برای دوستی که رفیق نیمه راه شد!

آدم ها! آخ آخ آخ! :دی

آدم ها همیشه منو خیلی درگیر میکنن،

رفتارشون، واکنشهاشون، طرز فکرشون، آرزوهاشون، سبک زندگیشون، دغدغه هاشون.. خیلی برام جذابه.

مطالعه رو روح و روان و فکر آدمها برام واقعا جالب و دوست داشتنیه.

کلا آدمها برام عزیزن! خیلی عزیز.

من از اونایی ام که هرکسی باهام حرف میزنه احساس میکنه مدتهاست با هم همکار یا دوست هستیم!

از اونایی که به همه لبخند میزنن مگه اینکه سوء برداشتِ شخص مقابل محرز باشه!

شاید باور نکنین اما من حتی غریبه ترین آدمهای زندگیمو هم خیلی خیلی دوست دارم،

کوچکترین مراوده ای بین من و یک آدم باعث میشه بذری از محبتش در دل من کاشته بشه.

حتی اگر این مراوده در حد: "شما اول بفرمایین داخل" باشه!

بعد پیگیرشون میشم، و گاهی حتی درگیرشون میشم.(که این خیلی بده البته)

خواننده های اینجا که مراوداتی داریم رو مثل خانواده ی خودم دوست دارم،

تقریبا پیش نیومده که خواننده ای که پای ثابت پستهام بوده مدتی برام کامنت نذاره و من جویای احوالش نشم.

معمولا تو تمام روابطی که به اتمام رسیده آخرین کامنت و پیام از طرف من بوده!

برای همین از یهو رفتن و یهو تموم کردنِ روابط خوشم نمیاد.

از اینکه خودخواهانه همه چیز رو تموم کنیم و به آدمها فرصت حرف زدن ندیم و احساسشون رو دریافت نکنیم حس بدی میگیرم.

از اینکه دوستی بهم بگه ازم دلخوره و یهو بره و هیچ راه ارتباطی ای برام باقی نذاره دلخور میشم.

نمیدونم اونهایی که بعد از یه سابقه ی طولانی تو حرف و گفتگو و ادعای احساس قرابت و ادعای دوستی یهو میان میگن"تو را به خیر و ما رو به سلامت" چه جور قلبی در سینه دارن!

حالا این خوبه، 

بیان بگن "تو باعث رفتنِ من شدی و انا لله و انا الیه راجعون!" :/


دلخورم آقا. از این رفتارتون خیلی دلخورم.

احتمال زیادی میدم که دیگه اینجا رو نخونین، ولی اگر خوندین بدونین دلخورم.

کاش آرامش دل آدم ها برای شما هم مهم بود.


توی اکثرِ روابطِ وبلاگی تا لحظه‌ی آخر سعی می‌کنم اجازه ندم کسی با دلخوری بذاره بره و همیشه تلاشم بر این بوده اگر هم کدورتی ایجاد شده از بین ببرمش اما یه عده رو واقعاً درک نمی‌کنم. نمی‌فهمم چرا بدونِ توضیح قهر می‌کنن...

آخ آخ آخ! آره منم نمی فهمم.

بعد فکر کن طرف قهر میکنه و اصلا نمیذاره دیگه حرفی بزنی! کل مسیرهای ارتباطیشو کات میکنه! :/

تجربه کردم. به این نتیجه رسیدم بگم به درک :|

:)))

خیلی وقتها تنها راه همینه.

بـانـوی بـرفـی ۲۱ خرداد ۹۷ , ۰۰:۴۳
لوسی من از این روابط شکست خوردم ولی بازم همونم
چه دنیای مجازی چه واقعی!!!
حتی انقدر که وقتی مستاجر واحد روبرو میره غمگین میشم رابطمون هم در حد سلام و احوالپرسی!
خدا رو شکر که تو هم مثه خودمی یهو نمیزاری بری
نگم اونروز که گفتی دیگه مثه سابق نمینویسی چقد ناراحت شدم

آرههههه منم از رفتن همسایه ها غمگین میشم. انگار خانواده م دارن میرن یه شهر دیگه!

