مسیحِ باز مصلوب!

دیروز کتاب سقای آب و ادب رو خوندم.

خوب نبود..بد هم نبود... (فوق العاده در لذت بردن و تایید از کتابها سختگیر و سخت پسند شده م که فکر میکنم ناشی از افزایش سن و سالم باشه! :()

ولی یه فصلش قابل تامل بود.

خیلی هم.

قضاوتی در مورد ادعای کتاب ندارم اما به نظرم اومد که به نوعی در صدد رواج عقیده ی مسیحیان در مورد مصلوب شدن حضرت عیسی است، این بار در مورد حضرت سیدالشهداء.

هرچند که تعبیر جالب توجهی بود ولی از پذیرشش قدری ترسیدم!

ترسیدم که صرفاً تعبیر ذوقیِ سید مهدی شجاعی باشه.

مطالعه لازمم.

بیشتر از اینم توضیح نمیدم!

پس چرا این پست رو نوشتم؟ 

به دلیلی! :/



+عنوان، نام کتابی است مشهور از نیکوس کازانتزاکیس، که جدیداً هدیه گرفتیم و هنوز نخواندیمش! :)

وب سایت انکوباتور ۲۶ شهریور ۹۷ , ۱۲:۲۲
عجب

بله واقعا عجب هم داره.

سلام :)

سلام :)

لزوما نباید تایید کنین ...

خب کتاب ها انعکاس عقاید نویسنده هستند و میشه نپذیرفت حرفاشونو

چه خبرا ؟ خوب هستین ؟

خب دوست دارم از صحتش مطمئن بشم. بالاخره پای عقیده وسطه.

شما کتابش رو خوندین؟

ممنونم شما خوبین؟ کم پیدایین. 

نه نخوندم .

باز بهتر شده یکم  پیداتر شدم :)

آره بهتره ^_^

چه کار می کنین؟ سر کار و شغلتون منظورمه. اگه خصوصی نیست.

آره سرم شلوغه و از طرفی چون همه دوستان انتظار دارن نمیتونم به همه سر بزنم .

انتظارشون به جا نیست. شما راحت باشین. :)

از قلم ایشون فقط طوفان برام جذاب بود

نخوندم. رمانهاشو که اصصصصصلا دوست ندارم و این مذهبی نویسیهاش قبلا جذابتر می نمود!

شایدم قلمش تغییر کرده.

من شصت هفتاد درصدشو خوندم گذاشتم کنار. نصفِ توقعم هم نبود.

منم همونقدرشو خوندم گذاشتم کنار :)))

بعد دیدم باید تمومش کرد دوباره ادامه دادم.بماند که از جملاتش می پریدم.
بعد شک کردم که آیا واقعا قلمش همین بود و من آفتاب در حجاب و پدر، عشق و پسر و کشتی پهلوگرفته شو دوست داشتم؟
بعدتر فکر کردم اون موقع دبیرستانی بودم!
شما بگو ده درصدِ توقعم! نبود. ولی فصل نهمش رو خوندین؟

علوم جدید و تکنولوژی، مختص سبک زندگی ماده گرایی غرب بر محور تفکر اومانیستی است که محرّک آن نظام سلطه و سرمایه می باشد و مسلمانان نباید نظام آموزشی خود را بر اساس این علوم قرار دهند.

تمدن بدلی bornos.blog.ir

بعله. صحیح است.

به جا هست :)
مخصوصا خواهرم لوسی می بانو

نه واقعا. منم انتظاری ازتون ندارم.

اگر اینجا هستید از لطف بی دریغ شما و سایر دوستانه و من بسیاااار ممنونم. :)

یادم نیست فصل نهم کدوم بود. (جدای از متن، فصل‌بندی‌ها و عناوینی که انتخاب کرده بود به‌نظرم جالب بود) اما من به فرشتگانش که رسیدم، چند صفحه رو خوندم و بعد بردم پس دادم به کتابخونه! اندازه یه سر سوزن هم رغبت ندارم که ادامه‌ش رو بخونم!!

آرههه عناوین خوب بودند.

نهم همون همون فرشتگانش بود! :/
منم به همونجا رسیدم کتاب رو بستم. و همون فصل، فصل چالشیش بود.
ولی قلمش در حد افتضاحه! جمله ها رو می پریدم و احساس خیانت به کتاب رو داشتم اما خب....
العمل العملَ، ثم النهایه النهایه و الاستقامه الاستقامه! 
اینا رو تمرین کردم با کامل خوندن این کتاب:))

وظیفه س و باعث افتخاره :)

اختیار دارین. نگین اینجوری من احساس دین میکنم و شرمنده میشم.

لطف شماست‌

خیلی وقت پیش خوندمش. اصلا محتواش یادم نیست.

ای بابا.

الان که فکر کردم، به نظرم با پدر آب پسرش اشتباه گرفتم. اینو نخوندم!
کلا با اسامی مشکل دارم :((

:))

پدر، عشق و پسر. آب نداشت. :دی
این در مورد حضرت عباس بود اون در مورد حضرت علی اکبر بود.

پدر عشق پسر و دموکراسی یا دموقراضه رو نخوندم یعنی دارمشون فرصت نشده بخونمشون
 (مامانم خونده میگفت اولی خوب بود دومی اصلااا بدرد نمیخورد) 
این کتاب رو میخواستم بخرم که خب دیگه نمیگیرم! :)
کشتی پهلو گرفته ش و کمی دیرترش رو دوست داشتم
طوفان دیگری در راه است رو هم خوندم یه جوری بود همون موقع دوست داشتم الان نمیدونم :)

پدر، عشق و پسر رو بیش از ده سال پیش خوندم و به دوستم هدیه دادم و دوستش داشتم. اما نمیدونم قلمش همین قلمِ سقای آب و ادب افتضاح بوده و من با گذر سن سلیقه م تغییر کرده یا اینکه واقعا قلم متفاوتی بوده.

