسخ:
الهی آمین.
چند سال پیش یه بار یه آخوند با یه عالمه دوربین یهویی اومدن خوابگاه. صاف اومد اتاق ما. از بس ریخت و پاش بود جاش نمیشد بشینه. گفت به عمرم همچین چیزی ندیدم. گفتم تئوری آشوب (یه تئوری توی ریاضیات - Chaos theory) رو داریم با یه روش خاص اثبات میکنیم. اگه امضا هم میخواین زود ازمون بگیرین که چن ماه دیگه جایزه نوبل میبریم و دیگه باید بیاین کالیفرنیا دنبالمون. 
یادم میاد در ادامه افاضاتم فرمودم تعجب نکن حاج آقا! این چیزا رو تو حوزه به شماها یاد نمیدن. 
قشنگ یادمه اونایی که همراهش بودن از ترس خودشونو خیس کردن :)))
بعدش فهمیدیم از مسئولای نهاد رهبری بوده :دی

+ خوشبین باشین. احتمالا پسرک داره نظریه آشوب رو اثبات میکنه. این چیزا رو تو علوم انسانی به شماها یاد نمیدن :دی
پاسخ:
عجب! پس با علمتون حال بقیه رو هم میگیرین؟ :دی
خب من میدونم نظریه ی آشوب چیه و اثر پروانه ای هم از همون نظریه ست :)
ولی خب اثباتش رو بلد نیستم! امیدوارم پسرک بلد باشه :)
دید بچه پررو ایم بهمون هیچی نداد. به اتاق بغلیامون دعوتنامه دیدار رهبری داده بود نامرد :)))
پاسخ:
وای خدای من!
من بودم دق میکردم و میرفتم عذرخواهی رسمی!
کما اینکه وقتی رهبری به دانشگاه ما اومدن من به هر دری زدم تا بالاخره دعوتنامه ی ملاقات رو دریافت کردم.
البته ته دلم هم اعتقاد داشتم که هرچه خدا خواست همان می شود! اما مانع از به هر دری زدنم نشد! :دی
وقتی اتاق بغلیمون رفت ما فهمیدیم :)))
البته اصن از حرکاتمون پشیمون نیستیم و هرگز توبه نکردیم :دی
ایشالا شهید میشیم آقا میکوبه میاد دیدنمون [الف سین همچنان در اوج پررویی به سر می برد] =)))
پاسخ:
اینم حرفیه. حالا توبه که لازم نداشته اما خب یه فرصت رو از دست دادین دیگه!
ان شالله از اون مدل شهیدها بشین :)
۲۰ اسفند ۹۶ ، ۰۱:۱۲ بـانـوی بـرفـی
ما که اجازه نظافت نداشتیم امشب یه کم مهربون شد و عروسکاش رو بردیم حموم حالا ببینم فردا چطوری پیش میره 
هر چقدر هم تمیز کنیم  فکر نکنم موفق باشیم تا عید جلوشدارشون باشیم
پاسخ:
آره هرقدر هم تمیز کنی بازم همون آشه و همون کاسه.
اما خب خدا رو شکر من تونستم اسباب بازی ها رو یه نظمی بدم.
یه سبد بزرگ و پر از اسباب بازی شکسته دور ریختم!
به قول مستر باید همه چیز رو قایم کرد تا بعد از عید! تا دوباره ریخت و پاش نشه! :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">