دوست دارم باز دعوتشون کنم بیان خونه مون! خب خیلی ضایع ست دیگه. رابطه مون فقط در حد سلام و احوالپرسی بوده حالا بگم بیاین خونه مون! :))
نهههه اگه منو یهو نبرن خودم یهویی نمیرم! :دی

عزیزمممم! چرااا؟ من که هستم همیشه. فقط دست از لحظه نگاری زندگی شخصیم برداشتم. خودم که هستم که. ^_^
مرسی مهربون.

بـانـوی بـرفـی ۲۱ خرداد ۹۷ , ۰۰:۵۰
الان خوبه هستی ولی اون اوایل که حرفش روزدی خیلی کمرنگ شده بودی
خوبه که شما دوستای وبلاگی هستین😍

آره خب اون زمانا روزی ده تا پست میذاشتم یهو شد روز درمیون.🤣🤣

ممنونم عزیزم. سایه ت مستدام 😍😍😘😘😘

با خوندن پستت یاد این نیمچه متن از انا گاوالدا افتادم (من آدم نرفتنم ... 
آدم دوست موندن ... 
یا اصلا آدم دیر رفتنم ...
خیلی دیر ...
اما وقتی برم ... 
دیگه آدم برگشتن نیستم ، 
آدم مثل قبل شدن نیستم ... 
باور کن )


میدونی دوستی دو طرفه باید باشه،یک استادی داشتم میگفت دوستی جوششی هست نه کوششی.من اون موقع نفهمیدم، همیشه تموم شدن دوستی ها و خداحافظی کردن برام تعریف نشده بود،فکر میکردم ما که باهم انقدر خوبیم،دوستیم، خب همین جور میمونه و اصلا چه معنی داره که تموم بشه؟
ولی خب بعدا از اینکه همش من پیگیر باشم و سیگنالی از جانب اون ادم دریافت نکنم خسته شدم،منم کم کم شدم مثل خودشون.تاجایی که چند روز پیش دوستی پیام داده که دیگه تحویل نمیگیری،نکنه از من دلخوری.موندم چی جوابش بدم،بعد از نه ماه تازه پیشقدم شده برای پیام دادن.

راستشو بخوای اون نیمچه متن در من صادقه ولی تا حالا اصلا نشده که برم! همیشه هستم و بودم. در نتیجه نمیدونم اگر برم چی میشه! فک نکنم اصلا برم. :))

درسته. منم تلاشی برای ایجاد دوستی دوطرفه با آدمها نمیکنم یعنی کوششی نیستم اما از درون با همه دوستم و جوششی ام!
خب اینکه طرف مقابل هم جوششی باشه باعث ایجاد دوستی بینمون میشه.
من منتظر سیگنال نمی مونم اما از کسی که همیشه هست و یه جوری برخورد میکنه که انگار درون او هم جوششی ایجاد شده و بعد یهو میذاره میره شاکی میشم دیگه!

اونو بگو که منتظر تحویل گرفتنای شما بوده :/

برا من هم سواله، اینکه به یه نفر با احترام حرف می زنی هر روز از کنارش رد میشی و بهش سلام میکنی { چه مجاز و چه واقعی } ولی اون هر بار که رد بشه سلام نمی کنه، اکثر اوقات خندم میگیره و با خودم میگم چرا آخه ؟ جریان چیه ؟ :}
فکر کنم حضرت علی می فرمایند: با هرکسی به اندازه قابلیتش احترام بذار نه به اندازه مرامت { با  همین ممفهوم }
در کل شاید اشتباه از خودمون باشه.
ممنون بابت این مطلب، حرف دلم بود.