دموکراسی رو نخوندم و کلا رمانهاشو هیچ وقت دوست نداشتم.
کمی دیرتر و طوفان رو هم نخوندم و با این تجربه بعیده بخونم.
حالا شما کتابهایی که داری رو یه نگاهی بنداز بد نیست :دی

سعیمو میکنم :)
ولی 40تا کتاب هر کدومو شروع کنم اون یکی قهر میکنه 
تازه کتاب های ارشد هم که دیگه هیچی بدجور چپ چپ نگاه میکنن -_-
:))

آخ آخ آخ! کتابها رو عصبانی نکن! :دی

سلام
من این کتاب و نخوندم ولی فک کنم منظورتون این تفکر که امام حسین علیه السلام برای گناهان ما شهید شدن مثل اعتقاد مسیحیا برا مصلوب شدن حضرت عیسی علیه السلام؟درست متوجه شدم؟

سلام.

بله یه همچین تعبیری ارائه کرده. نه اینکه به خاطر گناهان ما شهید شدن بلکه به معنای اینکه خون ایشون فدیه ای است برای گناهان ما. که مسحیحیت هم چنین اعتقادی داره تقریبا.

محسن خطیبی فر ۲۷ شهریور ۹۷ , ۱۰:۳۵
سلام
ب نظرم کتاب ادبی ادبیه، کتاب عقایدی؛ عقایدی: اگه هر کدوم تو چارچوب خودشون ارزیابی بشن، نتیجه مطمئن‌تری از مفیدبودن و سودمندی کتاب؛ دست آدم می‌آد. البته ک این نظر، ب هیچ وجه تائید قلم آقای شجاعی نیست و اتفاقاً قلم ایشون ب سلیقه و انتخاب من نزدیک نیست اصلاً.

سلام. کتاب ازنظر من تو هیچ دسته بندی ای جا نمیگیره!

ولی فرمایش شما صحیحه کاملا.

محسن خطیبی فر ۲۷ شهریور ۹۷ , ۱۲:۱۶
هیچ بیانی رو نمی‌شه تو ی دسته‌ی مشخص جا داد. دسته‌بندی‌هایی مثل: بیان ادبی، بیان اخباری، بیان عاطفی، بیان انذاردهنده و... اما خب این رو هم نمی‌شه رد کرد ک هر بیانی، ی وجهه‌ی غالب داره. ب نظرم وجه و ساختار زبانی غالب تو این کتاب، بیان ادبیه. و خب به‌تره ک برای تشخیص قوت این کتاب؛ با شاخص‌های ارزیابی کتاب‌های ادبی سراغ‌ش بریم، نه با شاخص‌های ارزیابی کتب تاریخی.

پ‌ن:
ممکنه این سوال پیش بیاد ک بیان ادبی شامل بیان عاطفی، انذاردهنده و غیره هم می‌تونه باشه. پس لازمه بگم ک منظور از بیان ادبی، بیان و گفتاری هست ک رویکرد اصلی نویسنده/گوینده در نوشتار/گفتار؛ زیبایی‌شناسی باشه. آدم ادیب، شبیه نماکار ی ساختمون نیمه‌کاره‌اس: هم‌اون‌طور ک نماکار تلاش داره با انتخاب مواد و مصالح مختلف، به‌ترین نما رو برا ی ساختمون انتخاب کنه؛ ادیب هم تلاش می‌کنه با ساز و کارهای ادبی، به‌ترین نما رو ب ی سخن‌رانی/ نوشته بده. کارکرد تلاش هر دو این افراد (نماکار و ادیب) چشم‌نوازی و دل‌فریبی است. به این نوع تلاش در زبان‌شناسی می‌گن ادبیات :)

جالب بود، ممنونم.

و البته من سر رشته ای ازش نداشتم و ندارم.

محسن خطیبی فر ۲۷ شهریور ۹۷ , ۱۴:۲۵
:)
پیش‌نهاد می‌کنم کتاب‌های ایشون رو شروع کنید ب خوندن، برای آشنایی با زبان‌شناسی.

لینک باز نمیشه تو کامنتها.

محسن خطیبی فر ۲۸ شهریور ۹۷ , ۰۹:۰۴
https://fa.wikipedia.org/wiki/محمدرضا_باطنی

ممنون.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
یک لوسی میِ مهربان هستم که دارد رفته رفته پیر می شود :))

مستر بهم میگه تو شبیه لوسی می هستی!
برای همین اسمم اینه :)

+یک پسرکِ شش ساله،
و گل پسری سه ساله دارم.

+مهم: فقط و فقط به صورت مخفی وبها رو دنبال میکنم.
آرشیو مطالب
آذر ۱۳۹۷ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۲۵ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۲۷ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۲۵ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۲۸ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۳۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۲۸ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۱ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۳۱ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۴۱ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۳۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۳۵ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۳۳ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۴۲ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۴۹ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۵۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۷۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵۲ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۷۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۸۱ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۵۹ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۷۳ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸۱ )
دی ۱۳۹۵ ( ۸۸ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۹۰ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۹۹ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۸۳ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۸۵ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۷۷ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۱۰۷ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۱۳۸ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۲۱ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰۷ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۱۰۹ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹۱ )
دی ۱۳۹۴ ( ۹۷ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۱۱۰ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۶۶ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۴۶ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۵۹ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۳۶ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۵۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۸۸ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۹ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۳۶ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۳۸ )
دی ۱۳۹۳ ( ۴۱ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۷۵ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۲۸ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴۷ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۸ )
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان