ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...
ماییم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست

ماجراهای من و خودم!

این منم با همه ترکیباتش...

ماجراهای من و خودم!

یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ پنج ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت مخفی وبها رو دنبال میکنم.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

غنیمت بر او بخش کو جنگ کرد...

يكشنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۲۰ ب.ظ

من سالهای سال مُردم

تا این که یک دم زندگی کنم، 

تو می توانی یک ذره،

یک مثقال،

مثل من بمیری؟



+با تصرف از قیصر عزیز. 

امروز بخشی از خاطراتم رو مرور کردم. 

این جملات برازنده ترین جملات برای توصیف زندگیمه!

و لله الحمد.

۹۷/۰۵/۰۷
لوسی می

نظرات  (۱۰)

من قبلا نظرم درباره مهریه این بود که ازدواج باید با چهارده‌تا سکه باشه :)) الان دیگه چهارده‌تا هم زیاده. باید به پنج‌تن رو بیاریم :))
پاسخ:
:))
الان باید لحظه لحظه ازدواج رو به تعجیل انداخت که رسما داره کنتور میندازه! :)
من امروز چشمم افتاد به تابلوی طلافروشی، با دیدن عدد 320 داشتم فکر می‌کردم، شاید اشتباها قسمت تاریخ یا ساعت رو نگاه کردم :|
یه چیزی هم میخواستم بگم، چون ممکنه باعث ناامیدی بشه نمیگم :)
پاسخ:
بگرد یه چیزی پیدا کن بگو امیدوارمون کن!
نا امیدی رو بلدیم. :دی
حالا دیگه؟ حالا دیگه؟ حداقل ما دو نفر کامنت‌گذار رو ناامید کردین رعفت!
پاسخ:
دیدم اصل پست رو رها کردین به پی نوشت بی ربطش پرداختین!
گفتم اینطوری حیفه بذارم یه پست جدا بنویسم کلا غرقتون کنم تو ماتم! :دی
کسانی که از بیرون زندگی آدمو می بینن براشون باور پذیر نیست که رسیدن به دمی آرامش بعد از عبور از دریای طوفانی حاصل شده
پاسخ:
دقیقا.
والا خودمون هم فراموش می کنیم گاهی.
و البته هرکس ابتلائات مخصوص خودش رو داره.
آها! اصل پست!
نچ، نمی‌توانم یک ذره یا یک مثقال مثل شما بمیرم، یک کیلو مثل خودم می‌میرم :)
پاسخ:
 یک کیلو مثل خودت هم خوووبه. وقتی به پنج کیلو مثل خودت رسیدی می تونی به رسیدن به مثقال من امیدوار باشی دخترم :)
بعد قول میدم در مورد سالهای سالش حرفی نزنم. :)
جالبه برام، این درجه از اطمینان از کجا میاد؟ :) یا دارین شوخی می‌کنین؟
اینکه شدت امتحانات خودتون رو با من مقایسه کردین و به این نتیجه رسیدین که پنج کیلوی من کمتر از یه مثقال شماست؟ 😂😂😂
پاسخ:
دیگه میدونم دیگههههه😋😎😎
تازه پنج کیلو رو تخفیف دادم گفتم دلخور نشی. 😉
شما هم صبر کن هنوز امتحانای سخت تری تو راهته. بعد ترازوتو عوض میکنی می بینی اینا کیلو نبوده جانم! 🙃
حالا از این بگذریم همین که من مثقال رو معیار میکنم و شما کیلو رو، خودش گویا نیست؟😃
نه آخه من که ادعای سختی کشیدن نکردم واقعا، ولی معمولا در مورد درجه‌ی سختی‌های دیگران اونم با ایییین فاصله نظر نمیدم :) 😊
و دیگه اینکه دقت بورزید جانم، دقت! شما مثقال رو برای من گفتین، من کیلو رو برای خودم! شما برای مشکلات خودتون و من برای شدت تحمل شما معیاری تعیین نکردیم که بعد با هم مقایسه‌ش کنیم :))) 🤓
پاسخ:
خب من با این پست دارم ادعا میکنم. تازه تیتر هم خیلی قشنگه. 😉

من حجم مردن رو به مثقال خرد کردم و گفتم حتی یک مثقال مثل من مردن کار هرکسی نیست. چه برسه به سالهای سال مردن مثل من!
بعد شما به جمله ت دقت کن: میگی یک مثقال مثل تو نمیتونم بمیرم اما یک کیلو مثل خودم می میرم!
خب همین خودش گویاست که از نظر شما هم یک مثقال من بیشتر از یک کیلوی خودته.
😎
ببین دیگه!
نهههههه! منظورم این بود هرکسی مثل خودش میمیره! یعنی شما هم نمیتونین یک مثقال مثل من بمیرین!!! 😂😂😂 (حالا ببینم امشب با این بمیرم بمیری کاری دست خودمون میدیم یا نه!) ولی کیلوها مثل خودتون میتونین. منم یک مثقال مثل شما نمی‌تونم ولی کیلوها مثل خودم میتونم.
پاسخ:
آها! خببببب باشه بهش فکر میکنم 😉
۰۸ مرداد ۹۷ ، ۰۸:۴۹ آقای مُرَّدَد
سلام
چه چالشی ایجاد کردی.
الان تمام آدمهایی که قرار بوده امیدوار بشن به زندگی اینو بخونن، فراری میشن. میگن افسرده و درب و داغون باشم به از اینکه بمیریم تا زنده باشیم:) 
شوخی کردما. من خوشم اومد.
پاسخ:
تازه بی ربط نوشتِ ذیلشو حذف کردم وگرنه نابود میکرد زندگیها رو!
(در مورد قیمت سکه بود)
۰۸ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۲۳ مامان محمدمهدی
ها من گوشه کوچولویی از مردنتو شنیدم
ندیدما فقط شنیدم یا خوندم
پاسخ:
هاااا همون همون!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">