حالا فکر کنین طرف هم هی میاد و سلام علیک میکنه و یهو میگه سر فلان ماجرا دیگه باهات قهرم و خداحافظ. بعدم میره و اصلا نمیذاره حرفی بزنی یا توضیحی بدی یا حتی سوالی بپرسی! کلا همه راه های ارتباطو می بنده! :/

چرا آخه؟ جریان چیه؟ :)

اره خب اون جوشش اولیه مهمه اما برا بقا کوشش از جانب دوطرف شرطه :)
خب سخته کسی یهویی بره اما اگر انقدر بی انصاف باشه،باس بهش گفت بی زحمت در رو پشت سرت ببند،نبینمت دیگههههه😁

یک جریان بی ربط با پست بگم.پارسال دقیقا یکی به من گفت شبیه لوسی می هستی،من توی گوگل سرچ زدم برا عکس لوسی می و به وب شما رسیدم😁 اون موقع بیان هم عضو نشده بودم و نشستم ارشیو وبت زیر و رو کردم.اره دیگه من یک عدد دنبال کننده خاموش بودم که الان حس نزدیکی کردم و کامنت گذاشتم😊

آره گاهی باید همین حرف رو زد 😉😉


واقعا؟🤗 خیلی جالب بود. حالا جالبه اسم وب شما هم منو یاد دوستی میندازه تو بلاگفا آدرسش این بود. از اونم مدتهاست بی خبرم!🙄

جریان چی چیه :}
یاد این کلیپ افتادم، خیلی باحاله
https://www.aparat.com/v/cKLAW/
%D8%AC%D8%B1%DB%8C%
D8%A7%D9%86_%DA%86%DB%8C_%DA%8
6%DB%8C%D9%87%D8%9F%D8%
A2%D9%87%D9%86%DA%AF_
%D9%88_%D8%B1%D9%82%D8%
B5_%D8%A8%D9%86%D8%AF%D8%B
1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D
A%A9%D9%84%D8%A7%D9%87_%D
9%82%D8%B1%D9%85%D8%B2%DB%8C_92

همشو کپی کنید

همین که یهو راه ارتباطو می بنده. مثل شما خواستم بگم.

دیدمش جالب بود ^_^

من برای خوندن جمله ی اولتون بین جریان و چی یک کسره گذاشتم! :)

😁اره 
من از اون آدم هام که اولش خجالتی هستن و یک گوشه مظلوم میشینن بعدش یخشون وا میشه...طول میکشه تا برا کسی کامنت بذارم.

عه....نمیدونستم قبلا وبی با این ادرس بوده....عذر میخوام خاطر شما مکدر شد بانو

عجب :)

یه کم دیره ولی خوش اومدی :)

آرهههه بود. نه چرا مکدر بشه خاطرم؟ اتفاقا یاد خاطرات افتادم. ^_^
لطف کردی کامنت گذاشتی. :)

شاید بخاطر عدم صحیح انتخاب کردن خودمون باشه

من معمولا انتخاب نمیکنم. درهم دوست میشم. از معدود آدمهایی ام که همه مدل و طیف آدمی تو دوستاشون هست.

ولی خب کسی رو همدم زندگیم یا محرم اسرارم هم نمیکنم. هرچند که غالبا فکر میکنن در این حد باهاشون صمیمی ام! :دی

آقا دلخورم اصلاااا 
پول من رو بدین من برم :دی 
"ستاد اخاذی دلژین " :))

:)))

خوشم میاد شم اقتصدیت خوب عمل میکنه :))

دوره زمونه عوض شده...آدما پیچیده تر شدن. شاید دیگه لازمه راحت‌تر بگیریم. یعنی بی خیال تر باشیم. اول و آخرش خودمونیم و خودمون.

بله کار درست هم همینه: بی خیالی!

حرص بخوریم که چی؟ آخرش خودمونیم و خودمون

میرزا مهدی ۲۱ خرداد ۹۷ , ۱۰:۳۳
میخواستم کامنت نذارم که مثلا اون آدم مورد بحثتون منم:D ولی پرچونه ای مثل من و سکوت؟!!؟

پس: 

:))

البته اوشون هم خیلی پرچونه بود و بروزات صمیمانه داشت برای همین در شوک فرو رفتم.

بعد از پس چی؟

آقا منم دلخورم
منم باید برم تا یکم بهم ابراز محبت بشه :)

ولی دیگه انالله نمیگم موقع رفتن :))

ماشالله شما که طرفدار زیاد دارین.

آهان یعنی شما برا رفتن بی طرفدارا فقط ناراحت میشید؟

نهههه. میگین باید برین که بهتون محبت بشه. 

میگم ماشالله شما که طرفدار زیاد دارین.

باشه
شب میرم :(

دیشب رفتین مسجد؟ یا داشتین بدون تعارف می دیدین؟ 

دیشب رفتیم ولی هنوز اذان نشده بود
برگشتیم :)

:/

خب نتیجه ش چی شد؟

شاید اگه میرفتیم مسجد نتیجه میداد

نشد؟ :(

بله اگه رفته بودین می شد. گفتم که.

با سلام
گاهی رابطه ها به این شکل ختم می شود . یک نفر ، دیگری را آزار می دهد و دیگری تحمل می کند تا این که یک روز می گذارد و می رود . استاد منطقمان می گفت آزاری که در دل می بینید همان آزاری است که شما زودتر به دل دیگری رسانیده اید .
با تشکر از وبلاگ خوب و مفید شما
به وبلاگ تازه تأسیس کنکور برای انسانی ها سر بزنید

سلام. اگر ناشی از آزار باشه بله. ولی گاهی بی دلیله.

و البته بازم باعث نمیشه به یهو رفتنِ طرف مقابل حق بدم. قبلش باید یه هشداری چیزی ارائه بده. این دیگه چه مدلشه؟ :/
بدون لینک چگونه سر بزنم؟

نیوشا یعقوبی ۲۱ خرداد ۹۷ , ۲۲:۴۷
ای گفتی وقتی فرصت نمیدن توضیح بدی ها :/ هیچی دیگه من سکوت کنم بهتره

آآآآخ، آخ آخ.

معلومه رنج کشیده ای ها  ^_^

نیوشا یعقوبی ۲۱ خرداد ۹۷ , ۲۲:۵۲
بشدت :( همینی که راجع به جام جهانی چشم هایش نوشتم اولینشه :(

ای بابا! 

بیام بخونم پس :)

چقدر قضاوت!


خب من برگشتم ...
حالا میشنوم توضیحات یا توجیهاتتون رو !

الان می خواستین بشناسمتون که با اسمِ "دوست" پیام گذاشتین یا نشناسمتون؟! :/

کارتون قشنگ نیست. شوخی بامزه ای هم نیست.

یک عدد لوسی‌می هستم در جستجوی مهربانی :)

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ شش ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت مخفی وبها رو دنبال میکنم.
آرشیو مطالب
دی ۱۳۹۷ ( ۱۷ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۲۲ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۲۵ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۲۷ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۲۵ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۲۸ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۳۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۲۸ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۱ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۳۱ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۴۱ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۳۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۳۵ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۳۳ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۴۲ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۴۹ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۵۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۷۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵۲ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۷۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸۱ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۵۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۷۳ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸۱ )
دی ۱۳۹۵ ( ۸۸ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹۰ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۹۹ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۸۳ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۸۵ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۷۷ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰۷ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۱۳۸ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۲۱ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰۷ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۱۰۹ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹۱ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹۷ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۱۱۰ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۶۶ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۴۶ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۵۹ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۳۶ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۵۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۸۸ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۳۶ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۳۸ )
دی ۱۳۹۳ ( ۴۱ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۷۵ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۲۸ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴۷ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۸ )
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان